برچسب: مهدی ملکشاه

ریموند کارورِ ما ایرانی‌ها

ریموند کارور در عصری در آمریکا زیست که جامعه دستخوش انواع بحران‌ها بود و در صدر آن‌ها جنگ ویتنام. اما آدم‌های کارور درباره ویتنام حرف نمی‌زنند. درباره آمریکا هم حرف نمی‌زنند. سوالی که پیدا می‌شود این است که چرا نویسنده‌ای تا به این حد ناآشنا و گریزان از سیاست، اقبالی گسترده در جامعه‌ای سیاست‌زده، مثل ایران پیدا کرده است؟ و دست آخر کارور چه میراثی برای نویسندگان ما داشت؟ مهدی ملکشاه می‌نویسد: «درسی که داستان‌نویسی ما باید از کارور می‌گرفت و نگرفت این بود که به آسیب‌های اجتماعی به‌عنوان آسیب‌های‌ اجتماعی نگاه کنند، نه اشیایی تزیینی برای داستان نوشتن: کارور عمیقاً نسبت به یک معضل اجتماعی در آمریکا واکنش نشان داد: الکلیسم.»

یادداشت‌های کتابفروش

ویل دورانت بدون سانسور

بعضی کتاب‌ها در حکم ابَرغذاهای صنعت نشر ایران هستند؛ پرایدهای سفید صندوق‌دارِ صنعتِ نشر: هر وقت اراده کنی که بفروشی مشتری‌اش هست، هر وقت بخواهی بخری هم فروشنده‌اش هست. بسته به سال تولید و میزان کارکرد و وضعیت ظاهری قیمت‌گذاری می‌شوند. معمولاً هم هرچه قدیمی‌تر باشند گران‌ترند؛ اگر مالِ قبل از سال 57 باشند که چه بهتر. «تاریخ تمدن» ویل دورانت از مهم‌ترین این کتاب‌هاست. اصلاً ویل دورانت‌خَرها ویژگی‌های مشترکی دارند. در حدی که می‌توان آن‌ها را یک سنخ از مشتریان کتابفروشی‌ها طبقه‌بندی کرد.

یادداشت‌های کتابفروش

کتاب‌های عرفان کیهانی را می‌خواهم

هرکس که می‌آید کتابفروشی برای خریدن کتاب آمده؟ نویسنده یادداشت با ذکر خاطره‌ای از دوران کتابفروش بودنش یادآوری می‌کند که کتابفروشی، خیلی مواقع چیزی بیشتر از مکانی برای فروش کتاب است. یک جای عمومی است. جایی برای حرف زدن، دیدن جلد کتاب‌ها و گاه گفتن عقایدی با صدایی نه آنقدر بلند که باعث دردسر بشود و نه آنقدر آرام که در فضای خصوصی می‌شود گفت. فضاهای عمومی در ایران رو به تهدید و تحدیدند و در این میان بسته شدن کتابفروشی، به نفع فروش اینترنتی یا چیزی از این قبیل، چیزی بیش از بسته شدن مکانی برای یک نوع از فروش کتاب است.

نیروانای ناممکن ما

چرا فقط همان یک پنجره بازه؟

راوی داستان‌های «نیروانای ناممکن ما» کلافه و عصبی و بدبین است، داستان‌ها بُعدی فلسفی هم دارند به این معنا که درباره‌ی بیهودگی و آبزورد بودن وجودی آدمیزادند. اما با کمی دقت می‌بینیم که باز با فشارهای زندگی زناشویی طبقات متوسط، موقعیت‌های کار مطبوعاتی و زندگی دانشجویی که تم‌های نسبتاً آشنایی هستند طرف هستیم، همین طور یک جور مخالفت با الکی خوشی بیهوده. و اتفاقاً این‌ها همه تم‌هایی هستند که به سرعت می‌توانند تکراری شوند. مهدی ملکشاه نویسنده بااستعدادی است و با صداقت درون خود را برای خواننده می‌گشاید اما هر استعداد ذاتی باید مهار شود، چون استعداد و پیروی از غریزه ذاتاً میل به پراکندگی و بی‌شکلی دارد.

ریموند کارورِ ما ایرانی‌ها

ریموند کارور در عصری در آمریکا زیست که جامعه دستخوش انواع بحران‌ها بود و در صدر آن‌ها جنگ ویتنام. اما آدم‌های کارور درباره ویتنام حرف نمی‌زنند. درباره آمریکا هم حرف نمی‌زنند. سوالی که پیدا می‌شود این است که چرا نویسنده‌ای تا به این حد ناآشنا و گریزان از سیاست، اقبالی گسترده در جامعه‌ای سیاست‌زده، مثل ایران پیدا کرده است؟ و دست آخر کارور چه میراثی برای نویسندگان ما داشت؟ مهدی ملکشاه می‌نویسد: «درسی که داستان‌نویسی ما باید از کارور می‌گرفت و نگرفت این بود که به آسیب‌های اجتماعی به‌عنوان آسیب‌های‌ اجتماعی نگاه کنند، نه اشیایی تزیینی برای داستان نوشتن: کارور عمیقاً نسبت به یک معضل اجتماعی در آمریکا واکنش نشان داد: الکلیسم.»

یادداشت‌های کتابفروش

ویل دورانت بدون سانسور

بعضی کتاب‌ها در حکم ابَرغذاهای صنعت نشر ایران هستند؛ پرایدهای سفید صندوق‌دارِ صنعتِ نشر: هر وقت اراده کنی که بفروشی مشتری‌اش هست، هر وقت بخواهی بخری هم فروشنده‌اش هست. بسته به سال تولید و میزان کارکرد و وضعیت ظاهری قیمت‌گذاری می‌شوند. معمولاً هم هرچه قدیمی‌تر باشند گران‌ترند؛ اگر مالِ قبل از سال 57 باشند که چه بهتر. «تاریخ تمدن» ویل دورانت از مهم‌ترین این کتاب‌هاست. اصلاً ویل دورانت‌خَرها ویژگی‌های مشترکی دارند. در حدی که می‌توان آن‌ها را یک سنخ از مشتریان کتابفروشی‌ها طبقه‌بندی کرد.

یادداشت‌های کتابفروش

کتاب‌های عرفان کیهانی را می‌خواهم

هرکس که می‌آید کتابفروشی برای خریدن کتاب آمده؟ نویسنده یادداشت با ذکر خاطره‌ای از دوران کتابفروش بودنش یادآوری می‌کند که کتابفروشی، خیلی مواقع چیزی بیشتر از مکانی برای فروش کتاب است. یک جای عمومی است. جایی برای حرف زدن، دیدن جلد کتاب‌ها و گاه گفتن عقایدی با صدایی نه آنقدر بلند که باعث دردسر بشود و نه آنقدر آرام که در فضای خصوصی می‌شود گفت. فضاهای عمومی در ایران رو به تهدید و تحدیدند و در این میان بسته شدن کتابفروشی، به نفع فروش اینترنتی یا چیزی از این قبیل، چیزی بیش از بسته شدن مکانی برای یک نوع از فروش کتاب است.

نیروانای ناممکن ما

چرا فقط همان یک پنجره بازه؟

راوی داستان‌های «نیروانای ناممکن ما» کلافه و عصبی و بدبین است، داستان‌ها بُعدی فلسفی هم دارند به این معنا که درباره‌ی بیهودگی و آبزورد بودن وجودی آدمیزادند. اما با کمی دقت می‌بینیم که باز با فشارهای زندگی زناشویی طبقات متوسط، موقعیت‌های کار مطبوعاتی و زندگی دانشجویی که تم‌های نسبتاً آشنایی هستند طرف هستیم، همین طور یک جور مخالفت با الکی خوشی بیهوده. و اتفاقاً این‌ها همه تم‌هایی هستند که به سرعت می‌توانند تکراری شوند. مهدی ملکشاه نویسنده بااستعدادی است و با صداقت درون خود را برای خواننده می‌گشاید اما هر استعداد ذاتی باید مهار شود، چون استعداد و پیروی از غریزه ذاتاً میل به پراکندگی و بی‌شکلی دارد.