برچسب: مهدی افخمی

هند

وقتی ثروت مثل اجل ناگهانی نازل می‌شود

«قاچار قوچار» عبارتی که تنها ۵ نفر در دنیای داستان  آن را شنیده‌اند و معنایش را می‌فهمند. این عبارت در خانواده آنیتا متولدشده است و تنها او و برادرش و پدر و مادر آنیتا و راوی از آن خبر دارند و وقتی اوضاع پیچیده و بغرنج می‌شود آنیتا می‌گوید «همه‌اش قاچار قوچار شده» اقتصاد خانواده ناگهان متحول شده. از خانه‌ای تنگ و تودرتو و پر از مورچه به خانه‌ای اعیانی در بنگلور رفته‌اند. اما ثروتمند شدن بخصوص اگر مثل اجل ناگهانی باشد، دردسرهای زیادی هم دارد.

محمود کیانوش

اوضاع بیش از آن‌چه فکر کنید جنون‌آمیز است!

کیانوش با اینکه پدر شعر کودک فارسی است اما در این «دراز گویی یک دیوانه در یک داستان کوتاه» پوسته سخت زندگی ایرانی و تفرعن بافته شده در تار و پود آن را به باد انتقاد می‌گیرد. محمود کیانوش این داستان را در فاصله فروردین تا تیرماه ۱۳۵۷ در انگلستان نوشته است و یک سال بعد، درحالی که انقلاب همه چیز را به کلی دگرگون کرده بود، در تهران به چاپ رساند. حالا کتاب دوباره در قطع و شکل و شمایلی جدید به چاپ رسیده است.

صدای ترد کوبیده شدن برف زیر پا

ج را نویسنده از غزلی از حافظ به عاریت گرفته است: «درخم زلف تو آن خال سیه دانی چیست / نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست». «ج» داستان دست راستی‌ها یعنی پدر و پسر و دست چپی‌ها یعنی دختر و مادر است. برف نقشی اساسی در داستان بازی می‌کند. داستانی خانوادگی که از ایستگاهی برف زده شروع و به خانه‌ای با سگ سیاه ختم می‌شود. اما شخصیت‌ها در ذهن مخاطب شکل نمی‌گیرند و تنها عکسی زیبا از بارش برف در ذهن می‌ماند. زیباترین جای کتاب همان عکس روی جلد است، به آن بیشتر نگاه کنید.

هند

وقتی ثروت مثل اجل ناگهانی نازل می‌شود

«قاچار قوچار» عبارتی که تنها ۵ نفر در دنیای داستان  آن را شنیده‌اند و معنایش را می‌فهمند. این عبارت در خانواده آنیتا متولدشده است و تنها او و برادرش و پدر و مادر آنیتا و راوی از آن خبر دارند و وقتی اوضاع پیچیده و بغرنج می‌شود آنیتا می‌گوید «همه‌اش قاچار قوچار شده» اقتصاد خانواده ناگهان متحول شده. از خانه‌ای تنگ و تودرتو و پر از مورچه به خانه‌ای اعیانی در بنگلور رفته‌اند. اما ثروتمند شدن بخصوص اگر مثل اجل ناگهانی باشد، دردسرهای زیادی هم دارد.

محمود کیانوش

اوضاع بیش از آن‌چه فکر کنید جنون‌آمیز است!

کیانوش با اینکه پدر شعر کودک فارسی است اما در این «دراز گویی یک دیوانه در یک داستان کوتاه» پوسته سخت زندگی ایرانی و تفرعن بافته شده در تار و پود آن را به باد انتقاد می‌گیرد. محمود کیانوش این داستان را در فاصله فروردین تا تیرماه ۱۳۵۷ در انگلستان نوشته است و یک سال بعد، درحالی که انقلاب همه چیز را به کلی دگرگون کرده بود، در تهران به چاپ رساند. حالا کتاب دوباره در قطع و شکل و شمایلی جدید به چاپ رسیده است.

صدای ترد کوبیده شدن برف زیر پا

ج را نویسنده از غزلی از حافظ به عاریت گرفته است: «درخم زلف تو آن خال سیه دانی چیست / نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست». «ج» داستان دست راستی‌ها یعنی پدر و پسر و دست چپی‌ها یعنی دختر و مادر است. برف نقشی اساسی در داستان بازی می‌کند. داستانی خانوادگی که از ایستگاهی برف زده شروع و به خانه‌ای با سگ سیاه ختم می‌شود. اما شخصیت‌ها در ذهن مخاطب شکل نمی‌گیرند و تنها عکسی زیبا از بارش برف در ذهن می‌ماند. زیباترین جای کتاب همان عکس روی جلد است، به آن بیشتر نگاه کنید.