برچسب: منصور دلریش

ماتم

آیین‌های عبور از اضطراب

در جوامع و محیط‌های سنتی انواع رسوم عزاداری و آیین‌های سوگواری کارکرد مشخص و کارامدی دارند. پیوندهای انسجام‌بخشی مانند خانواده، اهالی محل و نهادهای مذهبی معمولاً فرد داغدیده را در مسیر عبور از مرحله‌ی اندوه تا منزل التیام همراهی می‌کنند. اما با سرگشتگی‌های مدرنیته و پیچیدگی روابط عاطفی و اجتماعی بعد از آن، در نبود آن نهادها و در غیبت آن آیین‌ها عبور از ماتم دشوار می‌شود و گاه ناتمام باقی می‌ماند. از آن‌جا که این ناتمامی در غالب موارد با گذشت زمان بغرنج‌تر می‌شود، اهل فن در زمینه‌ی روانشناسی و بهداشت روانی تکنیک‌هایی برای گذر از مصیبت و رسیدن به سلامت توصیه می‌کنند. این کتاب حاوی همین تکنیک‌ها و توصیه‌هاست.

عجایب المخلوقات

خانم مکالرز رنجور و ریزجثه با آن همه بلاهایی که سرش آمد و از سلامتی‌اش چیزی باقی نگذاشت، از مهم‌ترین نویسندگان نیمه‌های قرن بیستم آمریکا بود. رمان کوتاه «آواز کافه‌ی غم‌بار» نمونه‌ی کم‌نظیری از ادبیات داستانی‌ای است که در تاریخ هنر امریکا به «ادبیات جنوب» معروف شده است. آواز کافه‌ی غم‌بار نشان محوی از سرخوردگیِ جنگ‌های جهانی را در خود دارد و پژواک فاکنر از سراسر آن به گوش می‌رسد. بی‌نهایت تاریک است، طنزش می‌گزد و در انتها اندوهی عمیق نصیب خواننده می‌کند.

بارنز

دریفوسِ خصوصیِ آقای هولمز

آرتور کانن دویل اسکاتلندی و جرج هندی با هم همراه می‌شوند. داستان عمیقاً در گذشته این دو غرق می‌شود و معمای کارآگاهی در حاشیه قرار می‌گیرد. آرتور و جرج به تدریج با حفظ همین حالت کاراگاهی به نوعی رمان تفکر نزدیک شده است. همزمان که همه‌ی معماهای داستان کارآگاهی آرتور و جورج حل می‌شود، پرسش‌هایی هستی‌شناسانه شروع به جوانه زدن می‌کنند.

کامو

سهمِ بی‌گناهی

جنایت‌کاری که یک کشاورز را همراه با همسر و فرزندانش به قتل رسانده، در صف اعدام به سر می‌بَرد. پدر کامو، هم‌صدا با عقیده‌ی عمومی، خواستار گردن زدن آن هیولا است و برای نخستین‌بار در زندگی‌اش قصد تماشای حکم اعدام را دارد. مادر کامو تعریف می‌کند او سراسیمه به خانه بازمی‌گردد، روی تخت دراز می‌کشد و ناگهان بالا می‌آورَد. کامو حکم اعدام را از جنس انتقام می‌خواند و «قانون تلافی» را نوعی قتل حساب می‌کند. مواضع او در این رساله سطر به سطر رادیکال‌تر می‌شود.

زبان گفتار

علیهِ آفاتِ تعارف

زبان زنده کتابی کمیاب و ضروری است. منوچهر انور حاصل سال‌ها کلنجار فکری‌اش با زبان فارسی را به پیشنهاد محمد زهرایی ناشرش در قالب این کتاب جمع آورده است. از سال‌هایی که در دهه سی ویراستار موسسه انتشارات فرانلکین بوده تا به امروز. آغاز فساد در زبان فارسی و آلوده شدن به مُنشی‌مَنِشی، و همین‌طور تفاوت بین زبان گفتار و نوشتار از موضوعات اصلی این کتاب است. انور در فرازهایی تفاوتِ میانِ زبانِ گفتار و عامیانه را بسط می‌دهد و شیرفهم می‌کند که این دوّمی شعبه‌ای از آن اوّلی است.

قوشِ تنها و ذریّاتِ سیمرغ

ابوتراب خسروی در آخرین کتاب خود دست به تجربه‌ای ضروری زده است: بازآفرینی مدرن قصه‌های شیخ اشراق؛ مجموعه‌ای از چهارده داستان که کوتاهی‌شان گاه به کمتر از دو صفحه می‌رسد. کار وی در این کتاب بازتاب و بازتولید منابع مکتوب فرهنگ ایرانی و نوعی پیوند زدن ادبیات اکنون به گذشته است.
نویسنده در تجربه‌ی تجریدی خویش سرگردان است و در کار دور ریختن «شکل غلط رفتار کلمات و هجاها»یی که پیشتر آموخته تا جا را برای «کلمه‌ها و سرمشق‌های تازه» باز کند؛ همچون قوشی تنها در پیِ ذریّاتِ سیمرغ.

روایتِ سیاهِ سایه‌ها

بازنمایی بی‌پروای خشونت، نقد صریح سیاست و تآتر شقاوت این‌بار با استفاده از حضور نویسنده‌ی خوش‌نام دانمارکیِ ادبیات کودکان. مارتین مک دونا این یاغیِ بریتانیایی چه خیالی در سر دارد؟
برای مک‌دونا انگار که هیچ محدودیتی وجود ندارد. او صدایش را از چارلز دیکنز، که زمانی از به‌کارگیری کودکان در معادن شِکوه کرده بود، هم بلندتر می‌کند. در یک نمایشنامه خیلی خیلی خیلی سیاه!

پرنده برنتواند گشت به آسایشِ لانه

درام‌شناسان هنریک ایبسن را هم‌سنگ سوفوکل و شکسپیر می‌دانند و ایبسن خود «اردکِ وحشی» را نقطه‌ی عطفی در سیرِ درام‌نویسی‌اش می‌انگارد و حالا منوچهر انور یازده سال بعد از انتشار ترجمه‌اش از «عروسکخانه» به سراغ کار دیگری از ایبسن رفته است. مثلثی که نشان‌گر اهمیت کتاب منتشرشده در زبان فارسی است.

 

چرا تمدّنِ بزرگ را تاب نیاوردیم؟

مجموعه نِشست‌های خصوصی‌ای که هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار در اوایل سال ۱۳۷۲ ترتیب داد، از همان ابتدا طرح و نقشه‌ای بود جهتِ پیاده شدن روی کاغذ. نوارِ آخر این جلسات پیش‌ترها (پس از درگذشتِ هر دوی آن‌ها) با جرح و تعدیل در فصلنامه‌ی زنده‌رود منتشر شده بود. حالا این گفتگوها به چاپ رسیده‌اند و این مطلب نگاهی انداخته است به چندوچون این گفتگوها.

جولین بارنز

«فیلسوفِ عواطف و حافظه‌ی تاریخی»

جولین بارنز با «درکِ یک پایان» در ایران شناخته شد و خیلی زود با ترجمه چند کتاب دیگرش به نویسنده‌ای مورد توجه بین علاقمندان ادبیات در ایران تبدیل شد. بارنز کوندرا را به یاد می‌آورد و همچون خَلَفش گوستاو فلوبر، خدای داستان‌هاش است. همه‌جا حضور دارد، امّا دیده نمی‌شود. در عینِ‌حال مقابل خواننده‌اش قرار نمی‌گیرد، بل‌که کنارش می‌نشیند و همسو با او به افق می‌نگرد

ماتم

آیین‌های عبور از اضطراب

در جوامع و محیط‌های سنتی انواع رسوم عزاداری و آیین‌های سوگواری کارکرد مشخص و کارامدی دارند. پیوندهای انسجام‌بخشی مانند خانواده، اهالی محل و نهادهای مذهبی معمولاً فرد داغدیده را در مسیر عبور از مرحله‌ی اندوه تا منزل التیام همراهی می‌کنند. اما با سرگشتگی‌های مدرنیته و پیچیدگی روابط عاطفی و اجتماعی بعد از آن، در نبود آن نهادها و در غیبت آن آیین‌ها عبور از ماتم دشوار می‌شود و گاه ناتمام باقی می‌ماند. از آن‌جا که این ناتمامی در غالب موارد با گذشت زمان بغرنج‌تر می‌شود، اهل فن در زمینه‌ی روانشناسی و بهداشت روانی تکنیک‌هایی برای گذر از مصیبت و رسیدن به سلامت توصیه می‌کنند. این کتاب حاوی همین تکنیک‌ها و توصیه‌هاست.

عجایب المخلوقات

خانم مکالرز رنجور و ریزجثه با آن همه بلاهایی که سرش آمد و از سلامتی‌اش چیزی باقی نگذاشت، از مهم‌ترین نویسندگان نیمه‌های قرن بیستم آمریکا بود. رمان کوتاه «آواز کافه‌ی غم‌بار» نمونه‌ی کم‌نظیری از ادبیات داستانی‌ای است که در تاریخ هنر امریکا به «ادبیات جنوب» معروف شده است. آواز کافه‌ی غم‌بار نشان محوی از سرخوردگیِ جنگ‌های جهانی را در خود دارد و پژواک فاکنر از سراسر آن به گوش می‌رسد. بی‌نهایت تاریک است، طنزش می‌گزد و در انتها اندوهی عمیق نصیب خواننده می‌کند.

بارنز

دریفوسِ خصوصیِ آقای هولمز

آرتور کانن دویل اسکاتلندی و جرج هندی با هم همراه می‌شوند. داستان عمیقاً در گذشته این دو غرق می‌شود و معمای کارآگاهی در حاشیه قرار می‌گیرد. آرتور و جرج به تدریج با حفظ همین حالت کاراگاهی به نوعی رمان تفکر نزدیک شده است. همزمان که همه‌ی معماهای داستان کارآگاهی آرتور و جورج حل می‌شود، پرسش‌هایی هستی‌شناسانه شروع به جوانه زدن می‌کنند.

کامو

سهمِ بی‌گناهی

جنایت‌کاری که یک کشاورز را همراه با همسر و فرزندانش به قتل رسانده، در صف اعدام به سر می‌بَرد. پدر کامو، هم‌صدا با عقیده‌ی عمومی، خواستار گردن زدن آن هیولا است و برای نخستین‌بار در زندگی‌اش قصد تماشای حکم اعدام را دارد. مادر کامو تعریف می‌کند او سراسیمه به خانه بازمی‌گردد، روی تخت دراز می‌کشد و ناگهان بالا می‌آورَد. کامو حکم اعدام را از جنس انتقام می‌خواند و «قانون تلافی» را نوعی قتل حساب می‌کند. مواضع او در این رساله سطر به سطر رادیکال‌تر می‌شود.

زبان گفتار

علیهِ آفاتِ تعارف

زبان زنده کتابی کمیاب و ضروری است. منوچهر انور حاصل سال‌ها کلنجار فکری‌اش با زبان فارسی را به پیشنهاد محمد زهرایی ناشرش در قالب این کتاب جمع آورده است. از سال‌هایی که در دهه سی ویراستار موسسه انتشارات فرانلکین بوده تا به امروز. آغاز فساد در زبان فارسی و آلوده شدن به مُنشی‌مَنِشی، و همین‌طور تفاوت بین زبان گفتار و نوشتار از موضوعات اصلی این کتاب است. انور در فرازهایی تفاوتِ میانِ زبانِ گفتار و عامیانه را بسط می‌دهد و شیرفهم می‌کند که این دوّمی شعبه‌ای از آن اوّلی است.

قوشِ تنها و ذریّاتِ سیمرغ

ابوتراب خسروی در آخرین کتاب خود دست به تجربه‌ای ضروری زده است: بازآفرینی مدرن قصه‌های شیخ اشراق؛ مجموعه‌ای از چهارده داستان که کوتاهی‌شان گاه به کمتر از دو صفحه می‌رسد. کار وی در این کتاب بازتاب و بازتولید منابع مکتوب فرهنگ ایرانی و نوعی پیوند زدن ادبیات اکنون به گذشته است.
نویسنده در تجربه‌ی تجریدی خویش سرگردان است و در کار دور ریختن «شکل غلط رفتار کلمات و هجاها»یی که پیشتر آموخته تا جا را برای «کلمه‌ها و سرمشق‌های تازه» باز کند؛ همچون قوشی تنها در پیِ ذریّاتِ سیمرغ.

روایتِ سیاهِ سایه‌ها

بازنمایی بی‌پروای خشونت، نقد صریح سیاست و تآتر شقاوت این‌بار با استفاده از حضور نویسنده‌ی خوش‌نام دانمارکیِ ادبیات کودکان. مارتین مک دونا این یاغیِ بریتانیایی چه خیالی در سر دارد؟
برای مک‌دونا انگار که هیچ محدودیتی وجود ندارد. او صدایش را از چارلز دیکنز، که زمانی از به‌کارگیری کودکان در معادن شِکوه کرده بود، هم بلندتر می‌کند. در یک نمایشنامه خیلی خیلی خیلی سیاه!

پرنده برنتواند گشت به آسایشِ لانه

درام‌شناسان هنریک ایبسن را هم‌سنگ سوفوکل و شکسپیر می‌دانند و ایبسن خود «اردکِ وحشی» را نقطه‌ی عطفی در سیرِ درام‌نویسی‌اش می‌انگارد و حالا منوچهر انور یازده سال بعد از انتشار ترجمه‌اش از «عروسکخانه» به سراغ کار دیگری از ایبسن رفته است. مثلثی که نشان‌گر اهمیت کتاب منتشرشده در زبان فارسی است.

 

چرا تمدّنِ بزرگ را تاب نیاوردیم؟

مجموعه نِشست‌های خصوصی‌ای که هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار در اوایل سال ۱۳۷۲ ترتیب داد، از همان ابتدا طرح و نقشه‌ای بود جهتِ پیاده شدن روی کاغذ. نوارِ آخر این جلسات پیش‌ترها (پس از درگذشتِ هر دوی آن‌ها) با جرح و تعدیل در فصلنامه‌ی زنده‌رود منتشر شده بود. حالا این گفتگوها به چاپ رسیده‌اند و این مطلب نگاهی انداخته است به چندوچون این گفتگوها.

جولین بارنز

«فیلسوفِ عواطف و حافظه‌ی تاریخی»

جولین بارنز با «درکِ یک پایان» در ایران شناخته شد و خیلی زود با ترجمه چند کتاب دیگرش به نویسنده‌ای مورد توجه بین علاقمندان ادبیات در ایران تبدیل شد. بارنز کوندرا را به یاد می‌آورد و همچون خَلَفش گوستاو فلوبر، خدای داستان‌هاش است. همه‌جا حضور دارد، امّا دیده نمی‌شود. در عینِ‌حال مقابل خواننده‌اش قرار نمی‌گیرد، بل‌که کنارش می‌نشیند و همسو با او به افق می‌نگرد