سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: مموآر

زیر تیغ ستاره جبار زندگی آزادی

به پاس زندگی، در دوران آرمان‌های ضد زندگی

«زیر تیغ ستاره‌ی جبار»[1] داستان زندگی هِدا مارگولیوس کووالی در سایه‌ی جنگ جهانی دوم و بعد حکومتی توتالیتر است. نسخه‌ی اولیه‌ای از کتاب در ۱۹۷۳ با عنوان «فاتحان و مغلوبان» منتشر شد. در سال ۱۹۸۶ ناشری دیگر با کمک نویسنده آن را از نو ترجمه و منتشر کرد که پایه‌ی ترجمه‌ی فارسی است. کتاب ضرورت‌های زمانه را پیش روی ما می‌گذارد و کاری می‌کند با واقعیت‌های تاریک ذات انسان مواجه شویم. اگرچه این روایت رنج و ناملایمتی را برای خواننده ترسیم می‌کند، اما  میل به زندگی دارد، همان ساده‌ترین ایدئولوژي که نویسنده به خاطرش از چنگ نازی‌ها گریخته است.

کودکی نیمه تمام کیومرث پوراحمد

کیومرث پوراحمد: دیگر سوار اتوبوس قراضه ذوب‌آهن نشدم

کیومرث پوراحمد فیلمساز بود. با «شب یلدا» از بین فیلم‌هایش و با «قصه‌های مجید» از کارهای تلویزیونی‌اش حتماً آشنا هستید. پوراحمد اما فقط کارگردان سینما نبود. کارش را اول با نقدنویسی در مطبوعات شروع کرد و بعد از انقلاب و وقتی فیلمساز شده بود هم همکاری نیمه مستمری با ماهنامه فیلم داشت. گاهی نقدی بر فیلمی که توجهی خاص در او برانگیخته بود یا نوشتن بهاریه‌های معمول این مجله در نوروزها. قلم بسیار روانی داشت و این بخشی از هنر پوراحمد بود که زیر سایه مشغله اصلی و پرسروصدا و توجه‌برانگیز او قرار گرفته بود. خاطراتش از دوران کودکی تا اوایل دوران حرفه‌ای‌اش را در کتابی به نام «کودکی نیمه‌‌تمام» نوشت که مموآری بسیار جذاب و خواندنی از آب درآمد.

زیر تیغ ستاره جبار زندگی آزادی

به پاس زندگی، در دوران آرمان‌های ضد زندگی

«زیر تیغ ستاره‌ی جبار»[1] داستان زندگی هِدا مارگولیوس کووالی در سایه‌ی جنگ جهانی دوم و بعد حکومتی توتالیتر است. نسخه‌ی اولیه‌ای از کتاب در ۱۹۷۳ با عنوان «فاتحان و مغلوبان» منتشر شد. در سال ۱۹۸۶ ناشری دیگر با کمک نویسنده آن را از نو ترجمه و منتشر کرد که پایه‌ی ترجمه‌ی فارسی است. کتاب ضرورت‌های زمانه را پیش روی ما می‌گذارد و کاری می‌کند با واقعیت‌های تاریک ذات انسان مواجه شویم. اگرچه این روایت رنج و ناملایمتی را برای خواننده ترسیم می‌کند، اما  میل به زندگی دارد، همان ساده‌ترین ایدئولوژي که نویسنده به خاطرش از چنگ نازی‌ها گریخته است.

کودکی نیمه تمام کیومرث پوراحمد

کیومرث پوراحمد: دیگر سوار اتوبوس قراضه ذوب‌آهن نشدم

کیومرث پوراحمد فیلمساز بود. با «شب یلدا» از بین فیلم‌هایش و با «قصه‌های مجید» از کارهای تلویزیونی‌اش حتماً آشنا هستید. پوراحمد اما فقط کارگردان سینما نبود. کارش را اول با نقدنویسی در مطبوعات شروع کرد و بعد از انقلاب و وقتی فیلمساز شده بود هم همکاری نیمه مستمری با ماهنامه فیلم داشت. گاهی نقدی بر فیلمی که توجهی خاص در او برانگیخته بود یا نوشتن بهاریه‌های معمول این مجله در نوروزها. قلم بسیار روانی داشت و این بخشی از هنر پوراحمد بود که زیر سایه مشغله اصلی و پرسروصدا و توجه‌برانگیز او قرار گرفته بود. خاطراتش از دوران کودکی تا اوایل دوران حرفه‌ای‌اش را در کتابی به نام «کودکی نیمه‌‌تمام» نوشت که مموآری بسیار جذاب و خواندنی از آب درآمد.