برچسب: معانی شعبانی

آن لاموت

خواندن با چشمان یک نویسنده

این کتاب فقط راهنمای نویسنده شدن نیست. با خواننده‌جماعت هم حرف دارد: «نویسنده شدن می‌تواند زندگی شمای خواننده را عمیقاً عوض کند. پس از آن، با وقوف به این‌که نوشتن چقدر دشوار است – به ویژه، با وقوف به کار دشواری  که انجام شده تا در نهایت سهل به نظر برسد- اکنون فرد می‌تواند با تمرکز و درک ارج‌ شناسانه‌ی عمیق‌تری بخواند. رفته رفته با چشمان یک نویسنده می‌خوانید.»

فارسی

فارسی بلدی؟

تجربه نوشتن به زبانی غیر از زبان مادری، تجربه جالب و عجیبی است. به این تجربه از وجوه مختلفی می‌توان نگریست، این‌که کسانی که زبان مادری متفاوتی دارند کی و چطور زبان فارسی را یاد گرفتند؟ چرا به فارسی می‌نویسند؟ متفاوت بودن زبان مادری‌شان چه تأثیری در فارسی‌نویسی‌شان دارد؟ و آیا در خواندن و نوشتن به زبان مادری‌شان توانا هستند؟

به هوای دزدیدن اسب‌ها

داستانی پر از رودخانه

داستان رابطه‌ی پدرها و پسرها از کهن‌ترین مضامین داستانی است. در به هوای دزدیدن اسب‌ها مردی در آغاز پیری بازگشته به روستای نوجوانی‌هایش در جایی در دورافتاده‌ترین مناطق نروژ. بازگشت هم از الگوهای کهن داستانی است. او در این بازگشت رابطه‌ی بین خود و پدرش را مرور می‌کند. پدری که هنوز هم تا آن‌جا در ذهن او اثر دارد که پیش از انجام هرکاری از خود می‌پرسد: «اگر پدر بود این کار را چطور انجام می‌داد؟»

غاده السمان

همه یکصدا گفتند «احسنت»

با این همه اشتراکاتی که زنان ایرانی و عرب در اسارت در چارچوب‌های دیرینه دارند، چند داستان از زنان عرب خوانده‌ایم؟ زنان این قصه‌ها آرام نیستند. پریشانند. پریشان شده‌اند. فشار و ممنوعیت‌ها و  قلع و قمع آرامش را از آن‌ها سلب کرده است. درست مثل جهان‌شان. جهان زنان عربی که گاه از نویسنده‌شان می‌خواهند بنویسد آن‌ها عرب نیستند. دیگر نمی‌خواهند باشند. اما با دوست داشتن هویت و سرزمین پدری چه کنند…

 

آن لاموت

خواندن با چشمان یک نویسنده

این کتاب فقط راهنمای نویسنده شدن نیست. با خواننده‌جماعت هم حرف دارد: «نویسنده شدن می‌تواند زندگی شمای خواننده را عمیقاً عوض کند. پس از آن، با وقوف به این‌که نوشتن چقدر دشوار است – به ویژه، با وقوف به کار دشواری  که انجام شده تا در نهایت سهل به نظر برسد- اکنون فرد می‌تواند با تمرکز و درک ارج‌ شناسانه‌ی عمیق‌تری بخواند. رفته رفته با چشمان یک نویسنده می‌خوانید.»

فارسی

فارسی بلدی؟

تجربه نوشتن به زبانی غیر از زبان مادری، تجربه جالب و عجیبی است. به این تجربه از وجوه مختلفی می‌توان نگریست، این‌که کسانی که زبان مادری متفاوتی دارند کی و چطور زبان فارسی را یاد گرفتند؟ چرا به فارسی می‌نویسند؟ متفاوت بودن زبان مادری‌شان چه تأثیری در فارسی‌نویسی‌شان دارد؟ و آیا در خواندن و نوشتن به زبان مادری‌شان توانا هستند؟

به هوای دزدیدن اسب‌ها

داستانی پر از رودخانه

داستان رابطه‌ی پدرها و پسرها از کهن‌ترین مضامین داستانی است. در به هوای دزدیدن اسب‌ها مردی در آغاز پیری بازگشته به روستای نوجوانی‌هایش در جایی در دورافتاده‌ترین مناطق نروژ. بازگشت هم از الگوهای کهن داستانی است. او در این بازگشت رابطه‌ی بین خود و پدرش را مرور می‌کند. پدری که هنوز هم تا آن‌جا در ذهن او اثر دارد که پیش از انجام هرکاری از خود می‌پرسد: «اگر پدر بود این کار را چطور انجام می‌داد؟»

غاده السمان

همه یکصدا گفتند «احسنت»

با این همه اشتراکاتی که زنان ایرانی و عرب در اسارت در چارچوب‌های دیرینه دارند، چند داستان از زنان عرب خوانده‌ایم؟ زنان این قصه‌ها آرام نیستند. پریشانند. پریشان شده‌اند. فشار و ممنوعیت‌ها و  قلع و قمع آرامش را از آن‌ها سلب کرده است. درست مثل جهان‌شان. جهان زنان عربی که گاه از نویسنده‌شان می‌خواهند بنویسد آن‌ها عرب نیستند. دیگر نمی‌خواهند باشند. اما با دوست داشتن هویت و سرزمین پدری چه کنند…