برچسب: مطالعه

باشگاه کتابخوانی گیتی صفرزاده

باشگاه کتابخوانی خانه فرهنگی ما: تجربه‌ای متنوع

معرفی باشگاه‌های کتاب‌خوانی از کارهایی است که در وینش قصد داریم به تدریج به آن بپردازیم. باشگاه‌های که بین گروه‌های دوستی، در محلات یا در فرهنگسراها با هرجای دیگر خیلی خودجوش شکل می‌گیرد و چندین سال ادامه پیدا می‌کند. هم فعالیتی فرهنگی است هم شکلی جدی از کتاب‌خوانی و هم معاشرتی لذت‌بخش، در این روزگار که امکان‌های دور هم جمع شدن به دلایل مختلف محدود شده است. گیتی صفرزاده از باشگاه کتاب‌خوانی «خانه فرهنگی ما» نوشته است. ماجرایی که از یک خانه شروع شد: خانه فرهنگی ما.

book club

یک تجربه 12 ساله: باشگاه کتاب‌خوانی ما!

حدود 12 سال است که یک باشگاه کتاب‌خوانی را جمعی از زنان ارمنی تشکیل داده و ادامه می‌دهند. مدتی پیش تعداد کتاب‌های خوانده‌شده در این باشگاه یا به قول خودشان بوک کلاب به 100 کتاب رسید. به همین مناسبت یادداشتی نوشته‌اند و برای وینش ارسال کردند. آلوارت طروسیان یکی از اعضای این باشگاه کتاب‌خوانی است و در این یادداشت دلایل کتاب خواندن‌شان را تشریح می‌کند. «راستی به تازگی فهمیدیم یک کتاب در فهرست‌مان جاانداخته بودیم و در واقع این سالگرد 101مین کتاب خوانده‌شده ماست. چه بهتر! به‌جای ۱۰۰ که نشان پایان است ۱۰۱ که نشان شروع یک دوره جدید است را جشن می‌گیریم. پس پیش به سوی شروع یک دوره جدید کتابخوانی!»

خواندن

آهسته‌تر بخوانیم! عمیق‌تر! بلندتر!

هیچ فکرش را کرده‌اید چطور بعضی‌ها در چیزهایی که می‌خوانند این همه نکته می‌بینند؟ رابرت دی‌یانی پیشنهاد می‌کند دوباره بخوانید، آهسته‌تر بخوانید، با صدای بلند متن را برای خودتان تکرار کنید و درباره آن سوال مطرح کنید. در گشت‌وگذار دوم و چندُم، چیزهای بیشتری می‌بینید، پرسش‌های بیشتری پیش مطرح می‌کنید، بیشتر فکر می‌کنید، بیشتر می‌فهمید، و در جریان این کار به لذت خواندن عمق بیشتری می‌بخشید. در مجموع او می‌گوید اینقدر عجله نداشته باشید. چیزهای کمتری را اما آهسته‌تر و عمیق‌تر بخوانید.

کافکا

معنای خواندن از دید کافکا چه بود؟

کافکا در ژانویه 1904 به دوست دوران کودکی‌اش نوشت: «ما باید فقط کتاب‌هایی را بخوانیم که به ما ضربه می‌زنند و ما را زخمی می‌کنند. اگر کتابی که می‌خوانیم؛ ما را با ضربه‌ای به سرمان، بیدار نکند، پس خواندنش چه فایده‌ای دارد؟ شاید بنویسی، برای این‌که ما را خوشحال کنند. خدایا! ما دقیقاً بدون کتاب‌ها هم خوشحال بودیم و اگر مجبور بودیم، خودمان می‌توانستیم چنین کتاب‌هایی را بنویسیم. اما ما به کتاب‌هایی نیاز داریم که مانند یک فاجعه‌ بر ما تاثیر بگذارد، عمیقاً ما را غمگین کنند؛ مثل از دست دادن کسی که بیشتر از خودمان دوستش داریم؛ مثل طرد شدن در جنگلی به دور از همه؛ مثل یک خودکشی.» این چکیده نگاه او به خواندن بود.

چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و تسوندوکو (tsundoku ) خودم را دوست بدارم

تسوندوکو کلمه‌ای ژاپنی برای کتاب‌هایی است که خریده‌اید، اما آنها را نخوانده‌اید. این کلمه، ترکیبی از دو کلمه tsunde-oku (انباشته کردن چیزها) و dukosho (خواندن کتاب) است. این کلمه امروز در ژاپنی معنای بدی ندارد. بسیاری از کتاب‌خوان‌ها آنقدر کتاب می‌خرند که تقریباً از پیش مشخص است هرگز موفق به خواندن‌شان نخواهند شد. اما نسیم نیکلاس طالب اعتقاد دارد احاطه کردن خودمان با کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم زندگی‌مان را غنی می‌کند، چون به ما آن‌چه را نمی‌دانیم یادآوری می‌کنند. کوین دیکینسون نویسنده این مقاله اصطلاح ضدکتابخانه نیکلاس طالب را نمی‌پسندد و از استعاره تسوندوکو ژاپنی دوست دارد استفاده کند.

چگونه کتاب‌های بیشتری بخوانیم؟

زندگی مدرن گاهی می‌تواند بسیار بی‌رحم باشد و طوری شما را از هر طرف محاصره کند که دیگر زمانی برای کتاب خواندن نداشته باشید. ما معمولاً کتاب‌های جدیدی می‌خریم و آن‌ها را روی هم تلنبار می‌کنیم؛ اما نمی‌توانیم آن‌ها را بخوانیم. ژاپنی‌ها برای این وضعیت یک اصطلاح ساخته‌اند: Tsundoku!
کریستین جرت در این نوشتار تلاش کرده است به شما کمک کند تا بخشی از زندگی روزانه‌ی خود را به مطالعه کردن اختصاص دهید. او که نویسنده و معاون ویراستار وب‌سایت  Psyche است، به عنوان نویسنده‌ی کتاب پرفروش اسطوره‌های کبیر مغز (The Great Myths Of The Brain) نیز شناخته می‌شود.

کتاب خواندن

سالی ۱۰۰ کتاب: فرمول جدید موفقیت!

نویسنده مقاله می‌گوید کیفیت را به کمیت ترجیح بدهید. شما لازم نیست سالی ۱۰۰ کتاب یا اصلا روزی یک کتاب بخوانید. بلکه لازم است کتاب‌های کمتری را عمیق‌تر بخوانید. مطالعه باید احساسی مشابه یک امتیاز ویژه، یک موهبت و پاداش داشته باشد، نه وظیفه‌ای طاقت‌فرسا.

باشگاه کتابخوانی گیتی صفرزاده

باشگاه کتابخوانی خانه فرهنگی ما: تجربه‌ای متنوع

معرفی باشگاه‌های کتاب‌خوانی از کارهایی است که در وینش قصد داریم به تدریج به آن بپردازیم. باشگاه‌های که بین گروه‌های دوستی، در محلات یا در فرهنگسراها با هرجای دیگر خیلی خودجوش شکل می‌گیرد و چندین سال ادامه پیدا می‌کند. هم فعالیتی فرهنگی است هم شکلی جدی از کتاب‌خوانی و هم معاشرتی لذت‌بخش، در این روزگار که امکان‌های دور هم جمع شدن به دلایل مختلف محدود شده است. گیتی صفرزاده از باشگاه کتاب‌خوانی «خانه فرهنگی ما» نوشته است. ماجرایی که از یک خانه شروع شد: خانه فرهنگی ما.

book club

یک تجربه 12 ساله: باشگاه کتاب‌خوانی ما!

حدود 12 سال است که یک باشگاه کتاب‌خوانی را جمعی از زنان ارمنی تشکیل داده و ادامه می‌دهند. مدتی پیش تعداد کتاب‌های خوانده‌شده در این باشگاه یا به قول خودشان بوک کلاب به 100 کتاب رسید. به همین مناسبت یادداشتی نوشته‌اند و برای وینش ارسال کردند. آلوارت طروسیان یکی از اعضای این باشگاه کتاب‌خوانی است و در این یادداشت دلایل کتاب خواندن‌شان را تشریح می‌کند. «راستی به تازگی فهمیدیم یک کتاب در فهرست‌مان جاانداخته بودیم و در واقع این سالگرد 101مین کتاب خوانده‌شده ماست. چه بهتر! به‌جای ۱۰۰ که نشان پایان است ۱۰۱ که نشان شروع یک دوره جدید است را جشن می‌گیریم. پس پیش به سوی شروع یک دوره جدید کتابخوانی!»

خواندن

آهسته‌تر بخوانیم! عمیق‌تر! بلندتر!

هیچ فکرش را کرده‌اید چطور بعضی‌ها در چیزهایی که می‌خوانند این همه نکته می‌بینند؟ رابرت دی‌یانی پیشنهاد می‌کند دوباره بخوانید، آهسته‌تر بخوانید، با صدای بلند متن را برای خودتان تکرار کنید و درباره آن سوال مطرح کنید. در گشت‌وگذار دوم و چندُم، چیزهای بیشتری می‌بینید، پرسش‌های بیشتری پیش مطرح می‌کنید، بیشتر فکر می‌کنید، بیشتر می‌فهمید، و در جریان این کار به لذت خواندن عمق بیشتری می‌بخشید. در مجموع او می‌گوید اینقدر عجله نداشته باشید. چیزهای کمتری را اما آهسته‌تر و عمیق‌تر بخوانید.

کافکا

معنای خواندن از دید کافکا چه بود؟

کافکا در ژانویه 1904 به دوست دوران کودکی‌اش نوشت: «ما باید فقط کتاب‌هایی را بخوانیم که به ما ضربه می‌زنند و ما را زخمی می‌کنند. اگر کتابی که می‌خوانیم؛ ما را با ضربه‌ای به سرمان، بیدار نکند، پس خواندنش چه فایده‌ای دارد؟ شاید بنویسی، برای این‌که ما را خوشحال کنند. خدایا! ما دقیقاً بدون کتاب‌ها هم خوشحال بودیم و اگر مجبور بودیم، خودمان می‌توانستیم چنین کتاب‌هایی را بنویسیم. اما ما به کتاب‌هایی نیاز داریم که مانند یک فاجعه‌ بر ما تاثیر بگذارد، عمیقاً ما را غمگین کنند؛ مثل از دست دادن کسی که بیشتر از خودمان دوستش داریم؛ مثل طرد شدن در جنگلی به دور از همه؛ مثل یک خودکشی.» این چکیده نگاه او به خواندن بود.

چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و تسوندوکو (tsundoku ) خودم را دوست بدارم

تسوندوکو کلمه‌ای ژاپنی برای کتاب‌هایی است که خریده‌اید، اما آنها را نخوانده‌اید. این کلمه، ترکیبی از دو کلمه tsunde-oku (انباشته کردن چیزها) و dukosho (خواندن کتاب) است. این کلمه امروز در ژاپنی معنای بدی ندارد. بسیاری از کتاب‌خوان‌ها آنقدر کتاب می‌خرند که تقریباً از پیش مشخص است هرگز موفق به خواندن‌شان نخواهند شد. اما نسیم نیکلاس طالب اعتقاد دارد احاطه کردن خودمان با کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم زندگی‌مان را غنی می‌کند، چون به ما آن‌چه را نمی‌دانیم یادآوری می‌کنند. کوین دیکینسون نویسنده این مقاله اصطلاح ضدکتابخانه نیکلاس طالب را نمی‌پسندد و از استعاره تسوندوکو ژاپنی دوست دارد استفاده کند.

چگونه کتاب‌های بیشتری بخوانیم؟

زندگی مدرن گاهی می‌تواند بسیار بی‌رحم باشد و طوری شما را از هر طرف محاصره کند که دیگر زمانی برای کتاب خواندن نداشته باشید. ما معمولاً کتاب‌های جدیدی می‌خریم و آن‌ها را روی هم تلنبار می‌کنیم؛ اما نمی‌توانیم آن‌ها را بخوانیم. ژاپنی‌ها برای این وضعیت یک اصطلاح ساخته‌اند: Tsundoku!
کریستین جرت در این نوشتار تلاش کرده است به شما کمک کند تا بخشی از زندگی روزانه‌ی خود را به مطالعه کردن اختصاص دهید. او که نویسنده و معاون ویراستار وب‌سایت  Psyche است، به عنوان نویسنده‌ی کتاب پرفروش اسطوره‌های کبیر مغز (The Great Myths Of The Brain) نیز شناخته می‌شود.

کتاب خواندن

سالی ۱۰۰ کتاب: فرمول جدید موفقیت!

نویسنده مقاله می‌گوید کیفیت را به کمیت ترجیح بدهید. شما لازم نیست سالی ۱۰۰ کتاب یا اصلا روزی یک کتاب بخوانید. بلکه لازم است کتاب‌های کمتری را عمیق‌تر بخوانید. مطالعه باید احساسی مشابه یک امتیاز ویژه، یک موهبت و پاداش داشته باشد، نه وظیفه‌ای طاقت‌فرسا.