برچسب: مسعود سرافراز

کار من تا آخر عمر همین است

کار در مورد عدم امنیت شغلی است. در مورد کارمندی در آستانه­‌ی ارتقای شغلی در شرکتی بزرگ و معتبر. جوزف هلر در کار با طنزی ظریف و گزنده از خودسانسوری می­‌گوید؛ از مطیع بودن، این‌که در نهایت باید بین ایده‌­آل­‌ها و واقعیت یکی را برگزید، باید فشارها و تحقیر شدن‌­ها را با لبخند پذیرفت، باید بدل به تکه چوبی مودب و حرف گو‌ش‌­کُن شد، چرا که اولین اعتراض می‌­تواند آخرین اعتراض باشد؛ چرا که ده‌­ها نفر پشت در شرکت، منتظر همین جایگاه فعلی کارمندان هستند.

کتابِ اوهام

پطرزبورگ رمانی است که بر شانه‌های رمان‌های کلاسیک و بزرگ تاریخ ادبیات روسیه ایستاده است اما مانند آن رمان­‌های کلاسیک روسی که می‌­شناسیم نیست؛ نه رمانی عاشقانه است و نه رمانی معمایی و پرتعلیق، نه اعتقادی به داستان دارد و نه پیش­روی می‌­کند؛ گویی عامدانه تصمیم‌ به مبارزه‌ای بازیگوشانه با تاریخ ادبیات روسیه گرفته است؛ پطرزبورگ برای آندری بیه‌­لی فرصتی است تا مرزهای جدیدی را بکاود

قربانیِ انتظار

رمانِ آنتونیو دی بندتو در مورد «ساما» مردی تحصیل‌­کرده است که با عنوانِ مشاور حقوقی فرماندار، به شهر دورافتاده‌­ی آسانسیون (پایتخت فعلی پاراگوئه) اعزام شده است و ماجراهایِ آن در سال­‌های پایانی قرن هجده­‌ام رخ می‌­دهد. دی بندِتو کتاب را در سال ۱۹۵۶ نوشت و در دوره‌­ی خود مورد استقبال نسبی نیز قرار گرفت اما پس از اقتباس سینمایی «لوکرِسیا مارتل» کارگردان سرشناس آرژانتینی که دو سال پیش به نمایش درآمد، مجدداً اسمش بر سر زبان‌­ها افتاد.

پدران / پسران

ماندن یا رفتن؟ ماندن در جزیره‌ای که همه‌ی پدران در معدنش کار می‌کنند و پسران هم اگر بمانند مثل پدران‌شان معدنچی خواهند شد؛ یا رفتن از جزیره به دنبال آرزوهای خود. ماندن یعنی وداع با علایق و رفتن یعنی یک عُمر عذاب وجدان.
«جزیره» مجموعه‌ای از نُه داستان است که توسط آلیستر مک‌لاود در حد فاصل سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۷ نوشته شده و مکانِ اصلی وقایع آن در حوالی جزیره‌ی کِیپ برتون در ایالت ساسکَچوان کانادا است.

موج نو

موج نو: یک افسانه­‌ی باشکوه و پراغراق

«موج نوی فرانسه» کتابِ سینه­‌فیلیایی به حساب نمی‌­آید، کتاب بسیار منطقی و بر اساس مستندات پیش می‌­رود و قرار است تلاشی باشد برای پاسخ به سوالات مهم در مورد موج نو و اثبات یکّه بودن آن. اما چگونه می‌­توان یکه بودن موج نو را اثبات کرد؟ آیا امکان این‌که با پدیده‌­ای که اساساً ویژگی‌­های سینه­‌فیلیایی دارد به صورت غیرسینه­‌فیلیایی برخورد شود وجود دارد؟
کتاب میشل ماری همزمان هم تاکیدی دوباره بر اهمیت موج نو است و هم تلاشی برای زدودن تعاریف اغراق‌­آمیز از آن.

 

کار من تا آخر عمر همین است

کار در مورد عدم امنیت شغلی است. در مورد کارمندی در آستانه­‌ی ارتقای شغلی در شرکتی بزرگ و معتبر. جوزف هلر در کار با طنزی ظریف و گزنده از خودسانسوری می­‌گوید؛ از مطیع بودن، این‌که در نهایت باید بین ایده‌­آل­‌ها و واقعیت یکی را برگزید، باید فشارها و تحقیر شدن‌­ها را با لبخند پذیرفت، باید بدل به تکه چوبی مودب و حرف گو‌ش‌­کُن شد، چرا که اولین اعتراض می‌­تواند آخرین اعتراض باشد؛ چرا که ده‌­ها نفر پشت در شرکت، منتظر همین جایگاه فعلی کارمندان هستند.

کتابِ اوهام

پطرزبورگ رمانی است که بر شانه‌های رمان‌های کلاسیک و بزرگ تاریخ ادبیات روسیه ایستاده است اما مانند آن رمان­‌های کلاسیک روسی که می‌­شناسیم نیست؛ نه رمانی عاشقانه است و نه رمانی معمایی و پرتعلیق، نه اعتقادی به داستان دارد و نه پیش­روی می‌­کند؛ گویی عامدانه تصمیم‌ به مبارزه‌ای بازیگوشانه با تاریخ ادبیات روسیه گرفته است؛ پطرزبورگ برای آندری بیه‌­لی فرصتی است تا مرزهای جدیدی را بکاود

قربانیِ انتظار

رمانِ آنتونیو دی بندتو در مورد «ساما» مردی تحصیل‌­کرده است که با عنوانِ مشاور حقوقی فرماندار، به شهر دورافتاده‌­ی آسانسیون (پایتخت فعلی پاراگوئه) اعزام شده است و ماجراهایِ آن در سال­‌های پایانی قرن هجده­‌ام رخ می‌­دهد. دی بندِتو کتاب را در سال ۱۹۵۶ نوشت و در دوره‌­ی خود مورد استقبال نسبی نیز قرار گرفت اما پس از اقتباس سینمایی «لوکرِسیا مارتل» کارگردان سرشناس آرژانتینی که دو سال پیش به نمایش درآمد، مجدداً اسمش بر سر زبان‌­ها افتاد.

پدران / پسران

ماندن یا رفتن؟ ماندن در جزیره‌ای که همه‌ی پدران در معدنش کار می‌کنند و پسران هم اگر بمانند مثل پدران‌شان معدنچی خواهند شد؛ یا رفتن از جزیره به دنبال آرزوهای خود. ماندن یعنی وداع با علایق و رفتن یعنی یک عُمر عذاب وجدان.
«جزیره» مجموعه‌ای از نُه داستان است که توسط آلیستر مک‌لاود در حد فاصل سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۷ نوشته شده و مکانِ اصلی وقایع آن در حوالی جزیره‌ی کِیپ برتون در ایالت ساسکَچوان کانادا است.

موج نو

موج نو: یک افسانه­‌ی باشکوه و پراغراق

«موج نوی فرانسه» کتابِ سینه­‌فیلیایی به حساب نمی‌­آید، کتاب بسیار منطقی و بر اساس مستندات پیش می‌­رود و قرار است تلاشی باشد برای پاسخ به سوالات مهم در مورد موج نو و اثبات یکّه بودن آن. اما چگونه می‌­توان یکه بودن موج نو را اثبات کرد؟ آیا امکان این‌که با پدیده‌­ای که اساساً ویژگی‌­های سینه­‌فیلیایی دارد به صورت غیرسینه­‌فیلیایی برخورد شود وجود دارد؟
کتاب میشل ماری همزمان هم تاکیدی دوباره بر اهمیت موج نو است و هم تلاشی برای زدودن تعاریف اغراق‌­آمیز از آن.