برچسب: محمدرضا فرزاد

مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم

حقایقی محض از آمریکای لاتین

مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم مجموعه‌ای از داستان‌های مفرح با درون‌مایه‌های عمیق است که از آدم‌‌های معمولی جامعه حرف می‌‌زند. آدم‌هایی که به شکلی جبری وارد مجموعه‌‌ای از اتفاقات و تلاطم‌‌های احساسی می‌‌شوند که دومینووار پشت سر هم پیش ‌‌می‌‌آیند. در داستان‌ها سه عنصرِ اغراق، طنز و غافلگیری، خواننده را دائم به این شک می‌‌اندازند که آیا اصلاً ماجرا این بود که راوی می‌‌گفت؟ تنش‌‌های فردی در ارتباط با محیط، جامعه و قوانین دست‌وپاگیر و نگاهی روان‌‌شناختی به افراد در این  مجموعه داستان پررنگ است.

مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم

حقایقی محض از آمریکای لاتین

مردی هست که عادت دارد با چتر بکوبد توی سرم مجموعه‌ای از داستان‌های مفرح با درون‌مایه‌های عمیق است که از آدم‌‌های معمولی جامعه حرف می‌‌زند. آدم‌هایی که به شکلی جبری وارد مجموعه‌‌ای از اتفاقات و تلاطم‌‌های احساسی می‌‌شوند که دومینووار پشت سر هم پیش ‌‌می‌‌آیند. در داستان‌ها سه عنصرِ اغراق، طنز و غافلگیری، خواننده را دائم به این شک می‌‌اندازند که آیا اصلاً ماجرا این بود که راوی می‌‌گفت؟ تنش‌‌های فردی در ارتباط با محیط، جامعه و قوانین دست‌وپاگیر و نگاهی روان‌‌شناختی به افراد در این  مجموعه داستان پررنگ است.