وینش سایت معرفی و نقد کتاب
سایت معرفی و نقد کتاب وینش لگو

برچسب: مارکز

چیستا

چگونه داستان می نویسید؟

مارکز از آن دسته نویسندگانی است که علاوه بر کتاب های متعددی که نوشته، مقاله و مطلب کوتاه و گفتگوهای فراوانی هم دارد. شاید علت آن سابقه روزنامه نگاری او و علاقه اش به ثبت و ضبط وقایع باشد. در اغلب این نوع نوشته هایش رگه هایی از طنز هم به چشم می خورد، مثل همین مطلب کوتاه با عنوان چگونه داستان می نویسید که در مجله چیستا خرداد و تیر 1368 چاپ شده. این مطلب را ابوالفضل احمدی ترجمه کرده است.

گابریل گارسیا مارکز

گابریل گارسیا مارکز: اولین داستانِ من

خواندن روایت یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر از اولین باری که جرات می‌کند و داستانش را برای نشریه‌ای ادبی می‌فرستد همیشه جالب است. زمانی که او دانشجویی جوان است که عصرها و شب‌هایش را در کافه‌هایی که میعادگاه روشنفکران و نویسندگان کلمبیایی است می‌گذراند و با خواندن «مسخ» کافکا انگار مسخ می‌شود و تصمیم می‌گیرد داستانی بنویسد که همان اندازه خوب باشد. مارکز در این مقاله که در سپتامبر 2003 در نیویورکر منتشر شده، ماجرای شک و تردید و جسارت توامانش برای ارائه داستانش را نوشته است.

حکایتِ واقعیت‌بخشیدنِ تخیل

اگر شما از آن دسته خواننده‌هایی هستید که به محض شنیدن ادبیاتِ آمریکای لاتین، تنها رمان‌هایی را به‌خاطر می‌آورید که پر از جادو و اعمال خارق‌العاده است، بدون شک لازم است کتاب «روبرتو گونسالِس اِچِوارّیا» با نام «ادبیات مدرن آمریکای لاتین» را بخوانید. کتاب ادبیات مدرن آمریکای لاتین اِچِوارّیا را می‌توان، حکایتِ واقعیت‌بخشیدن از طریق تخیل نام نهاد. نوشتار نویسند‌گان آمریکای لاتین، کشورهای مستعمره‌ی آن را از طریق تخیل ادبی هم به استقلال رساند و هم آن را به واقعیتی انکارناپذیر در سطح بین‌الملل بدل کرد.

نویسنده‌های بزرگ چه توصیه‌هایی برای نویسندگان تازه‌کار دارند؟

آثار نویسندگان بزرگ بهترین کلاس آموزش داستان‌نویسی است. خواندن کتاب‌های این نویسندگان بزرگ، مصاحبه‌ها و توصیه‌هایشان. آن‌ها با چه مشکلاتی رودررو بوده‌اند؟ چطور به ایده‌های اصلی آثارشان رسیده‌اند؟ تجربیات زندگی را چطور به ماده خام داستان‌ها تبدیل کرده‌اند و خیلی سوالات دیگر. در این پرونده با حفظ تنوع، گلچینی از توصیه‌های این پنج نویسنده فراهم کرده‌ایم: آنتون چخوف، ارنست همینگوی، گابریل گارسیا مارکز، استیون کینگ و دیوید سداریس.

گابریل گارسیا مارکز ، گابیتو

شش درس مارکز برای نویسندگان جوان

گابریل خوزه گارسیا مارکز، سال 1982 برنده نوبل ادبیات شد. او که بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابیتو مشهور است، از روزنامه‌نگاری شروع کرد و با صدسال تنهایی به موفقیت عظیمی در دنیای ادبیات آمریکای لاتین و جهان دست پیدا کرد. نویسنده‌ای که هم دوران گمنامی را تجربه کرده و هم شهرت بسیار. پس احتمالاً داستان‌های زیادی از مسیر پرفرازونشیب رسیدن به قله‌ی ادبیات در دل دارد. در نوشتار پیش رو، مروری خواهیم داشت بر مهم‌ترین توصیه‌هایی که مارکز به نویسندگان جوان کرده است.

مارکز ، داستایوسکی ، سیر یا گرسنه

سیر بهتر می‌نویسد یا گرسنه؟

گابریل گارسیا مارکز سال ۱۹۸۸ در مصاحبه‌ای گفته است: «وقتی همه‌ی مشکلاتت حل شده‌ باشند، بهتر می‌نویسی. وقتی تنت سالم باشه، بهتر می‌نویسی. وقتی هزارویک جور گرفتاری و دغدغه نداشته باشی، بهتر می‌نویسی. وقتی در زندگی‌ت عشق باشد بهتر می‌نویسی…» اما آیا واقعا سیر بهتر می‌نویسد یا گرسنه؟ آن ایده رمانتیکی که آدم اگر دردی نداشته باشد چیزی هم برای نوشتن ندارد تا چه حد درست است؟ داستایوسکی شاهکار بزرگش را زمانی نوشته است که در ثبات مالی و زندگی به سر می‌برد و باقی شاهکارهایش را در بدترین اوضاعش نوشته است. بالاخره سیر یا گرسنه؟

چیستا

چگونه داستان می نویسید؟

مارکز از آن دسته نویسندگانی است که علاوه بر کتاب های متعددی که نوشته، مقاله و مطلب کوتاه و گفتگوهای فراوانی هم دارد. شاید علت آن سابقه روزنامه نگاری او و علاقه اش به ثبت و ضبط وقایع باشد. در اغلب این نوع نوشته هایش رگه هایی از طنز هم به چشم می خورد، مثل همین مطلب کوتاه با عنوان چگونه داستان می نویسید که در مجله چیستا خرداد و تیر 1368 چاپ شده. این مطلب را ابوالفضل احمدی ترجمه کرده است.

گابریل گارسیا مارکز

گابریل گارسیا مارکز: اولین داستانِ من

خواندن روایت یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر از اولین باری که جرات می‌کند و داستانش را برای نشریه‌ای ادبی می‌فرستد همیشه جالب است. زمانی که او دانشجویی جوان است که عصرها و شب‌هایش را در کافه‌هایی که میعادگاه روشنفکران و نویسندگان کلمبیایی است می‌گذراند و با خواندن «مسخ» کافکا انگار مسخ می‌شود و تصمیم می‌گیرد داستانی بنویسد که همان اندازه خوب باشد. مارکز در این مقاله که در سپتامبر 2003 در نیویورکر منتشر شده، ماجرای شک و تردید و جسارت توامانش برای ارائه داستانش را نوشته است.

حکایتِ واقعیت‌بخشیدنِ تخیل

اگر شما از آن دسته خواننده‌هایی هستید که به محض شنیدن ادبیاتِ آمریکای لاتین، تنها رمان‌هایی را به‌خاطر می‌آورید که پر از جادو و اعمال خارق‌العاده است، بدون شک لازم است کتاب «روبرتو گونسالِس اِچِوارّیا» با نام «ادبیات مدرن آمریکای لاتین» را بخوانید. کتاب ادبیات مدرن آمریکای لاتین اِچِوارّیا را می‌توان، حکایتِ واقعیت‌بخشیدن از طریق تخیل نام نهاد. نوشتار نویسند‌گان آمریکای لاتین، کشورهای مستعمره‌ی آن را از طریق تخیل ادبی هم به استقلال رساند و هم آن را به واقعیتی انکارناپذیر در سطح بین‌الملل بدل کرد.

نویسنده‌های بزرگ چه توصیه‌هایی برای نویسندگان تازه‌کار دارند؟

آثار نویسندگان بزرگ بهترین کلاس آموزش داستان‌نویسی است. خواندن کتاب‌های این نویسندگان بزرگ، مصاحبه‌ها و توصیه‌هایشان. آن‌ها با چه مشکلاتی رودررو بوده‌اند؟ چطور به ایده‌های اصلی آثارشان رسیده‌اند؟ تجربیات زندگی را چطور به ماده خام داستان‌ها تبدیل کرده‌اند و خیلی سوالات دیگر. در این پرونده با حفظ تنوع، گلچینی از توصیه‌های این پنج نویسنده فراهم کرده‌ایم: آنتون چخوف، ارنست همینگوی، گابریل گارسیا مارکز، استیون کینگ و دیوید سداریس.

گابریل گارسیا مارکز ، گابیتو

شش درس مارکز برای نویسندگان جوان

گابریل خوزه گارسیا مارکز، سال 1982 برنده نوبل ادبیات شد. او که بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابیتو مشهور است، از روزنامه‌نگاری شروع کرد و با صدسال تنهایی به موفقیت عظیمی در دنیای ادبیات آمریکای لاتین و جهان دست پیدا کرد. نویسنده‌ای که هم دوران گمنامی را تجربه کرده و هم شهرت بسیار. پس احتمالاً داستان‌های زیادی از مسیر پرفرازونشیب رسیدن به قله‌ی ادبیات در دل دارد. در نوشتار پیش رو، مروری خواهیم داشت بر مهم‌ترین توصیه‌هایی که مارکز به نویسندگان جوان کرده است.

مارکز ، داستایوسکی ، سیر یا گرسنه

سیر بهتر می‌نویسد یا گرسنه؟

گابریل گارسیا مارکز سال ۱۹۸۸ در مصاحبه‌ای گفته است: «وقتی همه‌ی مشکلاتت حل شده‌ باشند، بهتر می‌نویسی. وقتی تنت سالم باشه، بهتر می‌نویسی. وقتی هزارویک جور گرفتاری و دغدغه نداشته باشی، بهتر می‌نویسی. وقتی در زندگی‌ت عشق باشد بهتر می‌نویسی…» اما آیا واقعا سیر بهتر می‌نویسد یا گرسنه؟ آن ایده رمانتیکی که آدم اگر دردی نداشته باشد چیزی هم برای نوشتن ندارد تا چه حد درست است؟ داستایوسکی شاهکار بزرگش را زمانی نوشته است که در ثبات مالی و زندگی به سر می‌برد و باقی شاهکارهایش را در بدترین اوضاعش نوشته است. بالاخره سیر یا گرسنه؟