وینش سایت معرفی و نقد کتاب
سایت معرفی و نقد کتاب وینش لگو

برچسب: فاطمه سلامی

هشت کوه

هر آدمی کوهی دارد

هشت‌کوه درواقع روایتی است از مواجه شدن تدریجی نویسنده با خود، تصویری در حال رشد از کودکی تا جوانی و صدایی که مطمئن نیست و مدام در حال کاویدن پس و پشت خاطراتش است. تصاویر کتاب بارها تکرار می‌شوند، رابطه‌ها و مسیرها و تنش‌ها و شب‌هایی آرام در دل کوهستان که گویی تنها نقطه‌‌ی امن راوی در تمام سال‌های زندگی‌اش است. رمان بیشتر به اتوبیوگرافی می‌ماند و دقت به جزئیاتی از خاطرات کودکی و نوجوانی که انگار ریشه‌ی رفتارهای بزرگسالی ما هستند.

دومین بهار

آن‌ها به دریا و سرمای جزیره عادت کردند

فراموش نشدن جزیره برای مک‌لاود و شخصیت‌هایی که خلق کرده از جنس نوستالژی و حس تعلق به وطن نیست، آن‌چه که او درصدد تصویر کردن است یک حس زنده‌ی مشترک از تجربه‌‌ی بزرگ‌ شدن در جزیره و البته غیر از آن‌چه خاطرات می‌نامیم، در زندگی شخصیت‌هاست. چیزی که تمام نمی‌شود، کهنه نمی‌شود و همیشه با آدمی باقی می‌ماند. یک زندگی آشنا و یک مرگ آشنا به یک زبان آشنا حتی اگر دیگر در آن جزیره زندگی نکنی. نویسنده بهتر نوشته است:

«از آن دست آدم‌هایی نیست که از ناز و نعمت زندگی در مونتریال برخوردارند و این‌طور وانمود می‌کنند که آن زبان «بیگانه» را نمی‌فهمند. نمی‌توانی چیزی را که واقعا می‌دانی ندانی.»

آیا می‌توان به صورت گروهی رمان نوشت؟

مدت‌هاست با این تصور که رمان‌نویسی کاری‌ست فردی خو گرفته‌ایم، اما موفقیت آلیس‌ها، هلن‌ها و وومینگ‌ها ما را در صحت این تصور به شک می‌اندازد. این مقاله تجربه سه گروه در سه نقطه متفاوت جهان در زمینه رمان‌نویسی گروهی را بررسی می‌کند. یک گروه کتاب‌خوانی زنانه در سیدنی استرالیا (آلیس‌ها)، سه زن در کیپ تاون آفریقای جنوبی (هلن‌ها) و پنج مرد ایتالیایی (وومینگ‌ها). آیا رمان‌نویسی کاری صرفاً فردی است؟

هشت کوه

هر آدمی کوهی دارد

هشت‌کوه درواقع روایتی است از مواجه شدن تدریجی نویسنده با خود، تصویری در حال رشد از کودکی تا جوانی و صدایی که مطمئن نیست و مدام در حال کاویدن پس و پشت خاطراتش است. تصاویر کتاب بارها تکرار می‌شوند، رابطه‌ها و مسیرها و تنش‌ها و شب‌هایی آرام در دل کوهستان که گویی تنها نقطه‌‌ی امن راوی در تمام سال‌های زندگی‌اش است. رمان بیشتر به اتوبیوگرافی می‌ماند و دقت به جزئیاتی از خاطرات کودکی و نوجوانی که انگار ریشه‌ی رفتارهای بزرگسالی ما هستند.

دومین بهار

آن‌ها به دریا و سرمای جزیره عادت کردند

فراموش نشدن جزیره برای مک‌لاود و شخصیت‌هایی که خلق کرده از جنس نوستالژی و حس تعلق به وطن نیست، آن‌چه که او درصدد تصویر کردن است یک حس زنده‌ی مشترک از تجربه‌‌ی بزرگ‌ شدن در جزیره و البته غیر از آن‌چه خاطرات می‌نامیم، در زندگی شخصیت‌هاست. چیزی که تمام نمی‌شود، کهنه نمی‌شود و همیشه با آدمی باقی می‌ماند. یک زندگی آشنا و یک مرگ آشنا به یک زبان آشنا حتی اگر دیگر در آن جزیره زندگی نکنی. نویسنده بهتر نوشته است:

«از آن دست آدم‌هایی نیست که از ناز و نعمت زندگی در مونتریال برخوردارند و این‌طور وانمود می‌کنند که آن زبان «بیگانه» را نمی‌فهمند. نمی‌توانی چیزی را که واقعا می‌دانی ندانی.»

آیا می‌توان به صورت گروهی رمان نوشت؟

مدت‌هاست با این تصور که رمان‌نویسی کاری‌ست فردی خو گرفته‌ایم، اما موفقیت آلیس‌ها، هلن‌ها و وومینگ‌ها ما را در صحت این تصور به شک می‌اندازد. این مقاله تجربه سه گروه در سه نقطه متفاوت جهان در زمینه رمان‌نویسی گروهی را بررسی می‌کند. یک گروه کتاب‌خوانی زنانه در سیدنی استرالیا (آلیس‌ها)، سه زن در کیپ تاون آفریقای جنوبی (هلن‌ها) و پنج مرد ایتالیایی (وومینگ‌ها). آیا رمان‌نویسی کاری صرفاً فردی است؟