
خنده لهجه ندارد: ماجراهای دلنشین یک خانواده ایرانی مقیم امریکا
خنده لهجه ندارد: ماجراهای دلنشین یک خانواده ایرانی مقیم امریکا
این مقاله را ۰ نفر پسندیده اند

خنده لهجه ندارد: ماجراهای دلنشین یک خانواده ایرانی مقیم امریکا



مگه تو مملکت شما خر نیس شاید این مطالب را هم دوست بدارید: سلام به هفتادسالگی ام هفتادسالگی چطور است؟ مثل باقی عمر؟ طبیعی است


سالنامه گلآقا هر سال به صورت یک مجموعه از مقالات و گفتوگوها در زمینه طنز در پایان سال منتشر میشد. گفتوگو با پرویز شاپور که در آن سالها با گلآقا همکاری میکرد در یکی از این سالنامهها به چاپ رسید. بخشی از این گفتوگو را که اشاره به خاطرات و زندگی شاپور دارد برایتان انتخاب کردیم.

پرویز شاپور اسم غریبی است. غریب از آن جهت که کوتاه مینوشت و عجیب میکشید. در حالت کاریکلماتوری جمله میشود گفت: شاعر غریبی بود. چون کم از خودش حرف میزده و اگرحرفی بوده، میشده کاریکلماتور، از حرفها و خاطرات دوستان باید روایت زندگیاش را یافت.

بهار که میرسد به قولی موسم طرب است و لبخند هم همراه آن. لبخند گاهی روی لب مینشیند و گاهی در دل جاخوش میکند. سلیقهتان به هر کدام که مایل باشد در این پرونده نمونههایی برایتان آماده کردهایم. امیدواریم که روزگارتان بهاری و پرلبخند باشد.

صاحبخانه میزبانی تمامعیار بود و به ملاقات با تعیین قبلی اعتقادی نداشت. چنانکه روی درِ ورودی خانۀ آجر بهمنیاش یک دقالباب برنجی نصب کرده بود تا مهمانها در زمان بیبرقی هم آمدن خود را اعلام کنند. به همین دلیل، معلوم نبود که در هر لحظه از ایام نوروز چند مهمان از راه میرسد و لذا تعیین حجم آب افزودهشده برای خیساندن آلوها و تهیۀ آبآلوهایی با غلظتهای مختلف و زمان دقیق گذاشتن لیوانهای آبآلو در یخچال به محاسبات پیچیدۀ ریاضی و سطح قابل توجهی از علم شیمی، طب سنتی و هوشی سرشار نیاز داشت.

سادهترین تعریف برای کاریکلماتور شاید این باشد: «کاریکلماتور، نوشتههای پرویز شاپور است.» نوشتههای شاپور در مسیر نامگذاری تا ارائهی کتابهای او، دچار تغییرات اساسی شده است. در ابتدا کاریکلماتورهای شاپور لطیفههایی متفاوت و چندخطی بود که بعداً تبدیل به نوشتههایی خطی و کوتاهتر شده است. این یادداشت مروری دارد بر حیات کاری او و سپس برخی ویژگیهای نوشتههای او را بررسی خواهد کرد.

خنده لهجه ندارد: ماجراهای دلنشین یک خانواده ایرانی مقیم امریکا

جمجمه ای در کانه مارا

محمود و نگار

مگه تو مملکت شما خر نیس شاید این مطالب را هم دوست بدارید: سلام به هفتادسالگی ام هفتادسالگی

دیوانه ای بالای بام

سالنامه گلآقا هر سال به صورت یک مجموعه از مقالات و گفتوگوها در زمینه طنز در پایان سال منتشر میشد. گفتوگو با پرویز شاپور که در آن سالها با گلآقا همکاری میکرد در یکی از این سالنامهها به چاپ رسید. بخشی از این گفتوگو را که اشاره به خاطرات و زندگی شاپور دارد برایتان انتخاب کردیم.

پرویز شاپور اسم غریبی است. غریب از آن جهت که کوتاه مینوشت و عجیب میکشید. در حالت کاریکلماتوری جمله میشود گفت: شاعر غریبی بود. چون کم از خودش حرف میزده و اگرحرفی بوده، میشده کاریکلماتور، از حرفها و خاطرات دوستان باید روایت زندگیاش را یافت.

بهار که میرسد به قولی موسم طرب است و لبخند هم همراه آن. لبخند گاهی روی لب مینشیند و گاهی در دل جاخوش میکند. سلیقهتان به هر کدام که مایل باشد در این پرونده نمونههایی برایتان آماده کردهایم. امیدواریم که روزگارتان بهاری و پرلبخند باشد.

صاحبخانه میزبانی تمامعیار بود و به ملاقات با تعیین قبلی اعتقادی نداشت. چنانکه روی درِ ورودی خانۀ آجر بهمنیاش یک دقالباب برنجی نصب کرده بود تا مهمانها در زمان بیبرقی هم آمدن خود را اعلام کنند. به همین دلیل، معلوم نبود که در هر لحظه از ایام نوروز چند مهمان از راه میرسد و لذا تعیین حجم آب افزودهشده برای خیساندن آلوها و تهیۀ آبآلوهایی با غلظتهای مختلف و زمان دقیق گذاشتن لیوانهای آبآلو در یخچال به محاسبات پیچیدۀ ریاضی و سطح قابل توجهی از علم شیمی، طب سنتی و هوشی سرشار نیاز داشت.

سادهترین تعریف برای کاریکلماتور شاید این باشد: «کاریکلماتور، نوشتههای پرویز شاپور است.» نوشتههای شاپور در مسیر نامگذاری تا ارائهی کتابهای او، دچار تغییرات اساسی شده است. در ابتدا کاریکلماتورهای شاپور لطیفههایی متفاوت و چندخطی بود که بعداً تبدیل به نوشتههایی خطی و کوتاهتر شده است. این یادداشت مروری دارد بر حیات کاری او و سپس برخی ویژگیهای نوشتههای او را بررسی خواهد کرد.
Thanks for clicking. That felt good.
Close