برچسب: سلمان امین

انجمن نکبت‌ زده‌ها

آنانی که زبانی برای روایت ندارند

انجمن نکبت‌زده‌ها از شخصیت‌های طبقه متوسطی که حضورشان در ادبیات معاصر مد شده، فاصله می‌گیرد و شخصیت‌هایی خلق می‌کند که زاده فقر، نکبت و حاشیه‌نشینی هستند. خود نویسنده رمانش را قصه آدم‌هایی می‌داند که جهان فراموش‌شان کرده و ما هم رمان او را قصه آدم‌هایی می‌دانیم که رمان‌نویسان معاصر ادبیات فارسی فراموش‌شان کرده‌اند یا دوست ندارند سراغ‌شان بروند. رمان انجمن نکبت‌‌زده‌ها اگرچه سعی کرده در رمانش ناهنجاری‌های اجتماعی را به تصویر بکشد و تا حدی هم طرح مساله کرده اما کار در همان طرح مساله باقی مانده و او حتی نتوانسته تصویری نزدیک به حقیقت جامعه ترسیم کند.

کاکای عاصیِ عاشق

چهارمین اثر داستانی سلمان امین داستان پسری است که ظاهرا تنها خودش ظاهر غریبش را پذیرفته است. اما ظاهرِ بیمارش یا روابط سردش با پدری که نمی‌خواهد او را بپذیرد؛ کاکا را از این که دوست داشته باشد و با عشق زندگی کند، بازنداشته و هیچ‌گاه دست از جستجو نمی‌کشد. ذهنش برخلاف جسمش کامل است، اما آشفته است و عاصی. داستان اول شخص روایت می‌شود اما حتی در جاهایی که کاکا نظراتش را بیان می‌کند، هدف نویسنده صدور بیانیه نیست و حرف‌هایی که کاکا درباره‌ی زندگی می‌زند، برای پیش‌برد داستان، شخصیت‌سازی و پدید آوردن لحن لازم است.

انجمن نکبت‌ زده‌ها

آنانی که زبانی برای روایت ندارند

انجمن نکبت‌زده‌ها از شخصیت‌های طبقه متوسطی که حضورشان در ادبیات معاصر مد شده، فاصله می‌گیرد و شخصیت‌هایی خلق می‌کند که زاده فقر، نکبت و حاشیه‌نشینی هستند. خود نویسنده رمانش را قصه آدم‌هایی می‌داند که جهان فراموش‌شان کرده و ما هم رمان او را قصه آدم‌هایی می‌دانیم که رمان‌نویسان معاصر ادبیات فارسی فراموش‌شان کرده‌اند یا دوست ندارند سراغ‌شان بروند. رمان انجمن نکبت‌‌زده‌ها اگرچه سعی کرده در رمانش ناهنجاری‌های اجتماعی را به تصویر بکشد و تا حدی هم طرح مساله کرده اما کار در همان طرح مساله باقی مانده و او حتی نتوانسته تصویری نزدیک به حقیقت جامعه ترسیم کند.

کاکای عاصیِ عاشق

چهارمین اثر داستانی سلمان امین داستان پسری است که ظاهرا تنها خودش ظاهر غریبش را پذیرفته است. اما ظاهرِ بیمارش یا روابط سردش با پدری که نمی‌خواهد او را بپذیرد؛ کاکا را از این که دوست داشته باشد و با عشق زندگی کند، بازنداشته و هیچ‌گاه دست از جستجو نمی‌کشد. ذهنش برخلاف جسمش کامل است، اما آشفته است و عاصی. داستان اول شخص روایت می‌شود اما حتی در جاهایی که کاکا نظراتش را بیان می‌کند، هدف نویسنده صدور بیانیه نیست و حرف‌هایی که کاکا درباره‌ی زندگی می‌زند، برای پیش‌برد داستان، شخصیت‌سازی و پدید آوردن لحن لازم است.