برچسب: سعیده شهسواری

شکسپیر

ده کتابی که از شکسپیر تاثیر گرفته‌اند

ویلیام شکسپیر بر ادبیات انگلیسی تاثیر زیادی داشته است، با این وجود تعدادی از آثار برجسته از دکتر جانسون تا جرمن گریر، میراث و داستان زندگی او را بررسی کرده‌اند. رابرت مک‌کرام نویسنده کتاب «شکسپیرین» ده کتابی را انتخاب کرده است که از دید او هرکدام از ویلیام شکسپیر و آثارش الهام گرفته‌اند و در مورد هرکدام توضیحی هم ضمیمه کرده است.

داستایوسکی

درس‌هایی از «جنایت و مکافات» در قرنطینه

در آخرین صفحات رمان جنایت و مکافات رودیون رومانوویچ راسکولنیکف قهرمان داستایوسکی رویایی می‌بیند. رویای یک بیماری همه‌گیر که از آسیا آمده. اما این رویا در این‌جای رمان چه می‌کند؟
معدود بازماندگان این بیماری «پاک و برگزیده هستند تا نسل جدیدی از مردم و یک زندگی جدید را شروع کنند». تصویری که این رویا از جامعه ارائه می‌دهد، حتی از تفسیر نویسنده از پترزبورگ در اوایل رمان هم مهلک‌تر است. مطمئناً این رویا، ابراز افراطی ذهن راسکولنیکف نیز هست. او تا پایان رمان، پیچیده و متناقض باقی مانده است.

همینگوی

شکار همچون خوشبختی

نوه‌ی ارنست همینگوی بزرگ به تازگی دست‌نوشته‌هایی از پدربزرگش را کشف و منتشر کرذه است. این داستان خودزندگی‌نامه‌ای روایتی داستانی از شکار «بزرگترین نیزه‌ماهی که تا کنون در اقیانوس شنا کرده است» و شباهت زیادی به داستان پیرمرد و دریا دارد. شون همینگوی زمانی که در حال بازدید از مجموعه ارنست همینگوی در کتابخانه و موزه جان ­اف ­کندی در بوستون بوده، این دست­‌نوشته را پیدا کرده است.

ویرجینیا وولف

چرا خوانندگان مضطرب در قرنطینه به «خانم دلووی» تمایل پیدا کرده‌­اند؟

«خانم دلووی گفت که گل را خودش می‌خرد» این جمله آغازین رمان خانم دلووی ویرجینیا وولف است که در چند ماه گذشته خیلی از کاربران توییتر با آن بازی کردند. این بار خانم دلووی خودش مواد ضدعفونی را می‌خرید یا حتی ماسک و خلاصه هرچیزی که به بیماری همه‌گیر مربوط می‌شود. ایوان کیندلی در این مقاله به ریشه توجه انگلیسی‌های قرنطینه‌شده به رمان وولف پرداخته است.
خانم دلووی در ۱۹۲۳، پنج سال بعد از آنفولانزای همه‌­گیر جهانی که بین پنجاه تا صد میلیون نفر را کشت، نوشته شده است. کلاریسا دلووی یکی از نجات‌­یافتگان است. حالا شاید بهتر از دوران قبل از قرنطینه بتوان ریشه لذت کلاریسا از عمل ساده‌ای چون پیمودن شهر را دریافت. با این حال شوق زندگی کلاریسا با حس ترسی پنهان آمیخته است.

کافکا

پا به پای کافکا در پراگ

برخلاف آن‌چه امروز تصور می‌شود، کافکا همیشه هم در پراگ نام شناخته‌شده‌ای نبوده است. نوشته‌های او در زمان اشغال پراگ به دست آلمان نازی ممنوع شد (چون کافکا یهودی بود) و بعد از جنگ به خاطر احساسات ضدآلمانی منفور شد (چون به آلمانی می‌نوشت) و در دوران کمونیسم هم دولت به آثارش بدبین بود. اما ناگهان درهای کشور باز شد و چکی‌ها متوجه شدند کافکا تا چه حد در این هفتاد سال در جهان شهرت پیدا کرده. و از آن پس نام و تصویر و سردیس کافکا تبدیل شد به یکی از جاذبه‌های گردشگری این شهر زیبای اروپای مرکزی. دیوید فارلی ستون‌نویس نیویورک تایمز تلاش کرده ردپای کافکا را در پراگ دنبال کند.

پاموک

پدران، پسران و غرب در ترکیه­‌ی اورهان پاموک

ترکیه موقعیت جغرافیایی غریبی دارد. درست در میانه‌ی شرق و غرب، پایی در سنت شرقی دارد و رویی به آینده‌ی غربی. وضعیتی که یکی از دغدغه‌های اصلی اورهان پاموک در کتاب‌هایش است. او در زنی با موهای قرمز اسطوره‌های شرقی و غربی را گرد می‌آورد. در شاهنامه پدری پسرش را می‌کشد و در ادیپ شهریار پسری پدرش را. اما به نظر می‌­رسد پاموک در زنی با موهای قرمز درگیر پدر دیگری است، کسی که گرچه بی‌­نام است ولی در سراسر کتاب حضور دارد: آتاتورک.
در زمانی که ترکیه از ایده­‌های سکولار خود دور شده است، کتاب رابطه دوسوگرایانه کشور با پدر سیاسی‌­اش را به تصویر می‌­کشد.

موراکامی

جهان زیرزمینی هاروکی موراکامی

مصاحبه زیر بخشی از گفتگویی است که دبورا تریسمن در فستیوال نیویورکر در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۱۸  با هاروکی موراکامی داشته است و در فوریه ۲۰۱۹ در نیویورکر به چاپ رسیده است. موراکامی همیشه از جذاب‌ترین سوژه‌ها برای مصاحبه‌کنندگان بوده است. کسی که اعتقاد دارد اگر نویسنده برنامه‌ای از پیش داشته باشد و پایان داستانش را بداند نوشتن رمان دیگر جذاب نیست. یا معتقد است هرچقدر که در زندگی عادی آدمی معمولی است، موقع نوشتن خاص یا حداقل عجیب است. در مورد هاروکی موراکامی، «آقای خاص» حوزه داستان‌نویسی، نظرات متناقضی وجود دارد اما حداقل همه درمورد عجیب بودن او متفق‌القولند!

آیا «بلعیدن» (devouring) کتاب‌ها نشانه سطحی بودن خواننده است؟

وقتی می‌گوییم فلان کس یا بهمان گروه کتاب‌ها را یکی بعد از دیگری می‌بلعند تقریباً همه درک می‌کنیم موضوع صحبت چیست. اما بلعیدن کتاب‌ همیشه مفهومی را نداشته است که حالا دارد. زمانی این استعاره در پیوند با مفهوم قدرت بود، زمانی دیگر بلعیدن کتاب‌ها بد و هضم کردن آن‌ها واجد معنایی مثبت تلقی شده و در زیرمتن دیگری بلعیدن کتاب نشانه‌ای بوده از این‌که کتاب به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار کرده و کار می‌کند. نویسنده نگاهی انداخته به این استعاره دیرپا در زبان‌های بشری.

دیستوپیای مارگارت آتوود، میشل گلدبرگ، مارگارت آتوود، دونالد ترامپ

دیستوپیای مارگارت آتوود و دیستوپیای ما

میشل گلدبرگ می‌نویسد: «در  ادامه‌ی سرگذشت ندیمه، حقیقت نجات پیدا می‌کند، فقط کاش در زندگی واقعی هم عملی می‌شد.» مارگارت آتوود در وصیت‌ها که ادامه‌ای است بر رمان موردتوجه قرارگرفته‌ی سرگذشت ندیمه، دیستوپیایی به سبک اورول می‌آفریند. دیستوپیایی که گلدبرگ نویسنده مقاله، آن را در آمریکای پساترامپ جاری می‌بیند. گلدبرگ که این کتاب را نه یک رویداد ادبی که یک پدیده فرهنگی توصیف کرده، البته به طور ضمنی اذعان می‌کند جوامعی دیگر در جهان شبیه‌تر از آمریکای پس از ترامپ به گیلعاد هستند اما اضافه می‌کند تغییرات تدریجی به وجود می‌آیند و «شما در وانی که آب آن به تدریج در حال داغ شدن است جوشانده می‌شوید و می‌میرید قبل از این‌که متوجه آن شوید»

اولگا توکارچوک، علیه ناسیونالیسم

در برخورد با جزم‌اندیشی راست‌گرای دولت لهستان، اولگا توکارچوک نویسنده برجسته این کشور تاریخچه‌ی آمیختگی قومی را بررسی می‌کند. توکارچوک ابتدا روانشناسی خوانده بود و به کار با معتادین به مواد و الکل می‌پرداخت. اما بعد از گذشت چند سال احساس آسیب شدید کرد و گفت: «من روان‌رنجورتر از آن هستم که یک روان‌درمانگر باشم.» به نویسندگی روی آورد و متوجه چندپارگی فرهنگی لهستان و گذشته پردرد آن شد و در کتاب‌هایش تاریخ لهستان را کاوید. او حالا به چیزی تبدیل شده است که خود به آن می‌گوید: «روان‌درمانگر گذشته»

شکسپیر

ده کتابی که از شکسپیر تاثیر گرفته‌اند

ویلیام شکسپیر بر ادبیات انگلیسی تاثیر زیادی داشته است، با این وجود تعدادی از آثار برجسته از دکتر جانسون تا جرمن گریر، میراث و داستان زندگی او را بررسی کرده‌اند. رابرت مک‌کرام نویسنده کتاب «شکسپیرین» ده کتابی را انتخاب کرده است که از دید او هرکدام از ویلیام شکسپیر و آثارش الهام گرفته‌اند و در مورد هرکدام توضیحی هم ضمیمه کرده است.

داستایوسکی

درس‌هایی از «جنایت و مکافات» در قرنطینه

در آخرین صفحات رمان جنایت و مکافات رودیون رومانوویچ راسکولنیکف قهرمان داستایوسکی رویایی می‌بیند. رویای یک بیماری همه‌گیر که از آسیا آمده. اما این رویا در این‌جای رمان چه می‌کند؟
معدود بازماندگان این بیماری «پاک و برگزیده هستند تا نسل جدیدی از مردم و یک زندگی جدید را شروع کنند». تصویری که این رویا از جامعه ارائه می‌دهد، حتی از تفسیر نویسنده از پترزبورگ در اوایل رمان هم مهلک‌تر است. مطمئناً این رویا، ابراز افراطی ذهن راسکولنیکف نیز هست. او تا پایان رمان، پیچیده و متناقض باقی مانده است.

همینگوی

شکار همچون خوشبختی

نوه‌ی ارنست همینگوی بزرگ به تازگی دست‌نوشته‌هایی از پدربزرگش را کشف و منتشر کرذه است. این داستان خودزندگی‌نامه‌ای روایتی داستانی از شکار «بزرگترین نیزه‌ماهی که تا کنون در اقیانوس شنا کرده است» و شباهت زیادی به داستان پیرمرد و دریا دارد. شون همینگوی زمانی که در حال بازدید از مجموعه ارنست همینگوی در کتابخانه و موزه جان ­اف ­کندی در بوستون بوده، این دست­‌نوشته را پیدا کرده است.

ویرجینیا وولف

چرا خوانندگان مضطرب در قرنطینه به «خانم دلووی» تمایل پیدا کرده‌­اند؟

«خانم دلووی گفت که گل را خودش می‌خرد» این جمله آغازین رمان خانم دلووی ویرجینیا وولف است که در چند ماه گذشته خیلی از کاربران توییتر با آن بازی کردند. این بار خانم دلووی خودش مواد ضدعفونی را می‌خرید یا حتی ماسک و خلاصه هرچیزی که به بیماری همه‌گیر مربوط می‌شود. ایوان کیندلی در این مقاله به ریشه توجه انگلیسی‌های قرنطینه‌شده به رمان وولف پرداخته است.
خانم دلووی در ۱۹۲۳، پنج سال بعد از آنفولانزای همه‌­گیر جهانی که بین پنجاه تا صد میلیون نفر را کشت، نوشته شده است. کلاریسا دلووی یکی از نجات‌­یافتگان است. حالا شاید بهتر از دوران قبل از قرنطینه بتوان ریشه لذت کلاریسا از عمل ساده‌ای چون پیمودن شهر را دریافت. با این حال شوق زندگی کلاریسا با حس ترسی پنهان آمیخته است.

کافکا

پا به پای کافکا در پراگ

برخلاف آن‌چه امروز تصور می‌شود، کافکا همیشه هم در پراگ نام شناخته‌شده‌ای نبوده است. نوشته‌های او در زمان اشغال پراگ به دست آلمان نازی ممنوع شد (چون کافکا یهودی بود) و بعد از جنگ به خاطر احساسات ضدآلمانی منفور شد (چون به آلمانی می‌نوشت) و در دوران کمونیسم هم دولت به آثارش بدبین بود. اما ناگهان درهای کشور باز شد و چکی‌ها متوجه شدند کافکا تا چه حد در این هفتاد سال در جهان شهرت پیدا کرده. و از آن پس نام و تصویر و سردیس کافکا تبدیل شد به یکی از جاذبه‌های گردشگری این شهر زیبای اروپای مرکزی. دیوید فارلی ستون‌نویس نیویورک تایمز تلاش کرده ردپای کافکا را در پراگ دنبال کند.

پاموک

پدران، پسران و غرب در ترکیه­‌ی اورهان پاموک

ترکیه موقعیت جغرافیایی غریبی دارد. درست در میانه‌ی شرق و غرب، پایی در سنت شرقی دارد و رویی به آینده‌ی غربی. وضعیتی که یکی از دغدغه‌های اصلی اورهان پاموک در کتاب‌هایش است. او در زنی با موهای قرمز اسطوره‌های شرقی و غربی را گرد می‌آورد. در شاهنامه پدری پسرش را می‌کشد و در ادیپ شهریار پسری پدرش را. اما به نظر می‌­رسد پاموک در زنی با موهای قرمز درگیر پدر دیگری است، کسی که گرچه بی‌­نام است ولی در سراسر کتاب حضور دارد: آتاتورک.
در زمانی که ترکیه از ایده­‌های سکولار خود دور شده است، کتاب رابطه دوسوگرایانه کشور با پدر سیاسی‌­اش را به تصویر می‌­کشد.

موراکامی

جهان زیرزمینی هاروکی موراکامی

مصاحبه زیر بخشی از گفتگویی است که دبورا تریسمن در فستیوال نیویورکر در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۱۸  با هاروکی موراکامی داشته است و در فوریه ۲۰۱۹ در نیویورکر به چاپ رسیده است. موراکامی همیشه از جذاب‌ترین سوژه‌ها برای مصاحبه‌کنندگان بوده است. کسی که اعتقاد دارد اگر نویسنده برنامه‌ای از پیش داشته باشد و پایان داستانش را بداند نوشتن رمان دیگر جذاب نیست. یا معتقد است هرچقدر که در زندگی عادی آدمی معمولی است، موقع نوشتن خاص یا حداقل عجیب است. در مورد هاروکی موراکامی، «آقای خاص» حوزه داستان‌نویسی، نظرات متناقضی وجود دارد اما حداقل همه درمورد عجیب بودن او متفق‌القولند!

آیا «بلعیدن» (devouring) کتاب‌ها نشانه سطحی بودن خواننده است؟

وقتی می‌گوییم فلان کس یا بهمان گروه کتاب‌ها را یکی بعد از دیگری می‌بلعند تقریباً همه درک می‌کنیم موضوع صحبت چیست. اما بلعیدن کتاب‌ همیشه مفهومی را نداشته است که حالا دارد. زمانی این استعاره در پیوند با مفهوم قدرت بود، زمانی دیگر بلعیدن کتاب‌ها بد و هضم کردن آن‌ها واجد معنایی مثبت تلقی شده و در زیرمتن دیگری بلعیدن کتاب نشانه‌ای بوده از این‌که کتاب به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار کرده و کار می‌کند. نویسنده نگاهی انداخته به این استعاره دیرپا در زبان‌های بشری.

دیستوپیای مارگارت آتوود، میشل گلدبرگ، مارگارت آتوود، دونالد ترامپ

دیستوپیای مارگارت آتوود و دیستوپیای ما

میشل گلدبرگ می‌نویسد: «در  ادامه‌ی سرگذشت ندیمه، حقیقت نجات پیدا می‌کند، فقط کاش در زندگی واقعی هم عملی می‌شد.» مارگارت آتوود در وصیت‌ها که ادامه‌ای است بر رمان موردتوجه قرارگرفته‌ی سرگذشت ندیمه، دیستوپیایی به سبک اورول می‌آفریند. دیستوپیایی که گلدبرگ نویسنده مقاله، آن را در آمریکای پساترامپ جاری می‌بیند. گلدبرگ که این کتاب را نه یک رویداد ادبی که یک پدیده فرهنگی توصیف کرده، البته به طور ضمنی اذعان می‌کند جوامعی دیگر در جهان شبیه‌تر از آمریکای پس از ترامپ به گیلعاد هستند اما اضافه می‌کند تغییرات تدریجی به وجود می‌آیند و «شما در وانی که آب آن به تدریج در حال داغ شدن است جوشانده می‌شوید و می‌میرید قبل از این‌که متوجه آن شوید»

اولگا توکارچوک، علیه ناسیونالیسم

در برخورد با جزم‌اندیشی راست‌گرای دولت لهستان، اولگا توکارچوک نویسنده برجسته این کشور تاریخچه‌ی آمیختگی قومی را بررسی می‌کند. توکارچوک ابتدا روانشناسی خوانده بود و به کار با معتادین به مواد و الکل می‌پرداخت. اما بعد از گذشت چند سال احساس آسیب شدید کرد و گفت: «من روان‌رنجورتر از آن هستم که یک روان‌درمانگر باشم.» به نویسندگی روی آورد و متوجه چندپارگی فرهنگی لهستان و گذشته پردرد آن شد و در کتاب‌هایش تاریخ لهستان را کاوید. او حالا به چیزی تبدیل شده است که خود به آن می‌گوید: «روان‌درمانگر گذشته»