وینش سایت معرفی و نقد کتاب
سایت معرفی و نقد کتاب وینش لگو

برچسب: سایه

آینه در آینه

آینه در آینه

هوشنگ ابتهاج برجسته‌ترین غزل‌سرای معاصر و سراینده‌ی بخشی از ماندگارترین شعرها و ترانه‌های ایرانی است. او که در

سایه به روایت تصویر

زندگی سایه را در 13 عکس روایت کرده‌ایم. شاعری با یک زندگی پر فراز و نشیب. در طول آن با بزرگانی چون شهریار و مرتضی کیوان و کسرایی و شاملو و مشیری نشست و برخاست داشت، هوادار یک حزب سیاسی عمده شد، تاثیر بزرگی در موسیقی کشور از طریق سرپرستی برنامه گلها گذاشت، زندان افتاد، مهاجرت کرد.. و در طول تمام این زندگی، زندگی واقعی او شعر گفتن بود.

هوشنگ ابتهاج

ياد سايه، كار شمن

شاعر همواره نسبتی با شمن دارد. شمن‌ها حكيم، طبيب و جادوگر بودند كه ميان مردمان قبيله خويش و عالم غيب وساطت می‌كردند. شمن از ديگرسو خبر می‌داد و تاريكی ذهن عشيره را به روشنايی تبديل می‌كرد. شاعر نيز با وام گرفتن واژگان از ناكجايی مرموز توجه انسان را به چيزی جلب می‌كند كه دغدغه ابدی اوست: مرگ و نسبتش با زندگی. هر شعری، اگر كه واقعاً شعر باشد، در شاعرانگی كلماتش سرانجام به سراغ مرگ می‌رود تا آن را برای انسان تحمل‌پذير سازد و در اين مسير عشق قوی‌ترين سلاح او است. پس شعر در نهايت مواجهه عشق است با مرگ. اهالی فقدان اما مرگ را پيش از وقوعش چشيده‌اند و بلا در ميان بی‌خبری ديگران بر آنان نازل شده است.

براهنی مربع مرگ

مربع مرگ و سنگر پوشالی …؟

ماجرای مخالفت رضا براهنی با برنامه‌ی چهار شاعر (سایه، کسرایی، نادرپور و مشیری) حالا دیگر خیلی مشهور است. اما این ماجرا بدون گزارش-مقاله‌ای که براهنی در مجله فردوسی در سال 1346 درمورد آن نوشت اینقدر مشهور نمی‌ماند. این مقاله که در ضمن نمودی است از دعواهای جدی ادبی در آن روز و لحن و تندی و تیزی آن دعواها، را می‌توانید در این‌جا بخوانید. اصل مقاله در مجله فردوسی سال 1346 چاپ شده است. روی جلد این شماره از مجله کاملا به جنگ شش روزه اعراب و اسراییل اختصاص یافته بود.

آینه در آینه

آینه در آینه

هوشنگ ابتهاج برجسته‌ترین غزل‌سرای معاصر و سراینده‌ی بخشی از ماندگارترین شعرها و ترانه‌های ایرانی است. او که در

سایه به روایت تصویر

زندگی سایه را در 13 عکس روایت کرده‌ایم. شاعری با یک زندگی پر فراز و نشیب. در طول آن با بزرگانی چون شهریار و مرتضی کیوان و کسرایی و شاملو و مشیری نشست و برخاست داشت، هوادار یک حزب سیاسی عمده شد، تاثیر بزرگی در موسیقی کشور از طریق سرپرستی برنامه گلها گذاشت، زندان افتاد، مهاجرت کرد.. و در طول تمام این زندگی، زندگی واقعی او شعر گفتن بود.

هوشنگ ابتهاج

ياد سايه، كار شمن

شاعر همواره نسبتی با شمن دارد. شمن‌ها حكيم، طبيب و جادوگر بودند كه ميان مردمان قبيله خويش و عالم غيب وساطت می‌كردند. شمن از ديگرسو خبر می‌داد و تاريكی ذهن عشيره را به روشنايی تبديل می‌كرد. شاعر نيز با وام گرفتن واژگان از ناكجايی مرموز توجه انسان را به چيزی جلب می‌كند كه دغدغه ابدی اوست: مرگ و نسبتش با زندگی. هر شعری، اگر كه واقعاً شعر باشد، در شاعرانگی كلماتش سرانجام به سراغ مرگ می‌رود تا آن را برای انسان تحمل‌پذير سازد و در اين مسير عشق قوی‌ترين سلاح او است. پس شعر در نهايت مواجهه عشق است با مرگ. اهالی فقدان اما مرگ را پيش از وقوعش چشيده‌اند و بلا در ميان بی‌خبری ديگران بر آنان نازل شده است.

براهنی مربع مرگ

مربع مرگ و سنگر پوشالی …؟

ماجرای مخالفت رضا براهنی با برنامه‌ی چهار شاعر (سایه، کسرایی، نادرپور و مشیری) حالا دیگر خیلی مشهور است. اما این ماجرا بدون گزارش-مقاله‌ای که براهنی در مجله فردوسی در سال 1346 درمورد آن نوشت اینقدر مشهور نمی‌ماند. این مقاله که در ضمن نمودی است از دعواهای جدی ادبی در آن روز و لحن و تندی و تیزی آن دعواها، را می‌توانید در این‌جا بخوانید. اصل مقاله در مجله فردوسی سال 1346 چاپ شده است. روی جلد این شماره از مجله کاملا به جنگ شش روزه اعراب و اسراییل اختصاص یافته بود.