سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: رمان نوجوان

بچه‌ها در گیرودار اضطراب

بچه‌ها در گیرودار اضطراب

نگرانی، استرس و اضطراب کلماتی است که بیش از پیش می‌شنویم. شاید انسان‌ها هیچ گاه تا این حد در طول تاریخ این حجم از احساسات ناخوشایند را تجربه نکرده‌‌ باشند. شتاب و پیچیدگی زندگی روزمره ما بیشتر شده، توقعاتی که از خودمان داریم بالاتر رفته، از طبیعت فاصله گرفته‌ایم و همه اینها در کنار عوامل پیدا و پنهان دیگر سبب شده هیجانات ما در طول روز نوسان بسیار داشته باشد. محرک‌هایی که باعث نگرانی می‌شود می‌تواند بسیار متنوع باشد. شاید هر کدام تاثیری که روی افراد دارد یکسان نباشد، اما از نگرانی تصمیم‌گیری برای انتخاب ناهاری که می‌خوریم تا نگرانی ناشی از مرگ یکی از عزیزانمان می‌تواند دامنه‌اش وسعت داشته باشد. درسال‌های اخیر میزان استرس یا اضطراب در کودکان و نوجوانان هم افزایش چشمگیری داشته است، مخصوصاً پس از کرونا. در این پرونده به چند کتاب از ایران‌بان می‌پردازیم که به این موضوع پرداخته‌اند.

زخم جنگ  

زخم جنگ  

«قلب شیشه‌ای» روایتی وهم‌آلود و جادویی از داستان ارتباط ارواح مرگ و فرشتگان نجات در زندگی آدم­‌هاست. آنجا که وهم و جادو راهی به قصه باز می­‌کند تا جهانی تخیلی بسازد و مخاطب را با جهانی اعجاب­‌آور و خیال‌انگیز همراه کند. به طوری که در همان چند خط ابتدایی کتاب، مخاطب وارد یک جهان ترسناک با یک فضاسازی دلهره‌­آور می­‌شود. اینجاست که ناخودآگاه، قلاب ذهن مخاطب گیر کرده و مجذوب فضای پر مخاطره و پر از اضطراب داستان می‌­شود.

داستان آنهایی که در تابستان مردند

داستان آنهایی که در تابستان مردند

انگار اون روزای گرم و طولانی تموم‌نشدنی بودن. اون تابستون جلوی روی ما قرار گرفته بود و برای من، از هر چیز دیگه‌ای که تا اون موقع تو زندگی‌ام وجود داشت واقعی‌تر بود، یا الآن که بهش فکر می‌کنم از هر چیز دیگه‌ای که بعد از اون اتفاق افتاد. انگار هر ذره از وجودم روی اون چند هفته متمرکز شده بود، انگار اونا روی همه‌چیز تأثیر گذاشته بودن؛ هم روی گذشته‌ام، هم روی آینده‌ام. اون تابستون مثل یه شهاب سوزان بود که از تو تاریکی هجوم آورد، از نیستی، پوچی. و من حس می‌کردم همیشه تو زندگی‌ام درباره‌ی اون تابستون همون‌طوری فکر کنم. تمام بقیه‌ی عمرم.

سفری از قلب ببر تا باریسیا

سفری از قلب ببر تا باریسیا

قلب ببر قصه‌ای‌ست که شکوه حضور حیوانات را در محیط زندگی خودشان یادآور می‌شود. این قصه می‌تواند یک سپاسگزاری زیبا باشد از همه کسانی که تلاش کردند تا هیچ حیوانی در هیچ قفسی نباشد.

سفر در زمان با یک همستر

سفر، فقط با یک لگن حلبی!

سفر در زمان با یک همستر، همه چیز را به اندازه کافی وارد قصه‌اش می‌کند. ارتباطات خانوادگی را وارد ماجرا می‌کند؛ اما به اندازه! اطلاعات زمانی را دخیل می‌کند؛ اما مراقب است که حواس مخاطب پرت نشود.حتی قضایای مربوط به علم فیزیک را استفاده می‌کند؛ اما حواسش هست که شورش در نیاید؛ به هرحال مخاطب این کتاب، نمی‌خواهد دایره‌المعارف فیزیک بخواند، همان‌قدر که برای فهمیدن داستان نیاز دارد را ولفورد بسته‌بندی می‌کند و می‌گذارد توی بغل خواننده‌اش. نکاتی هم بود که اگر من به جای راس ولفورد بودم، اضافه یا کمش می‌کردم.

برایم شمع روشن کن برای مردی که می شناختم

برای مردی که می شناختم

به شدت خوشحالم که بعد از چند رمان ترجمه شده، برایم شمع روشن کن را خواندم. شما هیچ‌وقت در یک رمان ترجمه شده نمی‌خوانید که شخصیت اصلی داستان شعرهای محسن یگانه را زمزمه کند، هیچ وقت نمی‌خوانید که کسی در پایان ایمیلش شعری از شفیعی کدکنی یا چندخط از شعر دیگری با ترجمه شاملو بنویسد که اسمش گل پنجه مریم باشد. اما برایم شمع روشن کن پر است از اتفاقاتی که روزانه با آنها سروکار داریم، به علاوه اتفاقات بکری که برای یک شخصیت دیگر، از جنس نوجوان خالص، اتفاق می‌افتد. چه بهتر از این؟

بچه‌ها در گیرودار اضطراب

بچه‌ها در گیرودار اضطراب

نگرانی، استرس و اضطراب کلماتی است که بیش از پیش می‌شنویم. شاید انسان‌ها هیچ گاه تا این حد در طول تاریخ این حجم از احساسات ناخوشایند را تجربه نکرده‌‌ باشند. شتاب و پیچیدگی زندگی روزمره ما بیشتر شده، توقعاتی که از خودمان داریم بالاتر رفته، از طبیعت فاصله گرفته‌ایم و همه اینها در کنار عوامل پیدا و پنهان دیگر سبب شده هیجانات ما در طول روز نوسان بسیار داشته باشد. محرک‌هایی که باعث نگرانی می‌شود می‌تواند بسیار متنوع باشد. شاید هر کدام تاثیری که روی افراد دارد یکسان نباشد، اما از نگرانی تصمیم‌گیری برای انتخاب ناهاری که می‌خوریم تا نگرانی ناشی از مرگ یکی از عزیزانمان می‌تواند دامنه‌اش وسعت داشته باشد. درسال‌های اخیر میزان استرس یا اضطراب در کودکان و نوجوانان هم افزایش چشمگیری داشته است، مخصوصاً پس از کرونا. در این پرونده به چند کتاب از ایران‌بان می‌پردازیم که به این موضوع پرداخته‌اند.

زخم جنگ  

زخم جنگ  

«قلب شیشه‌ای» روایتی وهم‌آلود و جادویی از داستان ارتباط ارواح مرگ و فرشتگان نجات در زندگی آدم­‌هاست. آنجا که وهم و جادو راهی به قصه باز می­‌کند تا جهانی تخیلی بسازد و مخاطب را با جهانی اعجاب­‌آور و خیال‌انگیز همراه کند. به طوری که در همان چند خط ابتدایی کتاب، مخاطب وارد یک جهان ترسناک با یک فضاسازی دلهره‌­آور می­‌شود. اینجاست که ناخودآگاه، قلاب ذهن مخاطب گیر کرده و مجذوب فضای پر مخاطره و پر از اضطراب داستان می‌­شود.

داستان آنهایی که در تابستان مردند

داستان آنهایی که در تابستان مردند

انگار اون روزای گرم و طولانی تموم‌نشدنی بودن. اون تابستون جلوی روی ما قرار گرفته بود و برای من، از هر چیز دیگه‌ای که تا اون موقع تو زندگی‌ام وجود داشت واقعی‌تر بود، یا الآن که بهش فکر می‌کنم از هر چیز دیگه‌ای که بعد از اون اتفاق افتاد. انگار هر ذره از وجودم روی اون چند هفته متمرکز شده بود، انگار اونا روی همه‌چیز تأثیر گذاشته بودن؛ هم روی گذشته‌ام، هم روی آینده‌ام. اون تابستون مثل یه شهاب سوزان بود که از تو تاریکی هجوم آورد، از نیستی، پوچی. و من حس می‌کردم همیشه تو زندگی‌ام درباره‌ی اون تابستون همون‌طوری فکر کنم. تمام بقیه‌ی عمرم.

سفری از قلب ببر تا باریسیا

سفری از قلب ببر تا باریسیا

قلب ببر قصه‌ای‌ست که شکوه حضور حیوانات را در محیط زندگی خودشان یادآور می‌شود. این قصه می‌تواند یک سپاسگزاری زیبا باشد از همه کسانی که تلاش کردند تا هیچ حیوانی در هیچ قفسی نباشد.

سفر در زمان با یک همستر

سفر، فقط با یک لگن حلبی!

سفر در زمان با یک همستر، همه چیز را به اندازه کافی وارد قصه‌اش می‌کند. ارتباطات خانوادگی را وارد ماجرا می‌کند؛ اما به اندازه! اطلاعات زمانی را دخیل می‌کند؛ اما مراقب است که حواس مخاطب پرت نشود.حتی قضایای مربوط به علم فیزیک را استفاده می‌کند؛ اما حواسش هست که شورش در نیاید؛ به هرحال مخاطب این کتاب، نمی‌خواهد دایره‌المعارف فیزیک بخواند، همان‌قدر که برای فهمیدن داستان نیاز دارد را ولفورد بسته‌بندی می‌کند و می‌گذارد توی بغل خواننده‌اش. نکاتی هم بود که اگر من به جای راس ولفورد بودم، اضافه یا کمش می‌کردم.

برایم شمع روشن کن برای مردی که می شناختم

برای مردی که می شناختم

به شدت خوشحالم که بعد از چند رمان ترجمه شده، برایم شمع روشن کن را خواندم. شما هیچ‌وقت در یک رمان ترجمه شده نمی‌خوانید که شخصیت اصلی داستان شعرهای محسن یگانه را زمزمه کند، هیچ وقت نمی‌خوانید که کسی در پایان ایمیلش شعری از شفیعی کدکنی یا چندخط از شعر دیگری با ترجمه شاملو بنویسد که اسمش گل پنجه مریم باشد. اما برایم شمع روشن کن پر است از اتفاقاتی که روزانه با آنها سروکار داریم، به علاوه اتفاقات بکری که برای یک شخصیت دیگر، از جنس نوجوان خالص، اتفاق می‌افتد. چه بهتر از این؟