برچسب: رمان طنز

مامور مرگ غیراتفاقی

پوزخندی آرام بر پلیدی‌های این روزگار

«حسام حیدری» نویسنده‌ی «مأمور مرگ‌های غیراتفاقی» اندوه و خشم و حیرت خود را در روایت‌های خونسردانه‌اش از مناسبات غیر انسانی آشکار و نهان، بیان می‌کند و همین ناسازگاری میان درونمایه‌ی داستان با لحن روایت، بیانگر دیدگاه استهزایی مؤلف است؛ استهزاء شرایطی که در آن هیچ‌کس از رواج و فراوانی پلیدی‌ها، ناخرسند نیست و حتی بسیاری از افراد با پلیدی‌ها خوگرفته‌اند و آن‌ها را دستمایه‌ی تحصیلات، تخصص، کار و کاسبی و سرگرمی‌ خود ساخته‌اند.

مهاجر مرجوعی

کتابم را از خودم بخرید

مرد ۳۵ ساله‌ی ایرانی که در موج مهاجرتی به اروپا خودش را افغانستانی جا می‌زند و به صورت غیرقانونی از مرزهای خشکی و دریایی عبور می‌کند و بعد از رد شدن از ترکیه و یونان و صربستان و کرواسی و تعدادی کشور دیگر خودش را به آلمان می‌رساند تا در این کشور پناهنده شود. اما در‌ آن‌جا پناهندگی‌اش پذیرفته نمی‌شود و حالا او را سوار هواپیما کرده‌اند که بفرستندش به افغانستان. به سرزمینی که ادعا کرده اهل آن‌جاست!

دیدار با خلیفه عباسی و دیگران

ماشاءالله خان در بارگاه هارون الرشید قصه یک دربان ساده بانک به نام ماشاءالله‌خان است که به سبب تحصیل در رشته تاریخ، همواره در کتاب‌های تاریخی علی‌الخصوص کتاب‌های مربوط به دوره خلیفه عباسی؛ هارون‌الرشید سیر می‌کند. یک مرتاض هندی ماشاءالله‌خان را به آرزویش برای زندگی در دوران عباسیان می‌رساند و در آن‌جا با شخصیت‌های معروف آن دوران؛ هارون الرشید، جعفر برمکی، مسرور سیاف، ابوالمقصور موصلی و … دیدار می‌کند. پزشکزاد خود در مقدمه کتاب می‌گوید این طرح را به تقلید از ادبیات خارجی ریخته است و پیش از او فرانسوی‌ها، آمریکایی‌ها، ایتالیایی‌ها، انگلیسی‌ها و غیره موضوع سفر به گذشته را مکرر به عنوان تفریحی دلپذیر، در سینما مورد استفاده قرارداده‌اند.

ابراهیم رها

عموجانی که دایی‌جان نشد!

عموجان استالین طنزی ورزشی است درباره پیرمردی که به منظور جنگیدن با آلزایمر تصمیم گرفته خاطراتش از جام جهانی ۲۰۱۸ را بنویسد. ابراهیم رها نه تنها در انتخاب عنوان کتابش وام‌دار کتاب سترگ دایی جان ناپلئون است بلکه شخصیت اصلی کتابش عموجان نیز شباهت زیادی با دایی‌جانِ پزشکزاد دارد. عموجان همچون دایی‌جان توهم توطئه و پارانویا دارد و از نوعی خودشیفتگی رنج می‌برد. اما برخلاف ادعای نویسنده این شوخی با کتاب پزشکزاد را نمی‌توان یک نقیضه‌نویسی به حساب آورد و در بهترین حالت می‌توان پای تاثیرپذیری نویسنده از اثر کلاسیک قبلی نوشت.

دایی‌جان ناپلئون

چرا دایی‌جان ناپلئون کتاب مهمی است؟

پزشک‌زاد علاوه بر مهندسی دقیقی که در طراحی شخصیت‌های کتابش و روابط بین آن‌ها انجام داده در دیالوگ‌نویسی نیز معرکه می‌کند. دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های داستان‌ دایی‌جان ناپلئون به‌قدری شیرین، چندلایه و دارای زیرمتن است که بسیاری از آن‌ها را به سادگی نمی‌توان از یاد برد. برای مثال کافی است سیزدهم مرداد ماه هر سال نگاهی به شبکه‌های اجتماعی بیندازید تا ببینید چند نفر این مونولوگِ سعید؛ نوجوان عاشق‌پیشه‌ی کتاب دایی‌جان‌ ناپلئون را باز نشر کرده‌اند: «من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعدازظهر عاشق شدم…»

مامور مرگ غیراتفاقی

پوزخندی آرام بر پلیدی‌های این روزگار

«حسام حیدری» نویسنده‌ی «مأمور مرگ‌های غیراتفاقی» اندوه و خشم و حیرت خود را در روایت‌های خونسردانه‌اش از مناسبات غیر انسانی آشکار و نهان، بیان می‌کند و همین ناسازگاری میان درونمایه‌ی داستان با لحن روایت، بیانگر دیدگاه استهزایی مؤلف است؛ استهزاء شرایطی که در آن هیچ‌کس از رواج و فراوانی پلیدی‌ها، ناخرسند نیست و حتی بسیاری از افراد با پلیدی‌ها خوگرفته‌اند و آن‌ها را دستمایه‌ی تحصیلات، تخصص، کار و کاسبی و سرگرمی‌ خود ساخته‌اند.

مهاجر مرجوعی

کتابم را از خودم بخرید

مرد ۳۵ ساله‌ی ایرانی که در موج مهاجرتی به اروپا خودش را افغانستانی جا می‌زند و به صورت غیرقانونی از مرزهای خشکی و دریایی عبور می‌کند و بعد از رد شدن از ترکیه و یونان و صربستان و کرواسی و تعدادی کشور دیگر خودش را به آلمان می‌رساند تا در این کشور پناهنده شود. اما در‌ آن‌جا پناهندگی‌اش پذیرفته نمی‌شود و حالا او را سوار هواپیما کرده‌اند که بفرستندش به افغانستان. به سرزمینی که ادعا کرده اهل آن‌جاست!

دیدار با خلیفه عباسی و دیگران

ماشاءالله خان در بارگاه هارون الرشید قصه یک دربان ساده بانک به نام ماشاءالله‌خان است که به سبب تحصیل در رشته تاریخ، همواره در کتاب‌های تاریخی علی‌الخصوص کتاب‌های مربوط به دوره خلیفه عباسی؛ هارون‌الرشید سیر می‌کند. یک مرتاض هندی ماشاءالله‌خان را به آرزویش برای زندگی در دوران عباسیان می‌رساند و در آن‌جا با شخصیت‌های معروف آن دوران؛ هارون الرشید، جعفر برمکی، مسرور سیاف، ابوالمقصور موصلی و … دیدار می‌کند. پزشکزاد خود در مقدمه کتاب می‌گوید این طرح را به تقلید از ادبیات خارجی ریخته است و پیش از او فرانسوی‌ها، آمریکایی‌ها، ایتالیایی‌ها، انگلیسی‌ها و غیره موضوع سفر به گذشته را مکرر به عنوان تفریحی دلپذیر، در سینما مورد استفاده قرارداده‌اند.

ابراهیم رها

عموجانی که دایی‌جان نشد!

عموجان استالین طنزی ورزشی است درباره پیرمردی که به منظور جنگیدن با آلزایمر تصمیم گرفته خاطراتش از جام جهانی ۲۰۱۸ را بنویسد. ابراهیم رها نه تنها در انتخاب عنوان کتابش وام‌دار کتاب سترگ دایی جان ناپلئون است بلکه شخصیت اصلی کتابش عموجان نیز شباهت زیادی با دایی‌جانِ پزشکزاد دارد. عموجان همچون دایی‌جان توهم توطئه و پارانویا دارد و از نوعی خودشیفتگی رنج می‌برد. اما برخلاف ادعای نویسنده این شوخی با کتاب پزشکزاد را نمی‌توان یک نقیضه‌نویسی به حساب آورد و در بهترین حالت می‌توان پای تاثیرپذیری نویسنده از اثر کلاسیک قبلی نوشت.

دایی‌جان ناپلئون

چرا دایی‌جان ناپلئون کتاب مهمی است؟

پزشک‌زاد علاوه بر مهندسی دقیقی که در طراحی شخصیت‌های کتابش و روابط بین آن‌ها انجام داده در دیالوگ‌نویسی نیز معرکه می‌کند. دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های داستان‌ دایی‌جان ناپلئون به‌قدری شیرین، چندلایه و دارای زیرمتن است که بسیاری از آن‌ها را به سادگی نمی‌توان از یاد برد. برای مثال کافی است سیزدهم مرداد ماه هر سال نگاهی به شبکه‌های اجتماعی بیندازید تا ببینید چند نفر این مونولوگِ سعید؛ نوجوان عاشق‌پیشه‌ی کتاب دایی‌جان‌ ناپلئون را باز نشر کرده‌اند: «من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعدازظهر عاشق شدم…»