برچسب: رمان خارجی

هشت کوه

هر آدمی کوهی دارد

هشت‌کوه درواقع روایتی است از مواجه شدن تدریجی نویسنده با خود، تصویری در حال رشد از کودکی تا جوانی و صدایی که مطمئن نیست و مدام در حال کاویدن پس و پشت خاطراتش است. تصاویر کتاب بارها تکرار می‌شوند، رابطه‌ها و مسیرها و تنش‌ها و شب‌هایی آرام در دل کوهستان که گویی تنها نقطه‌‌ی امن راوی در تمام سال‌های زندگی‌اش است. رمان بیشتر به اتوبیوگرافی می‌ماند و دقت به جزئیاتی از خاطرات کودکی و نوجوانی که انگار ریشه‌ی رفتارهای بزرگسالی ما هستند.

همه سریالش رو دوست دارند؛ اما تو اول کتابش رو بخون!

شاید والتر تویس وقتی کتاب گامبی وزیر را چاپ می‌کرد، هیچ‌وقت به ذهنش هم خطور نمی‌کرد سال‌ها بعد، آن‌قدر رمانش معروف می‌شود که در سرتاسر دنیا آن را می‌خوانند (یا می‌بینند) و هزاران نفر، به‌خصوص زنان را شیفته‌ی‌ شطرنج می‌کند. تویس، سال 1984 یعنی یک سال بعد از انتشار گامبی وزیر از دنیا رفت. بت قهرمان داستان دختری طردشده است که با وجود این‌که برایش قهرمانی مهم است؛ اما این تمام خواسته‌اش نیست. حتی آن‌قدر در برابر این هدفش بی‌انگیزه می‌شود که در دوره‌ای که از لحاظ روحی آشفته است، دست به «خودویرانگری» می‌زند. درواقع بت باید می‌فهمید بالاخره نبوغش پیروز می‌شود یا خودتخریبی او؟

هند

چه خوب که دموکراسی ندارید، جناب جیبائو!

بعضی حرف‌ها را فقط می‌شود به انگلیسی گفت. فرض کنید که نشسته‌اید جلوی مانیتور و از انقلاب جهانیِ تکنولوژیک به وجد آمده‌اید. همان‌وقت سیاستمداران آراسته‌ی چند کشورِ در‌حالِ‌توسعه‌ را می‌بینید که لبخندی بر لب دارند و صمیمانه دست‌های هم را تکان می‌دهند. پس از آن برای گفتگوی بیشتر تمدن‌ها با یکدیگر، از افتخارات کشور خود رونمایی می‌کنند -آن هم وقتی که بغل گوششان، مردم، درون قفس‌های بوگندو درحال دست و پا زدنند. اگر مخاطب این تصاویر، شخصی مانند بالرام حلوایی قهرمان داستان «ببر سفید» باشد، به این نمایش بزک‌کرده پوزخندی خواهد زد و از آنجایی که بعضی حرف‌ها را فقط می‌شود به انگلیسی گفت، می‌گوید: «What a Fucking Joke?»

اشتاین بک

در جستجوی جایی برای زندگی

محور اصلی رمان درباره مهاجرت و حومه‌نشینی است. دشت بهشت درباره افرادی است که از همه جا به دلایل مختلف بریده‌‎اند و به این دشت آمده‌‎اند. آن‌ها امید دارند این دشت خانه‌‎ای همیشگی برای‌شان باشد و یا حداقل زندگی خوبی را که قبلاً برای‌شان محقق نشده در آن تجربه کنند.

 

 

 

علیه قضاوت

اسماعیل کاداره نویسنده‌ای است از آلبانی. کشوری که در دوران جنگ سرد در بلوک شرق بود اما نه تنها از دنیا که حتی در درون بلوک شرق هم کشوری منزوی بود و به میل شخصی انور خوجه دیکتاتور منحصر به فردش اداره می‌شد. بسته‌ترین کشور اروپا لقب گرفته بود. کاداره که به واسطه توجه فرانسوی‌ها به شهرت رسید تنها صدایی بود که از آلبانی بلند می‌شد. او همشهری دیکتاتور بود و به خاطر شهرتش شاید صلاح نمی‌دیدند با او همان برخوردی را کنند که با هزاران ناراضی آلبانیایی می‌شد. «مهتاب» رمان کوچکی است از این نویسنده‌ی برآمده از دوران جنگ سرد.

هند

وقتی ثروت مثل اجل ناگهانی نازل می‌شود

«قاچار قوچار» عبارتی که تنها ۵ نفر در دنیای داستان  آن را شنیده‌اند و معنایش را می‌فهمند. این عبارت در خانواده آنیتا متولدشده است و تنها او و برادرش و پدر و مادر آنیتا و راوی از آن خبر دارند و وقتی اوضاع پیچیده و بغرنج می‌شود آنیتا می‌گوید «همه‌اش قاچار قوچار شده» اقتصاد خانواده ناگهان متحول شده. از خانه‌ای تنگ و تودرتو و پر از مورچه به خانه‌ای اعیانی در بنگلور رفته‌اند. اما ثروتمند شدن بخصوص اگر مثل اجل ناگهانی باشد، دردسرهای زیادی هم دارد.

مروارید

«مروارید» و نغمه‌هایی که می‌سراید

مروارید، رمان کوتاهی از جان اشتاین بک است که مانند دیگر داستا‌ن‌هایش حول محور فقر، بی‌عدالتی و شکاف عمیق در بین فقیر و غنی جامعه می‌گردد. این رمان کوتاه اولین بار در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسید. در ایران مروارید را مترجمانی مانند نصرالله مهرگان، سروش حبیبی، نفیسه غفاری مقدم و غیره به فارسی برگردانده‌اند.
مروارید قصه یک مرد مکزیکی فقیر است که در کپری همراه با زن و فرزند کوچکش و در کنار بومیان دیگر زندگی می‌کند. آن‌ها در حاشیه شهر سکونت دارند و مردمانی که شهر را تصاحب کرده‌اند؛ افرادی غیربومی هستند که با خودبزرگ‌بینی بومیان را تحقیر می‌کنند. این قوم تسلیم بردگی و استثمار شده‌اند اما همیشه یک جرقه کوچک قهرمان را از خواب بیدار می‌کند.

ساموئل بِکِت؛ خیرِگی دهشتناک تباهی

الن شنایدر -کارگردان نمایشنامه‌های ساموئل بِکِت- در یکی از نوشته‌هایش به نام «در انتظار بِکِت: خاطرات شخصی» وی را این‌گونه توصیف می‌کند: «کله‌ی یک پروفسور فیزیک و ریاضی روی تنه و پاهای یک دونده‌ی دو و میدانی. این ریخت و شکل مردی است که برخی از دهشتناک‌ترین و زیباترین متن‌های قرن بیستم را نوشته است». شاید بتوان کتابِ بِکِت از آلفرد آلوارِز را بسط همین وصف شنایدر دانست. آلوارِز با تحلیل نوشته‌های بِکِت درصد است ذهنی به شدت ریزبین، محاسباتی، دقیق، صیقل خورده و در حین حال افسرده و ملال‌آور را بررسی کند.

روس‌ها در غربت دوام نمی‌آورند

تدفین پارتی داستانی است در شرح مهاجرت و قطع ریشه‌ها! روایتی است از روزها و شب‌های مردمانی که در رگ‌هایشان، جز خون، روسیه هم جاری است. لودمیلا اولیتسکایا دردهای مهاجرینی را که برای حل شدن در جامعه میزبان تلاش می‌کنند فریاد می‌زند. در کنار این، می‌توانید کنایه‌هایی را بخوانید که مستقیماً فرهنگ روسی و مناقشاتی را که در جریان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رخ داد، نشانه گرفته‌اند.

هشت کوه

هر آدمی کوهی دارد

هشت‌کوه درواقع روایتی است از مواجه شدن تدریجی نویسنده با خود، تصویری در حال رشد از کودکی تا جوانی و صدایی که مطمئن نیست و مدام در حال کاویدن پس و پشت خاطراتش است. تصاویر کتاب بارها تکرار می‌شوند، رابطه‌ها و مسیرها و تنش‌ها و شب‌هایی آرام در دل کوهستان که گویی تنها نقطه‌‌ی امن راوی در تمام سال‌های زندگی‌اش است. رمان بیشتر به اتوبیوگرافی می‌ماند و دقت به جزئیاتی از خاطرات کودکی و نوجوانی که انگار ریشه‌ی رفتارهای بزرگسالی ما هستند.

همه سریالش رو دوست دارند؛ اما تو اول کتابش رو بخون!

شاید والتر تویس وقتی کتاب گامبی وزیر را چاپ می‌کرد، هیچ‌وقت به ذهنش هم خطور نمی‌کرد سال‌ها بعد، آن‌قدر رمانش معروف می‌شود که در سرتاسر دنیا آن را می‌خوانند (یا می‌بینند) و هزاران نفر، به‌خصوص زنان را شیفته‌ی‌ شطرنج می‌کند. تویس، سال 1984 یعنی یک سال بعد از انتشار گامبی وزیر از دنیا رفت. بت قهرمان داستان دختری طردشده است که با وجود این‌که برایش قهرمانی مهم است؛ اما این تمام خواسته‌اش نیست. حتی آن‌قدر در برابر این هدفش بی‌انگیزه می‌شود که در دوره‌ای که از لحاظ روحی آشفته است، دست به «خودویرانگری» می‌زند. درواقع بت باید می‌فهمید بالاخره نبوغش پیروز می‌شود یا خودتخریبی او؟

هند

چه خوب که دموکراسی ندارید، جناب جیبائو!

بعضی حرف‌ها را فقط می‌شود به انگلیسی گفت. فرض کنید که نشسته‌اید جلوی مانیتور و از انقلاب جهانیِ تکنولوژیک به وجد آمده‌اید. همان‌وقت سیاستمداران آراسته‌ی چند کشورِ در‌حالِ‌توسعه‌ را می‌بینید که لبخندی بر لب دارند و صمیمانه دست‌های هم را تکان می‌دهند. پس از آن برای گفتگوی بیشتر تمدن‌ها با یکدیگر، از افتخارات کشور خود رونمایی می‌کنند -آن هم وقتی که بغل گوششان، مردم، درون قفس‌های بوگندو درحال دست و پا زدنند. اگر مخاطب این تصاویر، شخصی مانند بالرام حلوایی قهرمان داستان «ببر سفید» باشد، به این نمایش بزک‌کرده پوزخندی خواهد زد و از آنجایی که بعضی حرف‌ها را فقط می‌شود به انگلیسی گفت، می‌گوید: «What a Fucking Joke?»

اشتاین بک

در جستجوی جایی برای زندگی

محور اصلی رمان درباره مهاجرت و حومه‌نشینی است. دشت بهشت درباره افرادی است که از همه جا به دلایل مختلف بریده‌‎اند و به این دشت آمده‌‎اند. آن‌ها امید دارند این دشت خانه‌‎ای همیشگی برای‌شان باشد و یا حداقل زندگی خوبی را که قبلاً برای‌شان محقق نشده در آن تجربه کنند.

 

 

 

علیه قضاوت

اسماعیل کاداره نویسنده‌ای است از آلبانی. کشوری که در دوران جنگ سرد در بلوک شرق بود اما نه تنها از دنیا که حتی در درون بلوک شرق هم کشوری منزوی بود و به میل شخصی انور خوجه دیکتاتور منحصر به فردش اداره می‌شد. بسته‌ترین کشور اروپا لقب گرفته بود. کاداره که به واسطه توجه فرانسوی‌ها به شهرت رسید تنها صدایی بود که از آلبانی بلند می‌شد. او همشهری دیکتاتور بود و به خاطر شهرتش شاید صلاح نمی‌دیدند با او همان برخوردی را کنند که با هزاران ناراضی آلبانیایی می‌شد. «مهتاب» رمان کوچکی است از این نویسنده‌ی برآمده از دوران جنگ سرد.

هند

وقتی ثروت مثل اجل ناگهانی نازل می‌شود

«قاچار قوچار» عبارتی که تنها ۵ نفر در دنیای داستان  آن را شنیده‌اند و معنایش را می‌فهمند. این عبارت در خانواده آنیتا متولدشده است و تنها او و برادرش و پدر و مادر آنیتا و راوی از آن خبر دارند و وقتی اوضاع پیچیده و بغرنج می‌شود آنیتا می‌گوید «همه‌اش قاچار قوچار شده» اقتصاد خانواده ناگهان متحول شده. از خانه‌ای تنگ و تودرتو و پر از مورچه به خانه‌ای اعیانی در بنگلور رفته‌اند. اما ثروتمند شدن بخصوص اگر مثل اجل ناگهانی باشد، دردسرهای زیادی هم دارد.

مروارید

«مروارید» و نغمه‌هایی که می‌سراید

مروارید، رمان کوتاهی از جان اشتاین بک است که مانند دیگر داستا‌ن‌هایش حول محور فقر، بی‌عدالتی و شکاف عمیق در بین فقیر و غنی جامعه می‌گردد. این رمان کوتاه اولین بار در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسید. در ایران مروارید را مترجمانی مانند نصرالله مهرگان، سروش حبیبی، نفیسه غفاری مقدم و غیره به فارسی برگردانده‌اند.
مروارید قصه یک مرد مکزیکی فقیر است که در کپری همراه با زن و فرزند کوچکش و در کنار بومیان دیگر زندگی می‌کند. آن‌ها در حاشیه شهر سکونت دارند و مردمانی که شهر را تصاحب کرده‌اند؛ افرادی غیربومی هستند که با خودبزرگ‌بینی بومیان را تحقیر می‌کنند. این قوم تسلیم بردگی و استثمار شده‌اند اما همیشه یک جرقه کوچک قهرمان را از خواب بیدار می‌کند.

ساموئل بِکِت؛ خیرِگی دهشتناک تباهی

الن شنایدر -کارگردان نمایشنامه‌های ساموئل بِکِت- در یکی از نوشته‌هایش به نام «در انتظار بِکِت: خاطرات شخصی» وی را این‌گونه توصیف می‌کند: «کله‌ی یک پروفسور فیزیک و ریاضی روی تنه و پاهای یک دونده‌ی دو و میدانی. این ریخت و شکل مردی است که برخی از دهشتناک‌ترین و زیباترین متن‌های قرن بیستم را نوشته است». شاید بتوان کتابِ بِکِت از آلفرد آلوارِز را بسط همین وصف شنایدر دانست. آلوارِز با تحلیل نوشته‌های بِکِت درصد است ذهنی به شدت ریزبین، محاسباتی، دقیق، صیقل خورده و در حین حال افسرده و ملال‌آور را بررسی کند.

روس‌ها در غربت دوام نمی‌آورند

تدفین پارتی داستانی است در شرح مهاجرت و قطع ریشه‌ها! روایتی است از روزها و شب‌های مردمانی که در رگ‌هایشان، جز خون، روسیه هم جاری است. لودمیلا اولیتسکایا دردهای مهاجرینی را که برای حل شدن در جامعه میزبان تلاش می‌کنند فریاد می‌زند. در کنار این، می‌توانید کنایه‌هایی را بخوانید که مستقیماً فرهنگ روسی و مناقشاتی را که در جریان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رخ داد، نشانه گرفته‌اند.