برچسب: رمان ایرانی

اعتراف‌باز

اعترافات

«اعتراف‌باز» قرار نیست داستان یا نقد ادبی یا پژوهشی اجتماعی باشد. این‌بار زرلکی خودش را سیبل قرار داده. خودش هم در نظرگاه نقدشونده و هم در جایگاه نقدکننده نشسته است. این شخصی‌ترین و غیرنرمال‌ترین کتاب‌اش است. کتاب با یک دفاعیه شروع و با یک دفاعیه تمام می‌شود. یک‌جور پیوست توضیحی از نویسنده که اولی درباره‌ی چرایی نوشتن کتاب و دومی به خاطر چرایی پایان دادن به کتاب است.

کِی از این چرخ و فلک پیاده می‌شوم؟

ترمه زیر تیغ

«کی از این چرخ و فلک پیاده می‌‌شوم؟» روایت دختر جوانی است به نام ترمه در یک خانواده‌‌ی از هم پاشیده، با شخصیتی ضعیف که با طبقه و فرهنگ و موقعیت سنی او جور است. اطرافیان و آشنایان این دختر جوان هم هر کدام فقط به منافع خود فکر می‌‌کنند و این خود‌‌خواهی‌‌ها و کشمکش‌‌ها داستان را به جایی می‌‌برد که شخصیت ترمه متحول شود و از فردی بی‌دست‌وپا و وابسته، به جوانی جویای استقلال تبدیل گردد. کیومرث پوراحمد با اقتباس از رمان این نویسنده 25 ساله فیلمی به نام «تیغ و ترمه» ساخت که حواشی بسیاری داشت. رمان گلرنگ رنجبر ضعف‌هایی اساسی و نقاطی مثبت دارد که در یادداشت زیر به آن‌ها تفصیلاً اشاره شده است.

گمشده در 1360

جهنم خالی است، همه شیاطین اینجا هستند

گمشده در 13:60 هم قصه می‌گوید هم فرم بازی دارد و از آن مهم‌تر حادثه‌های خرد و ریز فراوان به آن اضافه شده است. عرفان هاشمی (عرفانُک) شخصیت اصلی و راوی رمان حالا در کسوت یک بزرگسال در انتهای خط زمانی رمان خود ایستاده و جستجوی 40 ساله‌اش را از موهبت امیری (دایی موهبت) روایت می‌کند. داستان‌ با شکست زمانی و مکانی بین سال‌های دهه شصت و امروز و در تهران و اصفهان و روستای دهج (در مرز استان یزد) و به شیوه رفت و برگشتی روایت می‌شود.

بادها خبر از تغییر فصل می دهند

بررسی «بادها خبر از تغیییر فصل می‌دهند» با نگاهی به «همسایه‌ها»

رمان بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند، ناخودآگاه مرا یاد کتاب همسایه‌ها نوشته احمد محمود می‌اندازد. هردو داستان دو نوجوان است که اتفاقی مسیر زندگی‌شان را تغییر می‌دهد و بهانه‌ای می‌شود برای بیان مسائل سیاسی و اجتماعی. در مقام مقایسه دو اثر، به شباهت‌ها و تفاوت‌هایی برمی‌خوریم که به شناخت بیشتر اثر میرصادقی کمک می‌کنند. و شاید یافتن پاسخی برای این‌که چرا این رمان به اندازه همسایه‌ها دیده و ماندگار نشد، ما را با بخش دیگری از ماجرای ادبیات معاصر آشنا کند.

زمین سوخته

گاهی جنگ برسرت آوار می‌شود، بدون این که بدانی یا برایش آماده باشی . ناگهان وضعیت تغییر می‌کند،

رضا قاسمی

تماشا از سوراخ کلید اتاق آقای نویسنده

کتاب «رضا قاسمی در گفت‌گویی بلند با محمد عبدی»، یک بسته‌ی کامل از چیزی است که ممکن است هر کسی بخواهد از نویسنده‌ای محبوب و متفاوت بداند. محمد عبدی هم در نوع انتخاب پرسش‌ها، دسته‌بندی و سمت و سو دادن به آن‌ها، خوب عمل کرده است. مخاطب چه دوست‌دار آثار رضا قاسمی باشد و چه در مورد او کنجکاو، به سادگی می‌تواند به سراغ هر بخشی از زندگی او برود و اطلاعات دست اولی پیدا کند که بخش مهمی از آن‌ها را تا پیش از این نمی‌دانسته است.

بیست زخم کاری

سریر خون

«بیست زخم کاری» داستانی است درباره‌ی قدرت و فساد. داستان ظهور و سقوط مردی که هیولا می‌شود. داستان مالکی، یکی از دلال‌های هلدینگ ریزآبادی که در انگلیس درس خوانده و با زحمت و جاه‌طلبی پله‌پله خودش را در تشکیلات خانوادگی ریزآبادی‌ها بالا کشیده و حالا وسوسه و ولع نفر اول شدن دارد و در راه رسیدن به این جایگاه می‌خواهد هر مانعی را ببلعد. حسینی‌زاد در «بیست زخم کاری» تا حد ممکن از برخی شیوه‌‌های معمول رمان‌نویسی و قاعده‌های کلاسیک آن دوری کرده است. ریتم اتفاقات خیلی سریع‌تر از ریتم معمول وقایع رمان‌هاست و نوعی ایجاز در روایت داستان وجود دارد که ذائقه‌ی رمان‌خوان‌ها به آن عادت ندارد.

انجمن نکبت‌ زده‌ها

آنانی که زبانی برای روایت ندارند

انجمن نکبت‌زده‌ها از شخصیت‌های طبقه متوسطی که حضورشان در ادبیات معاصر مد شده، فاصله می‌گیرد و شخصیت‌هایی خلق می‌کند که زاده فقر، نکبت و حاشیه‌نشینی هستند. خود نویسنده رمانش را قصه آدم‌هایی می‌داند که جهان فراموش‌شان کرده و ما هم رمان او را قصه آدم‌هایی می‌دانیم که رمان‌نویسان معاصر ادبیات فارسی فراموش‌شان کرده‌اند یا دوست ندارند سراغ‌شان بروند. رمان انجمن نکبت‌‌زده‌ها اگرچه سعی کرده در رمانش ناهنجاری‌های اجتماعی را به تصویر بکشد و تا حدی هم طرح مساله کرده اما کار در همان طرح مساله باقی مانده و او حتی نتوانسته تصویری نزدیک به حقیقت جامعه ترسیم کند.

ایران‌شهر

آیا گذشته‌ی ما ایرانیان واقعاً گذشته است؟

مضمون وطن‌پرستانه و حماسیِ قصه‌ی تمام‌نشدنی محمدحسن شهسواری از انسان‌هایی شورانگیز می‌شود که با وجود فرق‌های شخصیتی و انگیزشی، هویت بنیادین خود را از باورهای دینی و وطن‌شان می‌گیرند و در این شالوده با هم از یک خمیره‌اند. رمان ایران‌شهر فرق‌ها را نادیده نمی‌گیرد و با وجود این‌که دائره‌المعارفی از روحیات و عقاید زمان شروع جنگ است، بر یک نکته‌ی کلیدی انگشت می‌فشارد: هم‌نوایی مردم در ملیت.

اگر سراسر ادبیات داستانی ایران معاصر آکنده از یأسِ شکست است، این اثر به‌تمامی سرشار از کامیابی پیروزی است.

قرن‌ها بگذشت

نوآوری، جسورانه یا بیش از ظرفیت؟

در نثر شمیم بهار در قرنها بگذشت، چند مشخصه‌ی بارز وجود دارد: اول؛ استفاده از / (اِسْلَش یا ممیز) بجای نقطه. دوم؛ استفاده از لغات نامتداول. سوم؛ دست بردن در ساختار جملات و تغییر آن‌ها در محور هم‌نشینی زبان.
هر سه مشخصه، موجب آشنایی‌زدایی شده‌اند. آشنایی‌زدایی در استفاده از کلمات؛ مثلا «بغتتا» یا «حقا» واژگان رایجی نیستند. آشنایی‌زدایی در محور هم‌نشینی با تغییر جای کلمات؛ نمونه‌اش آوردن حقا در پایان جمله. یا حذف افعال و حروف اضافه. آشنایی‌زدایی در شکل جملات هم با استفاده از ممیز صورت گرفته است.

اعتراف‌باز

اعترافات

«اعتراف‌باز» قرار نیست داستان یا نقد ادبی یا پژوهشی اجتماعی باشد. این‌بار زرلکی خودش را سیبل قرار داده. خودش هم در نظرگاه نقدشونده و هم در جایگاه نقدکننده نشسته است. این شخصی‌ترین و غیرنرمال‌ترین کتاب‌اش است. کتاب با یک دفاعیه شروع و با یک دفاعیه تمام می‌شود. یک‌جور پیوست توضیحی از نویسنده که اولی درباره‌ی چرایی نوشتن کتاب و دومی به خاطر چرایی پایان دادن به کتاب است.

کِی از این چرخ و فلک پیاده می‌شوم؟

ترمه زیر تیغ

«کی از این چرخ و فلک پیاده می‌‌شوم؟» روایت دختر جوانی است به نام ترمه در یک خانواده‌‌ی از هم پاشیده، با شخصیتی ضعیف که با طبقه و فرهنگ و موقعیت سنی او جور است. اطرافیان و آشنایان این دختر جوان هم هر کدام فقط به منافع خود فکر می‌‌کنند و این خود‌‌خواهی‌‌ها و کشمکش‌‌ها داستان را به جایی می‌‌برد که شخصیت ترمه متحول شود و از فردی بی‌دست‌وپا و وابسته، به جوانی جویای استقلال تبدیل گردد. کیومرث پوراحمد با اقتباس از رمان این نویسنده 25 ساله فیلمی به نام «تیغ و ترمه» ساخت که حواشی بسیاری داشت. رمان گلرنگ رنجبر ضعف‌هایی اساسی و نقاطی مثبت دارد که در یادداشت زیر به آن‌ها تفصیلاً اشاره شده است.

گمشده در 1360

جهنم خالی است، همه شیاطین اینجا هستند

گمشده در 13:60 هم قصه می‌گوید هم فرم بازی دارد و از آن مهم‌تر حادثه‌های خرد و ریز فراوان به آن اضافه شده است. عرفان هاشمی (عرفانُک) شخصیت اصلی و راوی رمان حالا در کسوت یک بزرگسال در انتهای خط زمانی رمان خود ایستاده و جستجوی 40 ساله‌اش را از موهبت امیری (دایی موهبت) روایت می‌کند. داستان‌ با شکست زمانی و مکانی بین سال‌های دهه شصت و امروز و در تهران و اصفهان و روستای دهج (در مرز استان یزد) و به شیوه رفت و برگشتی روایت می‌شود.

بادها خبر از تغییر فصل می دهند

بررسی «بادها خبر از تغیییر فصل می‌دهند» با نگاهی به «همسایه‌ها»

رمان بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند، ناخودآگاه مرا یاد کتاب همسایه‌ها نوشته احمد محمود می‌اندازد. هردو داستان دو نوجوان است که اتفاقی مسیر زندگی‌شان را تغییر می‌دهد و بهانه‌ای می‌شود برای بیان مسائل سیاسی و اجتماعی. در مقام مقایسه دو اثر، به شباهت‌ها و تفاوت‌هایی برمی‌خوریم که به شناخت بیشتر اثر میرصادقی کمک می‌کنند. و شاید یافتن پاسخی برای این‌که چرا این رمان به اندازه همسایه‌ها دیده و ماندگار نشد، ما را با بخش دیگری از ماجرای ادبیات معاصر آشنا کند.

زمین سوخته

گاهی جنگ برسرت آوار می‌شود، بدون این که بدانی یا برایش آماده باشی . ناگهان وضعیت تغییر می‌کند،

رضا قاسمی

تماشا از سوراخ کلید اتاق آقای نویسنده

کتاب «رضا قاسمی در گفت‌گویی بلند با محمد عبدی»، یک بسته‌ی کامل از چیزی است که ممکن است هر کسی بخواهد از نویسنده‌ای محبوب و متفاوت بداند. محمد عبدی هم در نوع انتخاب پرسش‌ها، دسته‌بندی و سمت و سو دادن به آن‌ها، خوب عمل کرده است. مخاطب چه دوست‌دار آثار رضا قاسمی باشد و چه در مورد او کنجکاو، به سادگی می‌تواند به سراغ هر بخشی از زندگی او برود و اطلاعات دست اولی پیدا کند که بخش مهمی از آن‌ها را تا پیش از این نمی‌دانسته است.

بیست زخم کاری

سریر خون

«بیست زخم کاری» داستانی است درباره‌ی قدرت و فساد. داستان ظهور و سقوط مردی که هیولا می‌شود. داستان مالکی، یکی از دلال‌های هلدینگ ریزآبادی که در انگلیس درس خوانده و با زحمت و جاه‌طلبی پله‌پله خودش را در تشکیلات خانوادگی ریزآبادی‌ها بالا کشیده و حالا وسوسه و ولع نفر اول شدن دارد و در راه رسیدن به این جایگاه می‌خواهد هر مانعی را ببلعد. حسینی‌زاد در «بیست زخم کاری» تا حد ممکن از برخی شیوه‌‌های معمول رمان‌نویسی و قاعده‌های کلاسیک آن دوری کرده است. ریتم اتفاقات خیلی سریع‌تر از ریتم معمول وقایع رمان‌هاست و نوعی ایجاز در روایت داستان وجود دارد که ذائقه‌ی رمان‌خوان‌ها به آن عادت ندارد.

انجمن نکبت‌ زده‌ها

آنانی که زبانی برای روایت ندارند

انجمن نکبت‌زده‌ها از شخصیت‌های طبقه متوسطی که حضورشان در ادبیات معاصر مد شده، فاصله می‌گیرد و شخصیت‌هایی خلق می‌کند که زاده فقر، نکبت و حاشیه‌نشینی هستند. خود نویسنده رمانش را قصه آدم‌هایی می‌داند که جهان فراموش‌شان کرده و ما هم رمان او را قصه آدم‌هایی می‌دانیم که رمان‌نویسان معاصر ادبیات فارسی فراموش‌شان کرده‌اند یا دوست ندارند سراغ‌شان بروند. رمان انجمن نکبت‌‌زده‌ها اگرچه سعی کرده در رمانش ناهنجاری‌های اجتماعی را به تصویر بکشد و تا حدی هم طرح مساله کرده اما کار در همان طرح مساله باقی مانده و او حتی نتوانسته تصویری نزدیک به حقیقت جامعه ترسیم کند.

ایران‌شهر

آیا گذشته‌ی ما ایرانیان واقعاً گذشته است؟

مضمون وطن‌پرستانه و حماسیِ قصه‌ی تمام‌نشدنی محمدحسن شهسواری از انسان‌هایی شورانگیز می‌شود که با وجود فرق‌های شخصیتی و انگیزشی، هویت بنیادین خود را از باورهای دینی و وطن‌شان می‌گیرند و در این شالوده با هم از یک خمیره‌اند. رمان ایران‌شهر فرق‌ها را نادیده نمی‌گیرد و با وجود این‌که دائره‌المعارفی از روحیات و عقاید زمان شروع جنگ است، بر یک نکته‌ی کلیدی انگشت می‌فشارد: هم‌نوایی مردم در ملیت.

اگر سراسر ادبیات داستانی ایران معاصر آکنده از یأسِ شکست است، این اثر به‌تمامی سرشار از کامیابی پیروزی است.

قرن‌ها بگذشت

نوآوری، جسورانه یا بیش از ظرفیت؟

در نثر شمیم بهار در قرنها بگذشت، چند مشخصه‌ی بارز وجود دارد: اول؛ استفاده از / (اِسْلَش یا ممیز) بجای نقطه. دوم؛ استفاده از لغات نامتداول. سوم؛ دست بردن در ساختار جملات و تغییر آن‌ها در محور هم‌نشینی زبان.
هر سه مشخصه، موجب آشنایی‌زدایی شده‌اند. آشنایی‌زدایی در استفاده از کلمات؛ مثلا «بغتتا» یا «حقا» واژگان رایجی نیستند. آشنایی‌زدایی در محور هم‌نشینی با تغییر جای کلمات؛ نمونه‌اش آوردن حقا در پایان جمله. یا حذف افعال و حروف اضافه. آشنایی‌زدایی در شکل جملات هم با استفاده از ممیز صورت گرفته است.