برچسب: دیالوگ

شکسته نویسی

شکسته نویسی و سوءتفاهم‌های موافقان و مخالفان

ابوالحسن نجفی در مصاحبه‌ای گفته بود: «هرگز نمی‌توانیم با شکستن کلمات فارسی نوشتار، به فارسی گفتار برسیم.» نجفی از مخالفان شکسته‌نویسی بود. در آن‌همه داستان کوتاه و رمان و نمایشنامه که  ترجمه کرده و همه‌شان‌ هم پُر است از دیالوگ، و خیلی‌ها هم قبول دارند کارش از نمونه‌‌های اعلای ترجمه است، حتی یک کلمه‌ی شکسته هم پیدا نمی‌کنید.
برخی از نویسندگان و مترجمانی که می‌توانند ویژگی‌های نحوی و واژگانی فارسی گفتاری را به‌خوبی بازآفرینی کنند، ولی با شکسته‌نویسی موافق نیستند یا دست‌کم لزومی به آن نمی‌بینند، چنین استدلال می‌کنند که ویژگی‌های آواییِ گفتار را، برخلاف آن دو سطح دیگر، حتی با شکاندن واژه‌ها نمی‌شود تمام‌وکمال منتقل کرد، پس بهتر است از خیر این گزارش نصفه‌ونیمه‌ی سطح آواییِ گفتار هم بگذریم.

شکسته‌نویسی در ادبیات داستانی و فضای مجازی

دو گونه فارسی وجود دارد: فارسی گفتاری و فارسی نوشتاری.
و مهم‌ترین ویژگی فارسی گفتاری (نه تنها ویژگی آن) شکستن کلمات است. موقع حرف زدن خانه می‌شود خونه، می‌روم می‌شود میرم و… در نوشتن چقدر باید از شکل‌های شکسته استفاده کنیم؟ این پرسشی است که بحثی جدی پیرامون آن راه افتاده، مقاله‌ها و کتاب‌ها نوشته و منتشر شده است. پرسش شکسته‌نویسی و اندازه‌ی مجاز آن، دلایل آن و خطر آن برای زبان فارسی و ضرورت آن برای بیان آزاد.

قاعده‌مند کردن شکسته‌نویسی

این جامع‌ترین کتابی است که درباره‌ی فارسی شکسته نوشته شده است. هر پرسشی که درباره‌ی این پدیده‌ی فرهنگی داشته باشید در این کتاب طرح و مورد بررسی قرار گرفته است. از این پرسش گرفته که اصلاً منظور از شکسته‌نویسی چیست؟ تا پرسش‌های عمیق‌تری درباره‌ی این‌که از کی این امر وارد ادبیات و زبان فارسی شد و اصلاً چرا بحث درباره‌ی آن مهم است؟ دیدگاه‌های موافق و مخالف شکسته‌نویسی چه می‌گویند و چه کسانی در این باره اظهارنظر کرده‌اند؟ و همه‌ی این پرسش‌ها از دیدگاهی زبان‌شناسانه طرح شده که هدفش شناختن یک پدیده چنان است که در واقع رخ داده و رخ می‌دهد.

نوشتن چیزی شده است مانند حرف زدن

با رشد رسانه‌های مدرن، با بحران یا وضعیت بی‌سابقه‌ای در زمینه‌ی نوشتن روبه‌رو هستیم. امروز بیش از هر زمان دیگری مردم می‌نویسند. امروز در شبکه‌های مجازی، از اینستاگرام و واتس‌اپ گرفته تا پیامک‌هایی که روزانه با هم مبادله می‌کنیم، چیزهایی را می‌نویسیم که قبلاً فقط می‌گفتیم: «کجایی بابا؟ من یه ساعته رسیدم.» «اگه نرسیدی، سر راهت ماست هم بخر!» «هاهاها!» و کسانی می‌نویسند که فارسی را برای خواندن آموخته‌اند نه برای نوشتن. در یک کلام، نوشتن چیزی شده است مانند حرف زدن. همان اندازه آزاد، فراوان، غیرقابل‌کنترل و غیرقابل‌ویراستاری.

شکسته نویسی

لازم نیست همه چیز را همان طور که به زبان می‌آید بنویسیم

کتاب کم‌حجم است و خیلی ساده، سر راست و مستقیم راهنمایی‌هایش را کرده. نمی‌توانم بگویم که راهنمایی‌ها، نصایح و پیشنهادات کتاب را مو به مو اجرا کردم یا پسندیدم، اما می‌توانم بگویم راهنمایی‌های این کتاب چون همراه با دلیل بودند اثر خوبی رویم گذاشت. اوایل مطالعه کردنم، برایم پیش می‌آمد که خواندن یک دیالوگ در متنی که به صورت شکسته نوشته شده بود اذیتم کند. لُب کلام این کتاب این است که لازم نیست همه چیز را، آن‌طور که بر زبان جاری می‌کنیم، بنویسیم. برایش دلیل هم دارد.

شکسته نویسی

شکسته نویسی و سوءتفاهم‌های موافقان و مخالفان

ابوالحسن نجفی در مصاحبه‌ای گفته بود: «هرگز نمی‌توانیم با شکستن کلمات فارسی نوشتار، به فارسی گفتار برسیم.» نجفی از مخالفان شکسته‌نویسی بود. در آن‌همه داستان کوتاه و رمان و نمایشنامه که  ترجمه کرده و همه‌شان‌ هم پُر است از دیالوگ، و خیلی‌ها هم قبول دارند کارش از نمونه‌‌های اعلای ترجمه است، حتی یک کلمه‌ی شکسته هم پیدا نمی‌کنید.
برخی از نویسندگان و مترجمانی که می‌توانند ویژگی‌های نحوی و واژگانی فارسی گفتاری را به‌خوبی بازآفرینی کنند، ولی با شکسته‌نویسی موافق نیستند یا دست‌کم لزومی به آن نمی‌بینند، چنین استدلال می‌کنند که ویژگی‌های آواییِ گفتار را، برخلاف آن دو سطح دیگر، حتی با شکاندن واژه‌ها نمی‌شود تمام‌وکمال منتقل کرد، پس بهتر است از خیر این گزارش نصفه‌ونیمه‌ی سطح آواییِ گفتار هم بگذریم.

شکسته‌نویسی در ادبیات داستانی و فضای مجازی

دو گونه فارسی وجود دارد: فارسی گفتاری و فارسی نوشتاری.
و مهم‌ترین ویژگی فارسی گفتاری (نه تنها ویژگی آن) شکستن کلمات است. موقع حرف زدن خانه می‌شود خونه، می‌روم می‌شود میرم و… در نوشتن چقدر باید از شکل‌های شکسته استفاده کنیم؟ این پرسشی است که بحثی جدی پیرامون آن راه افتاده، مقاله‌ها و کتاب‌ها نوشته و منتشر شده است. پرسش شکسته‌نویسی و اندازه‌ی مجاز آن، دلایل آن و خطر آن برای زبان فارسی و ضرورت آن برای بیان آزاد.

قاعده‌مند کردن شکسته‌نویسی

این جامع‌ترین کتابی است که درباره‌ی فارسی شکسته نوشته شده است. هر پرسشی که درباره‌ی این پدیده‌ی فرهنگی داشته باشید در این کتاب طرح و مورد بررسی قرار گرفته است. از این پرسش گرفته که اصلاً منظور از شکسته‌نویسی چیست؟ تا پرسش‌های عمیق‌تری درباره‌ی این‌که از کی این امر وارد ادبیات و زبان فارسی شد و اصلاً چرا بحث درباره‌ی آن مهم است؟ دیدگاه‌های موافق و مخالف شکسته‌نویسی چه می‌گویند و چه کسانی در این باره اظهارنظر کرده‌اند؟ و همه‌ی این پرسش‌ها از دیدگاهی زبان‌شناسانه طرح شده که هدفش شناختن یک پدیده چنان است که در واقع رخ داده و رخ می‌دهد.

نوشتن چیزی شده است مانند حرف زدن

با رشد رسانه‌های مدرن، با بحران یا وضعیت بی‌سابقه‌ای در زمینه‌ی نوشتن روبه‌رو هستیم. امروز بیش از هر زمان دیگری مردم می‌نویسند. امروز در شبکه‌های مجازی، از اینستاگرام و واتس‌اپ گرفته تا پیامک‌هایی که روزانه با هم مبادله می‌کنیم، چیزهایی را می‌نویسیم که قبلاً فقط می‌گفتیم: «کجایی بابا؟ من یه ساعته رسیدم.» «اگه نرسیدی، سر راهت ماست هم بخر!» «هاهاها!» و کسانی می‌نویسند که فارسی را برای خواندن آموخته‌اند نه برای نوشتن. در یک کلام، نوشتن چیزی شده است مانند حرف زدن. همان اندازه آزاد، فراوان، غیرقابل‌کنترل و غیرقابل‌ویراستاری.

شکسته نویسی

لازم نیست همه چیز را همان طور که به زبان می‌آید بنویسیم

کتاب کم‌حجم است و خیلی ساده، سر راست و مستقیم راهنمایی‌هایش را کرده. نمی‌توانم بگویم که راهنمایی‌ها، نصایح و پیشنهادات کتاب را مو به مو اجرا کردم یا پسندیدم، اما می‌توانم بگویم راهنمایی‌های این کتاب چون همراه با دلیل بودند اثر خوبی رویم گذاشت. اوایل مطالعه کردنم، برایم پیش می‌آمد که خواندن یک دیالوگ در متنی که به صورت شکسته نوشته شده بود اذیتم کند. لُب کلام این کتاب این است که لازم نیست همه چیز را، آن‌طور که بر زبان جاری می‌کنیم، بنویسیم. برایش دلیل هم دارد.