برچسب: دولت آبادی

دولت آبادی ما نیز مردمی هستیم

روشنفکرها با من و آثارم برخورد کین‌تورانه داشته‌اند، اما مردم..

«ما نیز مردمی هستیم» عنوان گفتگوی امیرحسن چهلتن و فریدون فریاد با محمود دولت‌آبادی است که از بهترین نمونه‌های مصاحبه با بزرگان ادبیات داستانی در ایران به شمار می‌رود. بخش‌هایی از این مصاحبه در شهریور 1369 در مجله آدینه به چاپ رسید و حالا ما هم بخشی خلاصه‌شده از همان خلاصه را در وینش می‌آوریم که در حکم پیش‌پرده‌ای برای کتاب است.

زمینج: تجسم ذهن روشنفکر پیشاانقلاب

چقدر بدند اهالی روستای زمینج، ساکنان رمان جای خالی سلوچ. همه‌شان. از دم. آدم‌های بدی که اما باهاشان همدلی می‌کنیم. دلمان برای‌شان می‌سوزد و نگران‌شان می‌شویم. و این موفقیت بزرگ محمود دولت‌آبادی است. در سراسر رمان تناقضی وجود دارد بین دو باور: یکی این باور که زندگی مدرن آمده تا همه چیز را نابود کند و دیگری باوری عمیق‌تر و آن این‌که مشکل آدم‌ها و بدی آن‌ها یک امری وجودی است یا دست کم امری ریشه‌دار ناشی از فقر و سنت. این دو ناهمخوان‌اند اما این ناهم‌خوانی در سراسر تفکر روشنفکر دورانی که دولت‌آبادی این کتاب را نوشته ریشه دارد.

دولت آبادی

درباره جای خالی سلوچ، از زبان محمود دولت آبادی

کتاب «ما نیز مردمی هستیم» گفت‌وگویی است مفصل که امیرحسن چهلتن و فریدون فریاد با محمود دولت‌آبادی انجام داده و منتشر کرده‌اند. از این گفت‌وگوی مفصل بخش‌هایی را که به رمان «جای خالی سلوچ» مربوط می‌شوند جدا کرده‌ایم. این کتاب نخستین بار سال 1368 منتشر شد. دولت‌آبادی در بخشی از این گفت‌وگو موقعیت جای خالی سلوچ در بین آثار دیگرش را اینطور توصیف می‌کند: «جای خالی سلوچ در نیمه کلیدر نوشته شده و در عین حال به نظر می‌رسد که جای خالی سلوچ پلی است بین کلیدر و کارهای قبلی»

قالی خوش و نقش و نگارِ بیرونِ در

در بیرون در، دولت آبادی نیست که جزئی‌پردازی می‌کند، چشمان تیزبین آفاق است که هیچ چیز را نادیده نمی‌گذارد و هیچ حرفی را ناگفته. محمود دولت آبادی یادگار دهه‌ی چهل است و دغدغه هایش بعد از چهل سال هنوز همان است. مثل تمام نویسنده‌های کمیابی که تکلیف‌شان با خودشان روشن است و معنای رئالیسم تاریخی در بستر داستان را به درستی فهمیده‌اند.

دولت آبادی ما نیز مردمی هستیم

روشنفکرها با من و آثارم برخورد کین‌تورانه داشته‌اند، اما مردم..

«ما نیز مردمی هستیم» عنوان گفتگوی امیرحسن چهلتن و فریدون فریاد با محمود دولت‌آبادی است که از بهترین نمونه‌های مصاحبه با بزرگان ادبیات داستانی در ایران به شمار می‌رود. بخش‌هایی از این مصاحبه در شهریور 1369 در مجله آدینه به چاپ رسید و حالا ما هم بخشی خلاصه‌شده از همان خلاصه را در وینش می‌آوریم که در حکم پیش‌پرده‌ای برای کتاب است.

زمینج: تجسم ذهن روشنفکر پیشاانقلاب

چقدر بدند اهالی روستای زمینج، ساکنان رمان جای خالی سلوچ. همه‌شان. از دم. آدم‌های بدی که اما باهاشان همدلی می‌کنیم. دلمان برای‌شان می‌سوزد و نگران‌شان می‌شویم. و این موفقیت بزرگ محمود دولت‌آبادی است. در سراسر رمان تناقضی وجود دارد بین دو باور: یکی این باور که زندگی مدرن آمده تا همه چیز را نابود کند و دیگری باوری عمیق‌تر و آن این‌که مشکل آدم‌ها و بدی آن‌ها یک امری وجودی است یا دست کم امری ریشه‌دار ناشی از فقر و سنت. این دو ناهمخوان‌اند اما این ناهم‌خوانی در سراسر تفکر روشنفکر دورانی که دولت‌آبادی این کتاب را نوشته ریشه دارد.

دولت آبادی

درباره جای خالی سلوچ، از زبان محمود دولت آبادی

کتاب «ما نیز مردمی هستیم» گفت‌وگویی است مفصل که امیرحسن چهلتن و فریدون فریاد با محمود دولت‌آبادی انجام داده و منتشر کرده‌اند. از این گفت‌وگوی مفصل بخش‌هایی را که به رمان «جای خالی سلوچ» مربوط می‌شوند جدا کرده‌ایم. این کتاب نخستین بار سال 1368 منتشر شد. دولت‌آبادی در بخشی از این گفت‌وگو موقعیت جای خالی سلوچ در بین آثار دیگرش را اینطور توصیف می‌کند: «جای خالی سلوچ در نیمه کلیدر نوشته شده و در عین حال به نظر می‌رسد که جای خالی سلوچ پلی است بین کلیدر و کارهای قبلی»

قالی خوش و نقش و نگارِ بیرونِ در

در بیرون در، دولت آبادی نیست که جزئی‌پردازی می‌کند، چشمان تیزبین آفاق است که هیچ چیز را نادیده نمی‌گذارد و هیچ حرفی را ناگفته. محمود دولت آبادی یادگار دهه‌ی چهل است و دغدغه هایش بعد از چهل سال هنوز همان است. مثل تمام نویسنده‌های کمیابی که تکلیف‌شان با خودشان روشن است و معنای رئالیسم تاریخی در بستر داستان را به درستی فهمیده‌اند.