سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: داستان کوتاه

آنچنان‌تر

آنچنان‌تر

به‌نظرم رزم‌پا کتاب خوبی نوشته که بهتر از آنچه که واقعا هست می‌نماید. ابراهیم گلستان اول کتاب «گفته‌ها» از قول شکسپیر نوشته است: هیچ باشم اگر نکته‌سنج نباشم. کتاب رزم‌پا بدون نکته‌سنجی‌هایش هیچ است. داستان به چیزی بیش از نکته‌سنجی نیازمند است؛ همانطور که ابراهیم گلستان هم صدسال پز نکته‌سنج‌بودنش را داد و این کفاف داستان‌نویس‌شدنش را نکرد.

آنچنان‌تر

آنچنان‌تر

  کتاب «آنچنان‌تر» هشت داستان کوتاه و معاصر ایرانی را در خود جای داده است، داستان‌هایی که با

دیگه مثه تختی نمی آد جمال میرصادقی غلامرضا تختی

دیگه مثه تختی نمی‌آد

آن‌وقت‌ها مردم خصوصا در مازندران و حوالی ما هنوز عشق کشتی بودند و مثل حالا تب و تابش به کلی نخوابیده بود. خیلی‌ها هنوز عکس قدیمی پدر و پدربزرگهایشان را داشتند با دوبنده‌ای خاکستری و ژستی قهرمانانه. افتخارشان این بود که فلانی خیلی کاردرست بوده است و حتی با تختی هم مسابقه داده. تختی قبله‌گاه کشتی بود، نماد قهرمانی و پهلوانی.

واهمه‌های بی‌نام‌ونشان «خاکسترنشین‌ها»ی غلامحسین ساعدی

«خاکسترنشین‌ها»ی غلامحسین ساعدی

ساعدی دنیایی پرهراس خلق می‌کند برازنده‌ی عنوان کتاب‌هایش: ترس‌ولرز، واهمه‌های بی‌نام‌ونشان، … دنیایی که هم از موقعیت عینی آدم‌ها ناشی می‌شود (موقعیت دایی‌ بزرگ و ترس از لو رفتن، فقر و گرسنگی) و هم از ترس‌های ناشناخته‌ی آن‌ها (گریه‌ی بی‌دلیل، ترس از اتفاق بد، ترس از شب و تاریکی و ماه‌گرفتگی). این‌ها جای توصیف ذهنیات را می‌گیرند. حضور پررنگ قبرستان‌ها و ماشین اموات و صدای کندن قبر از حضور مرگ در یک قدمی حکایت می‌کند.

درخت گیلاس

درخت گیلاس

درخت گیلاس ناخودآگاه آدم را یاد طعم گیلاس کیارستمی و سینما می‌‏اندازد. اگر از عنوان کتاب هم به

آنچنان‌تر

آنچنان‌تر

به‌نظرم رزم‌پا کتاب خوبی نوشته که بهتر از آنچه که واقعا هست می‌نماید. ابراهیم گلستان اول کتاب «گفته‌ها» از قول شکسپیر نوشته است: هیچ باشم اگر نکته‌سنج نباشم. کتاب رزم‌پا بدون نکته‌سنجی‌هایش هیچ است. داستان به چیزی بیش از نکته‌سنجی نیازمند است؛ همانطور که ابراهیم گلستان هم صدسال پز نکته‌سنج‌بودنش را داد و این کفاف داستان‌نویس‌شدنش را نکرد.

آنچنان‌تر

آنچنان‌تر

  کتاب «آنچنان‌تر» هشت داستان کوتاه و معاصر ایرانی را در خود جای داده است، داستان‌هایی که با

دیگه مثه تختی نمی آد جمال میرصادقی غلامرضا تختی

دیگه مثه تختی نمی‌آد

آن‌وقت‌ها مردم خصوصا در مازندران و حوالی ما هنوز عشق کشتی بودند و مثل حالا تب و تابش به کلی نخوابیده بود. خیلی‌ها هنوز عکس قدیمی پدر و پدربزرگهایشان را داشتند با دوبنده‌ای خاکستری و ژستی قهرمانانه. افتخارشان این بود که فلانی خیلی کاردرست بوده است و حتی با تختی هم مسابقه داده. تختی قبله‌گاه کشتی بود، نماد قهرمانی و پهلوانی.

واهمه‌های بی‌نام‌ونشان «خاکسترنشین‌ها»ی غلامحسین ساعدی

«خاکسترنشین‌ها»ی غلامحسین ساعدی

ساعدی دنیایی پرهراس خلق می‌کند برازنده‌ی عنوان کتاب‌هایش: ترس‌ولرز، واهمه‌های بی‌نام‌ونشان، … دنیایی که هم از موقعیت عینی آدم‌ها ناشی می‌شود (موقعیت دایی‌ بزرگ و ترس از لو رفتن، فقر و گرسنگی) و هم از ترس‌های ناشناخته‌ی آن‌ها (گریه‌ی بی‌دلیل، ترس از اتفاق بد، ترس از شب و تاریکی و ماه‌گرفتگی). این‌ها جای توصیف ذهنیات را می‌گیرند. حضور پررنگ قبرستان‌ها و ماشین اموات و صدای کندن قبر از حضور مرگ در یک قدمی حکایت می‌کند.

درخت گیلاس

درخت گیلاس

درخت گیلاس ناخودآگاه آدم را یاد طعم گیلاس کیارستمی و سینما می‌‏اندازد. اگر از عنوان کتاب هم به