vinesh وینش
vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

برچسب: داریوش مهرجویی

  این مقاله را ۱۳ نفر پسندیده اند

ناصر تقوایی؛ روایتگر جان و جهان ایرانی در قابهایی جاودانه

ناصر تقوایی؛ روایتگر جان و جهان ایرانی در قابهایی جاودانه

ناصر تقوایی یکی از برجسته‌ترین فیلم‌سازان و نویسندگان معاصر ایران است که آثارش فراتر از مرزهای سینما، به فرهنگ و ادبیات نیز پیوند خورده‌اند. او با نگاهی دقیق و انسانی به زندگی مردم، به‌ویژه در جنوب ایران، توانست روایت‌هایی بسازد که هم بومی و ریشه‌دارند و هم جهانی و ماندگار. از مستندهای آغازین تا فیلم‌های داستانی شاخص، تقوایی همواره دغدغه‌ی حقیقت، زیبایی و هویت را در قاب تصویر دنبال کرده است. این پرونده تلاشی است برای مرور زندگی، آثار و اندیشه‌های او؛ هنرمندی که سینمای ایران را با زبان تازه‌ای از روایت و تصویر غنی ساخت.

ادامه »
ناصر تقوایی؛ فرزند برومند نخل و خورشید

ناصر تقوایی؛ فرزند برومند نخل و خورشید

ناصر تقوایی تنها فیلمساز نبود؛ او طراح جهانی منحصربه‌فرد بود. جهانی که از دل مشاهده مردم، تاریخ محلی، زبان و سکوت، و جغرافیای سخت و زیبا بیرون آمد. او نشان داد سینما می‌تواند هم مردم‌نگاری باشد و هم درام؛ هم ادبیات را بازآفرینی کند و هم جغرافیا را به شخصیت بدل سازد. همین ترکیب یگانه است که او را در تاریخ سینمای ایران به چهره‌ای بی‌همتا بدل کرده است؛ فیلمسازی که به‌جای ساختنِ زیاد، جهان‌های عمیق و ماندگار آفرید.

ادامه »
آرامش در درود بی‌کران به یاد دو استاد موج نو سینمای ایران

 آرامش در درود بی‌کران

ناصر تقوایی (۱۴۰۴-۱۳۲۰) یکی از تأثیرگذارترین سینماگران موج نو سینمای ایران، ۲۲ مهر ۱۴۰۴ درست در دومین سالگرد به قتل رسیدن یکی دیگر از تأثیرگذارترین سینماگران موج نو سینمای ایران، داریوش مهرجویی (۱۴۰۲-۱۳۱۸) و مانند او در ۸۴ سالگی از دنیا رفت. ‌با این حال، قرینه‌های تقویمی تنها جنبه‌ی مشترک تقدیر آن دو نبود…

ادامه »
ناصر تقوایی را چه کار با این سینمای بی‌خاطره، بی‌روح و بی‌وجدان؟

ناصر تقوایی را چه کار با این سینمای بی‌خاطره، بی‌روح و بی‌وجدان؟

تقوایی می‌دانست که تصویر، اگر از روح تهی شود، جز آینه‌ی ابتذال نخواهد بود. و ما اکنون، در آینه‌ی سینمای خویش، نه انسان را می‌بینیم و نه حقیقت را — فقط بازتابی از چهره‌های بی‌فکر، دیالوگ‌های بی‌درک، و قاب‌هایی که برای فروختن زاده شده‌اند، نه برای دیدن.

ادامه »
همان طعم برنج ایرانی... رد پای هویت ایرانی در آثار سینماگران

همان طعم برنج ایرانی…

بیست و یکم شهریور ماه در تقویم رسمی ایران «روزِ ملی سینما» نام گرفته است؛ همان سینمایی که باوجود محدودیت‌ها و تنگ‌نظری‌ها، مهمترین جلوه‌گاه هویت ایرانی در عرصه فرهنگ و هنر بوده است. پسوند «ملی» ذهن را ناخودآگاه به «هویت ملی» می‌رساند. اما هویت ملی چیست و چگونه می توانیم ردپای آن را در آثار فیلمسازان شاخص ایران پیدا کنیم؟ شاید هویت ملی از آن مفاهیم پیچیده و چند بُعدی باشد که نتوانیم به سادگی تعریفش کنیم؛ اما مثلاً می‌توانیم جلوه های آنرا در فیلمهای علی حاتمی و عشق بی‌پایانش به فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی سراغ بگیریم. در این پرونده سعی داریم به بهانه روز سینما مفهوم هویت ملی را در آثار چند تن از فیلمسازان شاخص ایرانی ردیابی کنیم. این دفتر تنها ادای دینِ مختصری است به این هنرمندان هویت‌ساز، با ذکر این نکته که برای هریک باید پرونده‌ای ویژه تدارک دید.

ادامه »
وقتی از سینمای ملی حرف می‌زنیم

وقتی از سینمای ملی حرف می‌زنیم

حالا که «روز ملی سینما» داریم سعی می‌کنیم تعریفی از سینمای ملی هم بدست دهیم که در فردای تاریخ روسفید باشیم. در این مقاله می‌کوشیم عناصر و مولفه‌های سینمای ملی ایران را خیلی مختصر و مفید تشریح کنیم. بدیهی است شرح مبسوط این مقولات نیازمند تالیف کتاب است و در یک مقاله ژورنالیستی نمی‌گنجد. همچنین به فیلمسازانی که در محدوده سینمای ملی آثار ماندگاری از خود به جا گذاشته‌اند، می‌پردازیم  و در پایان چند فیلم شاخص این سینما را نیز معرفی می‌کنیم.

ادامه »
پوستر فیلم هامون داریوش مهرجویی 1368 رستگاری در سینما

رستگاری در سینما

پوستر فیلم های داریوش مهرجویی، مهرجویی شاید رستگاری را سینما می جست و اقتباس‌هایی که از ادبیات کرد و میزانی که از خود در فیلم ها باقی گذاشت شاید گواه این سخن است. آیا راه رستگاری در سینما پیدا می شود؟

ادامه »
گوش شنوای آقای مهرجویی!

گوش شنوای آقای مهرجویی!

وقتی کارگردانی فیلمش را حتی با الهام از یک اثر داستانی می‌سازد، به گمان من اولین معنایش این است که در دنیای دیگری سهیم می‌شود. جور دیگری هم این را می‌شود گفت، اینکه می‌گذارد جهان دیگری را به روایت او ببینیم. بااین حساب کار بزرگ مهرجویی از نگاه من این نیست که اقتباسی وفادارانه از یک متن داستانی انجام داده یا نه یا مثلا ایده‌ای که از فلان کتاب گرفته چقدر به نگاه نویسنده کتاب نزدیک بوده است. کار مهم او داشتن گوشی شنوا برای شنیدن داستان دیگری بوده است. حتی اگر آن داستان تنها جرقه‌ی یک فیلم متفاوت بوده باشد.

 

ادامه »
طنز و تراژدی در آثار اقتباسی داریوش مهرجویی

طنز و تراژدی در آثار اقتباسی داریوش مهرجویی

هردو فیلم گاو و مهمان مامان به‌نوعی تصویری از رفتارشناسی روحیه ایرانی و لایه‌های پنهان آن و تضادهای بنیادینش را به نمایش می‌گذارند، گویی آدم‌های خسته و بی‌پناه فیلم گاو، شهری شده‌اند. انگار طنز تلخ و سیاه آپوکالیپتیک و فاجعه‌انگار مبتنی بر تناقض‌های فلسفی و اجتماعی فیلم گاو به کناری رفته و یک‌جور طنز رؤیاپردازانه و اتوپیایی جای آن را گرفته که آدم‌ها می‌توانند در آن به پشتوانه یکدیگر بر نشانه‌های فقر غلبه کنند و از ناممکن ممکن سازند.

ادامه »
به خاطر یک فیلم بلند لعنتی آن زبان رندانه‌ی وسواس‌گریز

آن زبان رندانه‌ی وسواس‌گریز

«به خاطر یک فیلم بلند لعنتی» اگر شاهکار ادبی نباشد که قطعا نیست، از ارزش ادبی ویژه‌ای برخوردار است و آن سبک منحصربه‌فرد داریوش مهرجویی در نوشتن است؛ در دیالوگ‌نویسی، در آن زبان زنده، آن کلام رندانه، آن درهم‌آمیزی عبارات تازه، آشنازدایی از کلمات و همه‌ی این‌ها بدون کوشش و وسواس‌گریز.

ادامه »
ناصر تقوایی؛ روایتگر جان و جهان ایرانی در قابهایی جاودانه

ناصر تقوایی؛ روایتگر جان و جهان ایرانی در قابهایی جاودانه

ناصر تقوایی یکی از برجسته‌ترین فیلم‌سازان و نویسندگان معاصر ایران است که آثارش فراتر از مرزهای سینما، به فرهنگ و ادبیات نیز پیوند خورده‌اند. او با نگاهی دقیق و انسانی به زندگی مردم، به‌ویژه در جنوب ایران، توانست روایت‌هایی بسازد که هم بومی و ریشه‌دارند و هم جهانی و ماندگار. از مستندهای آغازین تا فیلم‌های داستانی شاخص، تقوایی همواره دغدغه‌ی حقیقت، زیبایی و هویت را در قاب تصویر دنبال کرده است. این پرونده تلاشی است برای مرور زندگی، آثار و اندیشه‌های او؛ هنرمندی که سینمای ایران را با زبان تازه‌ای از روایت و تصویر غنی ساخت.

ناصر تقوایی؛ فرزند برومند نخل و خورشید

ناصر تقوایی؛ فرزند برومند نخل و خورشید

ناصر تقوایی تنها فیلمساز نبود؛ او طراح جهانی منحصربه‌فرد بود. جهانی که از دل مشاهده مردم، تاریخ محلی، زبان و سکوت، و جغرافیای سخت و زیبا بیرون آمد. او نشان داد سینما می‌تواند هم مردم‌نگاری باشد و هم درام؛ هم ادبیات را بازآفرینی کند و هم جغرافیا را به شخصیت بدل سازد. همین ترکیب یگانه است که او را در تاریخ سینمای ایران به چهره‌ای بی‌همتا بدل کرده است؛ فیلمسازی که به‌جای ساختنِ زیاد، جهان‌های عمیق و ماندگار آفرید.

آرامش در درود بی‌کران به یاد دو استاد موج نو سینمای ایران

 آرامش در درود بی‌کران

ناصر تقوایی (۱۴۰۴-۱۳۲۰) یکی از تأثیرگذارترین سینماگران موج نو سینمای ایران، ۲۲ مهر ۱۴۰۴ درست در دومین سالگرد به قتل رسیدن یکی دیگر از تأثیرگذارترین سینماگران موج نو سینمای ایران، داریوش مهرجویی (۱۴۰۲-۱۳۱۸) و مانند او در ۸۴ سالگی از دنیا رفت. ‌با این حال، قرینه‌های تقویمی تنها جنبه‌ی مشترک تقدیر آن دو نبود…

ناصر تقوایی را چه کار با این سینمای بی‌خاطره، بی‌روح و بی‌وجدان؟

ناصر تقوایی را چه کار با این سینمای بی‌خاطره، بی‌روح و بی‌وجدان؟

تقوایی می‌دانست که تصویر، اگر از روح تهی شود، جز آینه‌ی ابتذال نخواهد بود. و ما اکنون، در آینه‌ی سینمای خویش، نه انسان را می‌بینیم و نه حقیقت را — فقط بازتابی از چهره‌های بی‌فکر، دیالوگ‌های بی‌درک، و قاب‌هایی که برای فروختن زاده شده‌اند، نه برای دیدن.

همان طعم برنج ایرانی... رد پای هویت ایرانی در آثار سینماگران

همان طعم برنج ایرانی…

بیست و یکم شهریور ماه در تقویم رسمی ایران «روزِ ملی سینما» نام گرفته است؛ همان سینمایی که باوجود محدودیت‌ها و تنگ‌نظری‌ها، مهمترین جلوه‌گاه هویت ایرانی در عرصه فرهنگ و هنر بوده است. پسوند «ملی» ذهن را ناخودآگاه به «هویت ملی» می‌رساند. اما هویت ملی چیست و چگونه می توانیم ردپای آن را در آثار فیلمسازان شاخص ایران پیدا کنیم؟ شاید هویت ملی از آن مفاهیم پیچیده و چند بُعدی باشد که نتوانیم به سادگی تعریفش کنیم؛ اما مثلاً می‌توانیم جلوه های آنرا در فیلمهای علی حاتمی و عشق بی‌پایانش به فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی سراغ بگیریم. در این پرونده سعی داریم به بهانه روز سینما مفهوم هویت ملی را در آثار چند تن از فیلمسازان شاخص ایرانی ردیابی کنیم. این دفتر تنها ادای دینِ مختصری است به این هنرمندان هویت‌ساز، با ذکر این نکته که برای هریک باید پرونده‌ای ویژه تدارک دید.

وقتی از سینمای ملی حرف می‌زنیم

وقتی از سینمای ملی حرف می‌زنیم

حالا که «روز ملی سینما» داریم سعی می‌کنیم تعریفی از سینمای ملی هم بدست دهیم که در فردای تاریخ روسفید باشیم. در این مقاله می‌کوشیم عناصر و مولفه‌های سینمای ملی ایران را خیلی مختصر و مفید تشریح کنیم. بدیهی است شرح مبسوط این مقولات نیازمند تالیف کتاب است و در یک مقاله ژورنالیستی نمی‌گنجد. همچنین به فیلمسازانی که در محدوده سینمای ملی آثار ماندگاری از خود به جا گذاشته‌اند، می‌پردازیم  و در پایان چند فیلم شاخص این سینما را نیز معرفی می‌کنیم.

پوستر فیلم هامون داریوش مهرجویی 1368 رستگاری در سینما

رستگاری در سینما

پوستر فیلم های داریوش مهرجویی، مهرجویی شاید رستگاری را سینما می جست و اقتباس‌هایی که از ادبیات کرد و میزانی که از خود در فیلم ها باقی گذاشت شاید گواه این سخن است. آیا راه رستگاری در سینما پیدا می شود؟

گوش شنوای آقای مهرجویی!

گوش شنوای آقای مهرجویی!

وقتی کارگردانی فیلمش را حتی با الهام از یک اثر داستانی می‌سازد، به گمان من اولین معنایش این است که در دنیای دیگری سهیم می‌شود. جور دیگری هم این را می‌شود گفت، اینکه می‌گذارد جهان دیگری را به روایت او ببینیم. بااین حساب کار بزرگ مهرجویی از نگاه من این نیست که اقتباسی وفادارانه از یک متن داستانی انجام داده یا نه یا مثلا ایده‌ای که از فلان کتاب گرفته چقدر به نگاه نویسنده کتاب نزدیک بوده است. کار مهم او داشتن گوشی شنوا برای شنیدن داستان دیگری بوده است. حتی اگر آن داستان تنها جرقه‌ی یک فیلم متفاوت بوده باشد.

 

طنز و تراژدی در آثار اقتباسی داریوش مهرجویی

طنز و تراژدی در آثار اقتباسی داریوش مهرجویی

هردو فیلم گاو و مهمان مامان به‌نوعی تصویری از رفتارشناسی روحیه ایرانی و لایه‌های پنهان آن و تضادهای بنیادینش را به نمایش می‌گذارند، گویی آدم‌های خسته و بی‌پناه فیلم گاو، شهری شده‌اند. انگار طنز تلخ و سیاه آپوکالیپتیک و فاجعه‌انگار مبتنی بر تناقض‌های فلسفی و اجتماعی فیلم گاو به کناری رفته و یک‌جور طنز رؤیاپردازانه و اتوپیایی جای آن را گرفته که آدم‌ها می‌توانند در آن به پشتوانه یکدیگر بر نشانه‌های فقر غلبه کنند و از ناممکن ممکن سازند.

به خاطر یک فیلم بلند لعنتی آن زبان رندانه‌ی وسواس‌گریز

آن زبان رندانه‌ی وسواس‌گریز

«به خاطر یک فیلم بلند لعنتی» اگر شاهکار ادبی نباشد که قطعا نیست، از ارزش ادبی ویژه‌ای برخوردار است و آن سبک منحصربه‌فرد داریوش مهرجویی در نوشتن است؛ در دیالوگ‌نویسی، در آن زبان زنده، آن کلام رندانه، آن درهم‌آمیزی عبارات تازه، آشنازدایی از کلمات و همه‌ی این‌ها بدون کوشش و وسواس‌گریز.