برچسب: خاطره نگاری

داستان کسب و کار من

با تعریف کردن خاطرات‌مان انگار ما نگاهی دوباره به زندگی می‌اندازیم. حتماً نباید یک سیاستمدار یا هنرمند یا صنعتگر باشیم تا فکر کنیم با خاطره‌ها تأثیرگذار می‌شویم. خاطرات تجربیات انسانی هستند که بیشتر از هر دانشگاه و کارگاهی به کار ما می‌آیند. این خاطرات زمانی مثل آینه عمل می‌کنند تا ما راه شخصی خودمان را پیدا کنیم و گاهی مثل یک راهنما تا برای دستیابی به یک نتیجه مطلوب دوباره از کشف آتش شروع نکرده و همه سرمایه انسانی و مادی و معنوی را از نو خرج نکنیم. به‌خصوص در حوزه کسب‌وکار و شغل. پرونده این هفته ما با همکاری انجمن زنان کارآفرین و شنوتو، به مسابقه خاطره‌نگاری کسب‌وکار اختصاص دارد.

پرستاری خانگی

ماه و ماهی، پرستارها و قطعه گمشده

رابطه‌ی بین بیمار یا سالمند، پرستار خانگی، و اطرافیان عزیزان بیمار در متنی که مینا نوری برای ما فرستاده است در مرکز توجه قرار دارد. چگونه می‌توان اعتماد فرد سالمند یا بیمار را به خود جلب کرد، به دست آوردن اعتماد خانواده او چطور، و نقش پرستار و موسسه در این میان کدام است. نویسنده این خاطرات معتقد است حلقه گمشده در این میان نقش مساله‌ی آموزش است.

سنگ و شیشه

از شغل مهندسی معدن: سنگ و شیشه

تا حالا داخل تونل یک معدن را دیده‌اید؟ در لحظه انفجار صدها و هزاران تن دینامیت برای ساخت جاده یا تونل حاضر بوده‌اید؟ چنین تجاربی برای همه ما ممکن نیست. اسماعیل صاحبی از خاطرات شغلی خود به عنوان مهندس معدن گفته است. خاطراتی که از زمانی که به عنوان یک کارآموز تازه‌وارد برای اولین بار وارد معدن زغال می‌شود آغاز می‌شوند و به جایی می‌رسند که تازه‌واردهایی دست او به امانت سپرده شده‌اند. خاطراتی پر از حوادث ناگوار در محیط کاری صنعتی، نجات پیدا کردن‌ها و در آخر او چشم می‌دوزد به جمعی که از اقوام و گروه‌های گوناگون مملکت مدتی طولانی دور از خانه و خانواده با هم زندگی می‌کنند و در کنار کسب روزی حلال، کشور را می‌سازند. مثل شیشه‌ای که کنار سنگ سالم باقی می‌ماند.

داستان کسب و کار من

با تعریف کردن خاطرات‌مان انگار ما نگاهی دوباره به زندگی می‌اندازیم. حتماً نباید یک سیاستمدار یا هنرمند یا صنعتگر باشیم تا فکر کنیم با خاطره‌ها تأثیرگذار می‌شویم. خاطرات تجربیات انسانی هستند که بیشتر از هر دانشگاه و کارگاهی به کار ما می‌آیند. این خاطرات زمانی مثل آینه عمل می‌کنند تا ما راه شخصی خودمان را پیدا کنیم و گاهی مثل یک راهنما تا برای دستیابی به یک نتیجه مطلوب دوباره از کشف آتش شروع نکرده و همه سرمایه انسانی و مادی و معنوی را از نو خرج نکنیم. به‌خصوص در حوزه کسب‌وکار و شغل. پرونده این هفته ما با همکاری انجمن زنان کارآفرین و شنوتو، به مسابقه خاطره‌نگاری کسب‌وکار اختصاص دارد.

پرستاری خانگی

ماه و ماهی، پرستارها و قطعه گمشده

رابطه‌ی بین بیمار یا سالمند، پرستار خانگی، و اطرافیان عزیزان بیمار در متنی که مینا نوری برای ما فرستاده است در مرکز توجه قرار دارد. چگونه می‌توان اعتماد فرد سالمند یا بیمار را به خود جلب کرد، به دست آوردن اعتماد خانواده او چطور، و نقش پرستار و موسسه در این میان کدام است. نویسنده این خاطرات معتقد است حلقه گمشده در این میان نقش مساله‌ی آموزش است.

سنگ و شیشه

از شغل مهندسی معدن: سنگ و شیشه

تا حالا داخل تونل یک معدن را دیده‌اید؟ در لحظه انفجار صدها و هزاران تن دینامیت برای ساخت جاده یا تونل حاضر بوده‌اید؟ چنین تجاربی برای همه ما ممکن نیست. اسماعیل صاحبی از خاطرات شغلی خود به عنوان مهندس معدن گفته است. خاطراتی که از زمانی که به عنوان یک کارآموز تازه‌وارد برای اولین بار وارد معدن زغال می‌شود آغاز می‌شوند و به جایی می‌رسند که تازه‌واردهایی دست او به امانت سپرده شده‌اند. خاطراتی پر از حوادث ناگوار در محیط کاری صنعتی، نجات پیدا کردن‌ها و در آخر او چشم می‌دوزد به جمعی که از اقوام و گروه‌های گوناگون مملکت مدتی طولانی دور از خانه و خانواده با هم زندگی می‌کنند و در کنار کسب روزی حلال، کشور را می‌سازند. مثل شیشه‌ای که کنار سنگ سالم باقی می‌ماند.