سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: تئوری ادبی

چکامه ی گذشته: مرثیه ی زوال

مرثیه برای آینده؛ نگاهی به «چکامه گذشته: مرثیه زوال»

نقدها و نوشته‌های شاپور بهیان دربارۀ ادبیات که گزیده‌ای از آن‌ها در کتاب «چکامه گذشته: مرثیه زوال» گردآوری شده، به قلم منتقدی که فعالیت شاخصی نیز در ترجمۀ متن‌های نظری داشته، قبل از هر چیز نشان‌دهندۀ همین تأثیر ترجمه در اندیشیدن به ادبیات است. این نوشته‌ها در راستای غنابخشیدن به تجربۀ خواندن، نظری به دستاورهای فکری غرب دارند و این خصوصاً برای فرهنگی با سنتی غنی و دیرینه در آفرینش ادبی، اهمیت و ضرورتی دوچندان  دارد.

پژوهش های یک سگ همراه با دو نقد ادبی

پژوهش‌های یک سگ: فلسفه یا ادبیات؟

«پژوهش‌های یک سگ» داستانی است از فرانتس کافکا از زبان یک سگ. گفتیم داستان، اما این واقعاً یک سوال است که این متن آیا متنی است فلسفی یا قطعه‌ای ادبی یا یک داستان؟ سوالی که هسته‌ی اصلی نقد مفصل روبرت صافاریان را هم تشکیل می‌دهد. و شاید سوال خود کافکا هم بوده. چون این متن یکی از آن دست‌نوشته‌هایی است که کافکا وصیت کرده بود ماکس برود دوستش آن‌ها را بسوزاند. و البته ماکس برود، به نفع بشریت، به وصیت دوستش عمل نکرد. ناشر به همراه متن «پژوهش‌های یک سگ» دو مقاله نظری هم درباره آن به قلم راینر نگله و آرون شوستر به چاپ رسانده است. دومین بخش از سه بخش نقد زیر درباره این دو مقاله است.

بینامتنیت

بینامتنیت در داستان‌های کوسه، پاچه خیزک، و بخت آزمایی

نوشته‌ی حاضر به بررسی بینامتنیت در داستان‌های کوتاه «کوسه» (نوشته‌ی عدنان غریفی)، «پاچه خیزک» (نوشته‌ی صادق چوبک) و «بخت‌آزمایی» (از شرلی جکسون) ذیل سه عنوان خشم و خشونت، شماتت و کهن الگوی سپر بلا به عنوان درونمایه‌های اصلی و مشترک سه اثر می‌پردازد. سه داستانی که با درونمایه‌های شبیه به هم به خشم عمومی علیه ابژه‌ای عموماً بی‌گناه پرداخته‌اند.

اومبرتو اکو بیش تفسیر

بیش‌ تفسیر چیست؟

زمانی باور عمومی در میان منتقدان ادبی این بود که هر متنی یک معنی دارد و این یک معنی همان است که نیت مولف آن اثر بوده است و کار مفسر این است که آن معنی درست و یگانه را بیابد. با رواج نظریه‌های ادبی نو از جمله «نظریه‌ی خواننده» و نظریه‌های خواننده‌محور، این ایده‌ی ابتدایی مورد چالش و چون‌وچرا قرار گرفت. خود اومبرتو اکو هم با نوشتن دو کتاب اثر باز و نقش خواننده سهمی در تثبیت این دیدگاه داشت. اما همان طور که معمولاً اتفاق می‌افتد، این گرایش به افراط گرایید. گفته شد که تعداد تفسیرهایی که می‌توان به دلخواه از هر متنی کرد نهایتی ندارد و همه‌ی تفسیرها درست‌اند و همه‌ی خواننده‌ها حق دارند و هیچ تفسیری بر تفسیرهای دیگر برتری ندارد. این آن چیزی است که اومبرتو اکو «بیش‌تفسیر» یا افراط در تفسیر می‌نامد.

نزدیک‌ترین چیز به زندگی زیستن‌ با مجوز رمان

زیستن‌ با مجوز رمان

کتاب «نزدیک‌ترین چیز به زندگی» مجموعه‌ی چهار جُستار ست که نویسنده در آن و از خلال آثار داستانی به «چرا»های زندگی، «توجه‌جدی» در نگریستن به جای دیدن، «استفاده از همه چیز» برای نقد ادبی و «بی‌خانمانی دنیوی» در عوض بی‌خانمانی استعلایی -اصطلاحی برگرفته از لوکاچ- می‌پردازد. کتاب «نزدیک‌ترین چیز به زندگی» در مجموع معتقد است که نزدیک‌ترین چیز به زندگی در میان تمامی هنرها، ادبیات داستانی‌ست که می‌تواند توصیف منحصربه‌فردی را از شکل‌های متعدد زندگی ارائه دهد.

 

خدا را شکر ما آمازون نداریم

کتاب رمان در عصر آمازون می‌گوید آمازون تنها یک نیروی اقتصادی نیست، یک نیروی زیبایی‌شناختی هم هست. و اضافه می‌کند که ادبیاتی که با ساختار‌های توزیع کتاب هماهنگ نشود نمی‌تواند دوام بیاورد. ما متاسفانه هنوز هیچ پژوهشی در زمینه‌ی سازوکارهای حاکم بر جامعه‌ی خودمان و شناخت اثر آن‌ها بر ادبیات نداریم. البته جز تاثیر سانسور که موضوعی است آشکار. اما آیا هیچ به تاثیر کلاس‌های داستان‌نویسی بر شکل‌گیری سلیقه‌ی ادبی نسل جوان نویسندگان اندیشیده‌ایم؟ به این‌که این سلیقه‌‌ها از کجا می‌آیند؟ به تاثیر ترجمه بر شکل‌گیری این سلیقه‌ها هیچ اندیشیده‌ایم؟ حمایت‌های دولتی در شکل‌های مختلف آن، یا سایت‌های فروش کتاب‌های مجازی و سایت‌های توزیع آنلاین کتاب‌های کاغذی چه تاثیری بر اوضاع عمومی نشر می‌گذارند؟

ادبیات و جهان

خوانده‌نشده‌های بزرگ

«امروزه دیگر ادبیات ملی معنای چندانی ندارد: آغاز عصر ادبیاتِ جهان است، و همه باید در تسریع ظهور آن مشارکت کنند.» این جمله‌ی گوته، شاعر و نویسنده‌ی آلمانی سرآغاز مباحث نظری فراوان پیرامون «ادبیاتِ جهان» شده است؛ مباحثی که ادبیات را همچون نظام و ساختاری «واحد» اما «نابرابر» قلمداد می‌کند، و از خلال آن به هنجارها، رقابت‌ها، نزاع‌ها و تلاش‌های نویسندگان در سطحی بین‌المللی می‌پردازد. اما چگونه می‌توان در عرصه‌ی ناسیونالیست‌های ملی ادبیات جهان را خوانش کرد؟ کتاب «ادبیات و جهان» در تلاش است جوابی شایسته به چنین سوالی بدهد.

زبان ادبیِ کافکا

شاید کمتر نویسنده‌ای است که به اندازه‌ی فرانتس کافکا در معرض خوانش‌های متعدد انتقادی بوده باشد. از سویی متفکرانی چون بنیامین و آدورنو هرگونه ارزیابی تمثیلی- استعاری، چه الهیاتی و چه اسطوره‌شناختی از آثار وی را به باد انتقاد می‌گیرند و از سوی دیگر دوست و وصی آثار‌ش، ماکس برود نوشته‌‌های او را استعاره‌ای بر امر پنهان الهیاتی می‌داند. دلوُز و گُتاری او را در پرتو «ادبیات خُرد»(اقلیت) نویسنده‌ای متخطی قلمداد می‌کنند و از جنبه‌ای دیگر پاسکال کازانووا بیشتر آثارش را یادبودی در مدح زبان مادری‌اش –ییدیش- می‌داند. حجم نقد و بررسی‌های آثار کافکا چنان انبوه و بعضاً متضاد است که نویسنده‌ی هموطنش، میلان کوندرا از اصطلاح «کافکالوژی» برای توصیف آنها استفاده می‌کند.

چکامه ی گذشته: مرثیه ی زوال

مرثیه برای آینده؛ نگاهی به «چکامه گذشته: مرثیه زوال»

نقدها و نوشته‌های شاپور بهیان دربارۀ ادبیات که گزیده‌ای از آن‌ها در کتاب «چکامه گذشته: مرثیه زوال» گردآوری شده، به قلم منتقدی که فعالیت شاخصی نیز در ترجمۀ متن‌های نظری داشته، قبل از هر چیز نشان‌دهندۀ همین تأثیر ترجمه در اندیشیدن به ادبیات است. این نوشته‌ها در راستای غنابخشیدن به تجربۀ خواندن، نظری به دستاورهای فکری غرب دارند و این خصوصاً برای فرهنگی با سنتی غنی و دیرینه در آفرینش ادبی، اهمیت و ضرورتی دوچندان  دارد.

پژوهش های یک سگ همراه با دو نقد ادبی

پژوهش‌های یک سگ: فلسفه یا ادبیات؟

«پژوهش‌های یک سگ» داستانی است از فرانتس کافکا از زبان یک سگ. گفتیم داستان، اما این واقعاً یک سوال است که این متن آیا متنی است فلسفی یا قطعه‌ای ادبی یا یک داستان؟ سوالی که هسته‌ی اصلی نقد مفصل روبرت صافاریان را هم تشکیل می‌دهد. و شاید سوال خود کافکا هم بوده. چون این متن یکی از آن دست‌نوشته‌هایی است که کافکا وصیت کرده بود ماکس برود دوستش آن‌ها را بسوزاند. و البته ماکس برود، به نفع بشریت، به وصیت دوستش عمل نکرد. ناشر به همراه متن «پژوهش‌های یک سگ» دو مقاله نظری هم درباره آن به قلم راینر نگله و آرون شوستر به چاپ رسانده است. دومین بخش از سه بخش نقد زیر درباره این دو مقاله است.

بینامتنیت

بینامتنیت در داستان‌های کوسه، پاچه خیزک، و بخت آزمایی

نوشته‌ی حاضر به بررسی بینامتنیت در داستان‌های کوتاه «کوسه» (نوشته‌ی عدنان غریفی)، «پاچه خیزک» (نوشته‌ی صادق چوبک) و «بخت‌آزمایی» (از شرلی جکسون) ذیل سه عنوان خشم و خشونت، شماتت و کهن الگوی سپر بلا به عنوان درونمایه‌های اصلی و مشترک سه اثر می‌پردازد. سه داستانی که با درونمایه‌های شبیه به هم به خشم عمومی علیه ابژه‌ای عموماً بی‌گناه پرداخته‌اند.

اومبرتو اکو بیش تفسیر

بیش‌ تفسیر چیست؟

زمانی باور عمومی در میان منتقدان ادبی این بود که هر متنی یک معنی دارد و این یک معنی همان است که نیت مولف آن اثر بوده است و کار مفسر این است که آن معنی درست و یگانه را بیابد. با رواج نظریه‌های ادبی نو از جمله «نظریه‌ی خواننده» و نظریه‌های خواننده‌محور، این ایده‌ی ابتدایی مورد چالش و چون‌وچرا قرار گرفت. خود اومبرتو اکو هم با نوشتن دو کتاب اثر باز و نقش خواننده سهمی در تثبیت این دیدگاه داشت. اما همان طور که معمولاً اتفاق می‌افتد، این گرایش به افراط گرایید. گفته شد که تعداد تفسیرهایی که می‌توان به دلخواه از هر متنی کرد نهایتی ندارد و همه‌ی تفسیرها درست‌اند و همه‌ی خواننده‌ها حق دارند و هیچ تفسیری بر تفسیرهای دیگر برتری ندارد. این آن چیزی است که اومبرتو اکو «بیش‌تفسیر» یا افراط در تفسیر می‌نامد.

نزدیک‌ترین چیز به زندگی زیستن‌ با مجوز رمان

زیستن‌ با مجوز رمان

کتاب «نزدیک‌ترین چیز به زندگی» مجموعه‌ی چهار جُستار ست که نویسنده در آن و از خلال آثار داستانی به «چرا»های زندگی، «توجه‌جدی» در نگریستن به جای دیدن، «استفاده از همه چیز» برای نقد ادبی و «بی‌خانمانی دنیوی» در عوض بی‌خانمانی استعلایی -اصطلاحی برگرفته از لوکاچ- می‌پردازد. کتاب «نزدیک‌ترین چیز به زندگی» در مجموع معتقد است که نزدیک‌ترین چیز به زندگی در میان تمامی هنرها، ادبیات داستانی‌ست که می‌تواند توصیف منحصربه‌فردی را از شکل‌های متعدد زندگی ارائه دهد.

 

خدا را شکر ما آمازون نداریم

کتاب رمان در عصر آمازون می‌گوید آمازون تنها یک نیروی اقتصادی نیست، یک نیروی زیبایی‌شناختی هم هست. و اضافه می‌کند که ادبیاتی که با ساختار‌های توزیع کتاب هماهنگ نشود نمی‌تواند دوام بیاورد. ما متاسفانه هنوز هیچ پژوهشی در زمینه‌ی سازوکارهای حاکم بر جامعه‌ی خودمان و شناخت اثر آن‌ها بر ادبیات نداریم. البته جز تاثیر سانسور که موضوعی است آشکار. اما آیا هیچ به تاثیر کلاس‌های داستان‌نویسی بر شکل‌گیری سلیقه‌ی ادبی نسل جوان نویسندگان اندیشیده‌ایم؟ به این‌که این سلیقه‌‌ها از کجا می‌آیند؟ به تاثیر ترجمه بر شکل‌گیری این سلیقه‌ها هیچ اندیشیده‌ایم؟ حمایت‌های دولتی در شکل‌های مختلف آن، یا سایت‌های فروش کتاب‌های مجازی و سایت‌های توزیع آنلاین کتاب‌های کاغذی چه تاثیری بر اوضاع عمومی نشر می‌گذارند؟

ادبیات و جهان

خوانده‌نشده‌های بزرگ

«امروزه دیگر ادبیات ملی معنای چندانی ندارد: آغاز عصر ادبیاتِ جهان است، و همه باید در تسریع ظهور آن مشارکت کنند.» این جمله‌ی گوته، شاعر و نویسنده‌ی آلمانی سرآغاز مباحث نظری فراوان پیرامون «ادبیاتِ جهان» شده است؛ مباحثی که ادبیات را همچون نظام و ساختاری «واحد» اما «نابرابر» قلمداد می‌کند، و از خلال آن به هنجارها، رقابت‌ها، نزاع‌ها و تلاش‌های نویسندگان در سطحی بین‌المللی می‌پردازد. اما چگونه می‌توان در عرصه‌ی ناسیونالیست‌های ملی ادبیات جهان را خوانش کرد؟ کتاب «ادبیات و جهان» در تلاش است جوابی شایسته به چنین سوالی بدهد.

زبان ادبیِ کافکا

شاید کمتر نویسنده‌ای است که به اندازه‌ی فرانتس کافکا در معرض خوانش‌های متعدد انتقادی بوده باشد. از سویی متفکرانی چون بنیامین و آدورنو هرگونه ارزیابی تمثیلی- استعاری، چه الهیاتی و چه اسطوره‌شناختی از آثار وی را به باد انتقاد می‌گیرند و از سوی دیگر دوست و وصی آثار‌ش، ماکس برود نوشته‌‌های او را استعاره‌ای بر امر پنهان الهیاتی می‌داند. دلوُز و گُتاری او را در پرتو «ادبیات خُرد»(اقلیت) نویسنده‌ای متخطی قلمداد می‌کنند و از جنبه‌ای دیگر پاسکال کازانووا بیشتر آثارش را یادبودی در مدح زبان مادری‌اش –ییدیش- می‌داند. حجم نقد و بررسی‌های آثار کافکا چنان انبوه و بعضاً متضاد است که نویسنده‌ی هموطنش، میلان کوندرا از اصطلاح «کافکالوژی» برای توصیف آنها استفاده می‌کند.