وینش سایت معرفی و نقد کتاب
سایت معرفی و نقد کتاب وینش لگو

برچسب: انتخاب سردبیر

پنج کتاب

پنج کتاب با اسامی دل‌فریب و چشم‌نواز

چندبار شده با دیدن نام کتابی میخکوب شوید؟ انگلیسی‌ها ضرب‌المثلی دارند که کتاب‌ها را از روی جلدشان (که طبعاً شامل نام‌شان هم می‌شود) قضاوت نکنید. اما نام یک کتاب دریچه ورود مخاطب به کتاب است. بعضی کتاب‌ها نام‌های بسیار ساده‌ای دارند و بعضی دیگر نام‌های کنجکاوی‌برانگیز، نامانوس و جلب‌کننده‌ی توجه و دست آخر به قول این یادداشت نام‌های دل‌فریب و چشم‌نواز. راضیه مهدی‌زاده در این یادداشت به پنج کتاب با نام‌هایی وسوسه‌برانگیز برای خواندن پرداخته است. کتاب‌هایی از شیلی و فرانسه و روسیه و آلمان و هند.

 

برادران امیدوار

برادران امیدوار، جهانگردان موتورسوار ایرانی

عیسی و عبدالله امیدوار دو برادر ایرانی سال 1333 از تهران خارج شدند و سفری دور و دراز و پرماجرا به دور جهان را آغاز کردند. برادران امیدوار سفرشان به دور دنیا را از شرق آغاز کردند. به مشهد و از آن‌جا به افغانستان و سپس شبه جزیره هند رفتند و 7 سال طول کشید تا به ایران برگردند. برادران امیدوار در بازگشت سفرنامه مفصل خود را نوشتند که اولین بار در اسفند 1341 چاپ شد و بعد از انقلاب با اضافه شدن زندگی‌نامه این دو برادر سال 1380 به چاپ رسید و بارها تجدید چاپ شده است. عبدالله امیدوار برادر کوچکتر این هفته در شیلی در 80 سالگی درگذشت.

جرج اورول

از موتهاری تا آکسفوردشر؛ راه طولانی جورج اورول

جورج اورول با نام اریک بلر به دنیا آمد. عضوی از یک خانواده‌ی متعلق به طبقه‌ی متوسط بود. از هشت سالگی در مدارس شبانه‌روزی خصوصی درس خواند و در همین مدارس بود که از سیستم آموزشی مبتنی بر خشونت، ارعاب و امتیازات طبقاتی متنفر شد. او باقی عمرش را چه در قالب نویسنده و چه تحت عنوان یک روزنامه‌نگار، با امتیازات طبقاتی جنگید. اورول را به خاطر صراحت، صداقت و پیش‌بینی‌های دقیقش می‌ستایند. در قسمت دوم مقاله‌ی همه‌ی انقلاب‌های جورج اورول، نویسنده، به مسیر جورج اورول شدنِ اریک بلر، نگاهی از نزدیک انداخته است.

کارور ، کلیسای جامع

زن‌ها و شوهرهای قصه‌های کارور

داستان‌های مجموعه «کلیسای جامع و چند داستان دیگر» تصویری از زندگی زن‌ها و مردها به دست می‌دهند و این‌که زندگی مشترک آن‌ها با هم به چه معناست و خود این آدم‌ها چه احساسی درباره‌ی این زندگی دارند. اغلب با یک زندگی یک‌نواخت و بی‌معنی سروکار داریم. طلاق و اعتیاد به الکل دو موضوعی هستند که در تعدادی از این داستان‌ها مطرح می‌شوند. این داستان‌ها خودزندگی‌نامه‌ای‌اند اما نه به این معنا که همه‌ی این اتفاقات برای خود کارور افتاده باشد. بعضی از اتفاقات را احتمالاً کارور خود تجربه کرده و برخی دیگر را به خاطر نوع زندگی خودش، به خوبی می‌توانسته درک کند. کارور راجع به چیزهایی نوشته که خوب می‌شناخته‌شان و این هم حُسن کار اوست و هم محدودیت آن.

این‌جا محل دیدار ماست

راهنمای دیدار با مردگان

جان برجر یک انگلیسی مقیم فرانسه بود که آگاهی تاریخی و وسعت دیدش در نوشته‌هایش قابل لمس است. سفر او در کتاب «اینجا محل دیدار ماست» شامل توقف‌هایی در لیسبون، ژنو، کراکو، لندن، مادرید و جایی در لهستان است. کتاب سفری آرام در زمان و مکان است که صحنه‌های مجزایش پیش روی شما قرار می‌گیرد. صحنه‌ها الزاماً به هم مرتبط نیستند، توصیف‌های آزاد زیاد است و خیلی جاها ممکن است تصور کنید که رشته‌ی اتصال را گم کرده‌اید. جای نگرانی نیست، به قول نویسنده مهم خط و مرز کشیدن است و شما در نهایت می‌توانید مرز بین وقایع، مکان‌ها و افراد را در این کتاب از هم تشخیص دهید.

عتیق رحیمی

عتیق رحیمی و داستان‌های افغانستان

عتیق رحیمی سال 1985 از افغانستان به فرانسه آمد. با سختی و دربدری فراوان. حالا او بیش از سی سال است که در فرانسه زندگی می‌کند اما در آثارش همیشه به جایی رجوع کرده که 23 سال اول زندگی‌اش را آن‌جا گذرانده: افغانستان. در همین گفتگو او هم سرگذشت خود را شرح می‌دهد و هم نگاه خود را به آنچه بر سر سرزمینش آمده. این گفتگو را نشریه‌ی آمریکایی The Mantle که بر موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی متمرکز است، زمانی انجام داد که این نویسنده سال 2011، برای شرکت در جشنواره ادبیات جدید فرانسه، در نیویورک مهمان بود.

عباس کیارستمی ، از چشم شرقی

از چشم شرقی

سال 1365 نه‌فقط در تاریخ سینمای ایران، که در کارنامه‌ی فیلمسازی عباس کیارستمی نیز سال مهمی بود. ساخت فیلم خانه‌ی دوست کجاست؟ زمینه‌ی حضور گسترده‌اش را در جشنواره‌های جهانی فراهم آورد و انتشار کتاب عباس کیارستمی، فیلمساز رئالیست (نوشته‌ی ایرج کریمی) موجب شد بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرد. کتاب کریمی به دو بخش تقسیم شده: بخش نخست، شامل بررسی فیلم به فیلم کارنامه‌ی کیارستمی است (البته منهای فیلم‌هایی مثل معلم: چند صحنه و خاطره [1356] و گزارش [1356]، که نویسنده می‌گوید آن را در زمان نمایش عمومی دیده اما هنگام نگارش کتاب به نسخه‌ای از آن دست نیافته)، و بخش دوم به بررسی برخی ویژگی‌های سبکی و مضمونی در آثار فیلمساز اختصاص دارد.

جورج اورول

همه‌ی انقلاب‌های جورج اورول

جورج اورول، شهرتش را مدیون رمان‌های ضدتوتالیتریسمی مثل «1984» و «مزرعه‌ حیوانات» است. اما او از یک اقتصاد دستوری برای بریتانیا هواداری می‌کرد و تا لحظه مرگش در 1950 میلادی یک انقلابی باقی ماند. جایی در «شیر و تک شاخ» نوشته «برای روحیه‌ی جمعی ما، بانویی که در رولزرویس نشسته است، به مراتب مخرب‌تر از بمباران جنگنده‌های گورینگ است». او همیشه از فقر و تهی‌دستی مردم اظهار تاسف می‌‎کرد. درست به همان اندازه هم از حقوق ویژه و امتیازات خاص بیزار بود. می‌توان او را یک پیوریتن رادیکال نامید. در این مقاله که به قلم جیمز وود نوشته شده و در نشریه‌ی نیویورکر به چاپ رسیده است، مروری شده است بر انقلاب‌هایی که جورج اورول برپا کرد.

ایوان تورگنیف

نامه تورگنیف به داستایفسکی

در 1862 تورگنیف از پاریس نامه‌ای برای داستایفسکی فرستاد و در آن نوشت چقدر از تمجید او از رمان جدیدش «پدران و پسران» مشعوف شده است و تا چه حد حس خوشی به او دست داده که بازارف -کاراکتری که بعدها در ادبیات روسیه جاودانه شد- را رفیق نویسنده‌اش هم درک کرده است. از فحوای این نامه برمی‌آید که رابطه بسیار خوبی بین این دو نویسنده روس که هم‌نسل هستند وجود داشته است. اما آن‌ها هم از نظر روحیه با هم متفاوت بودند، هم از نظر طبقاتی و هم از نظر عقاید سیاسی. این نامه را عبدالحسین آل رسول در نشریه کتاب زمان ویژه تورگنیف ترجمه کرده است و در نوشتن این متن از کتاب «داستایفسکی، جدال شک و ایمان» نوشته‌ی ادوارد هلت کار بهره برده شده است.

ریموند کارورِ ما ایرانی‌ها

ریموند کارور در عصری در آمریکا زیست که جامعه دستخوش انواع بحران‌ها بود و در صدر آن‌ها جنگ ویتنام. اما آدم‌های کارور درباره ویتنام حرف نمی‌زنند. درباره آمریکا هم حرف نمی‌زنند. سوالی که پیدا می‌شود این است که چرا نویسنده‌ای تا به این حد ناآشنا و گریزان از سیاست، اقبالی گسترده در جامعه‌ای سیاست‌زده، مثل ایران پیدا کرده است؟ و دست آخر کارور چه میراثی برای نویسندگان ما داشت؟ مهدی ملکشاه می‌نویسد: «درسی که داستان‌نویسی ما باید از کارور می‌گرفت و نگرفت این بود که به آسیب‌های اجتماعی به‌عنوان آسیب‌های‌ اجتماعی نگاه کنند، نه اشیایی تزیینی برای داستان نوشتن: کارور عمیقاً نسبت به یک معضل اجتماعی در آمریکا واکنش نشان داد: الکلیسم.»

پنج کتاب

پنج کتاب با اسامی دل‌فریب و چشم‌نواز

چندبار شده با دیدن نام کتابی میخکوب شوید؟ انگلیسی‌ها ضرب‌المثلی دارند که کتاب‌ها را از روی جلدشان (که طبعاً شامل نام‌شان هم می‌شود) قضاوت نکنید. اما نام یک کتاب دریچه ورود مخاطب به کتاب است. بعضی کتاب‌ها نام‌های بسیار ساده‌ای دارند و بعضی دیگر نام‌های کنجکاوی‌برانگیز، نامانوس و جلب‌کننده‌ی توجه و دست آخر به قول این یادداشت نام‌های دل‌فریب و چشم‌نواز. راضیه مهدی‌زاده در این یادداشت به پنج کتاب با نام‌هایی وسوسه‌برانگیز برای خواندن پرداخته است. کتاب‌هایی از شیلی و فرانسه و روسیه و آلمان و هند.

 

برادران امیدوار

برادران امیدوار، جهانگردان موتورسوار ایرانی

عیسی و عبدالله امیدوار دو برادر ایرانی سال 1333 از تهران خارج شدند و سفری دور و دراز و پرماجرا به دور جهان را آغاز کردند. برادران امیدوار سفرشان به دور دنیا را از شرق آغاز کردند. به مشهد و از آن‌جا به افغانستان و سپس شبه جزیره هند رفتند و 7 سال طول کشید تا به ایران برگردند. برادران امیدوار در بازگشت سفرنامه مفصل خود را نوشتند که اولین بار در اسفند 1341 چاپ شد و بعد از انقلاب با اضافه شدن زندگی‌نامه این دو برادر سال 1380 به چاپ رسید و بارها تجدید چاپ شده است. عبدالله امیدوار برادر کوچکتر این هفته در شیلی در 80 سالگی درگذشت.

جرج اورول

از موتهاری تا آکسفوردشر؛ راه طولانی جورج اورول

جورج اورول با نام اریک بلر به دنیا آمد. عضوی از یک خانواده‌ی متعلق به طبقه‌ی متوسط بود. از هشت سالگی در مدارس شبانه‌روزی خصوصی درس خواند و در همین مدارس بود که از سیستم آموزشی مبتنی بر خشونت، ارعاب و امتیازات طبقاتی متنفر شد. او باقی عمرش را چه در قالب نویسنده و چه تحت عنوان یک روزنامه‌نگار، با امتیازات طبقاتی جنگید. اورول را به خاطر صراحت، صداقت و پیش‌بینی‌های دقیقش می‌ستایند. در قسمت دوم مقاله‌ی همه‌ی انقلاب‌های جورج اورول، نویسنده، به مسیر جورج اورول شدنِ اریک بلر، نگاهی از نزدیک انداخته است.

کارور ، کلیسای جامع

زن‌ها و شوهرهای قصه‌های کارور

داستان‌های مجموعه «کلیسای جامع و چند داستان دیگر» تصویری از زندگی زن‌ها و مردها به دست می‌دهند و این‌که زندگی مشترک آن‌ها با هم به چه معناست و خود این آدم‌ها چه احساسی درباره‌ی این زندگی دارند. اغلب با یک زندگی یک‌نواخت و بی‌معنی سروکار داریم. طلاق و اعتیاد به الکل دو موضوعی هستند که در تعدادی از این داستان‌ها مطرح می‌شوند. این داستان‌ها خودزندگی‌نامه‌ای‌اند اما نه به این معنا که همه‌ی این اتفاقات برای خود کارور افتاده باشد. بعضی از اتفاقات را احتمالاً کارور خود تجربه کرده و برخی دیگر را به خاطر نوع زندگی خودش، به خوبی می‌توانسته درک کند. کارور راجع به چیزهایی نوشته که خوب می‌شناخته‌شان و این هم حُسن کار اوست و هم محدودیت آن.

این‌جا محل دیدار ماست

راهنمای دیدار با مردگان

جان برجر یک انگلیسی مقیم فرانسه بود که آگاهی تاریخی و وسعت دیدش در نوشته‌هایش قابل لمس است. سفر او در کتاب «اینجا محل دیدار ماست» شامل توقف‌هایی در لیسبون، ژنو، کراکو، لندن، مادرید و جایی در لهستان است. کتاب سفری آرام در زمان و مکان است که صحنه‌های مجزایش پیش روی شما قرار می‌گیرد. صحنه‌ها الزاماً به هم مرتبط نیستند، توصیف‌های آزاد زیاد است و خیلی جاها ممکن است تصور کنید که رشته‌ی اتصال را گم کرده‌اید. جای نگرانی نیست، به قول نویسنده مهم خط و مرز کشیدن است و شما در نهایت می‌توانید مرز بین وقایع، مکان‌ها و افراد را در این کتاب از هم تشخیص دهید.

عتیق رحیمی

عتیق رحیمی و داستان‌های افغانستان

عتیق رحیمی سال 1985 از افغانستان به فرانسه آمد. با سختی و دربدری فراوان. حالا او بیش از سی سال است که در فرانسه زندگی می‌کند اما در آثارش همیشه به جایی رجوع کرده که 23 سال اول زندگی‌اش را آن‌جا گذرانده: افغانستان. در همین گفتگو او هم سرگذشت خود را شرح می‌دهد و هم نگاه خود را به آنچه بر سر سرزمینش آمده. این گفتگو را نشریه‌ی آمریکایی The Mantle که بر موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی متمرکز است، زمانی انجام داد که این نویسنده سال 2011، برای شرکت در جشنواره ادبیات جدید فرانسه، در نیویورک مهمان بود.

عباس کیارستمی ، از چشم شرقی

از چشم شرقی

سال 1365 نه‌فقط در تاریخ سینمای ایران، که در کارنامه‌ی فیلمسازی عباس کیارستمی نیز سال مهمی بود. ساخت فیلم خانه‌ی دوست کجاست؟ زمینه‌ی حضور گسترده‌اش را در جشنواره‌های جهانی فراهم آورد و انتشار کتاب عباس کیارستمی، فیلمساز رئالیست (نوشته‌ی ایرج کریمی) موجب شد بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرد. کتاب کریمی به دو بخش تقسیم شده: بخش نخست، شامل بررسی فیلم به فیلم کارنامه‌ی کیارستمی است (البته منهای فیلم‌هایی مثل معلم: چند صحنه و خاطره [1356] و گزارش [1356]، که نویسنده می‌گوید آن را در زمان نمایش عمومی دیده اما هنگام نگارش کتاب به نسخه‌ای از آن دست نیافته)، و بخش دوم به بررسی برخی ویژگی‌های سبکی و مضمونی در آثار فیلمساز اختصاص دارد.

جورج اورول

همه‌ی انقلاب‌های جورج اورول

جورج اورول، شهرتش را مدیون رمان‌های ضدتوتالیتریسمی مثل «1984» و «مزرعه‌ حیوانات» است. اما او از یک اقتصاد دستوری برای بریتانیا هواداری می‌کرد و تا لحظه مرگش در 1950 میلادی یک انقلابی باقی ماند. جایی در «شیر و تک شاخ» نوشته «برای روحیه‌ی جمعی ما، بانویی که در رولزرویس نشسته است، به مراتب مخرب‌تر از بمباران جنگنده‌های گورینگ است». او همیشه از فقر و تهی‌دستی مردم اظهار تاسف می‌‎کرد. درست به همان اندازه هم از حقوق ویژه و امتیازات خاص بیزار بود. می‌توان او را یک پیوریتن رادیکال نامید. در این مقاله که به قلم جیمز وود نوشته شده و در نشریه‌ی نیویورکر به چاپ رسیده است، مروری شده است بر انقلاب‌هایی که جورج اورول برپا کرد.

ایوان تورگنیف

نامه تورگنیف به داستایفسکی

در 1862 تورگنیف از پاریس نامه‌ای برای داستایفسکی فرستاد و در آن نوشت چقدر از تمجید او از رمان جدیدش «پدران و پسران» مشعوف شده است و تا چه حد حس خوشی به او دست داده که بازارف -کاراکتری که بعدها در ادبیات روسیه جاودانه شد- را رفیق نویسنده‌اش هم درک کرده است. از فحوای این نامه برمی‌آید که رابطه بسیار خوبی بین این دو نویسنده روس که هم‌نسل هستند وجود داشته است. اما آن‌ها هم از نظر روحیه با هم متفاوت بودند، هم از نظر طبقاتی و هم از نظر عقاید سیاسی. این نامه را عبدالحسین آل رسول در نشریه کتاب زمان ویژه تورگنیف ترجمه کرده است و در نوشتن این متن از کتاب «داستایفسکی، جدال شک و ایمان» نوشته‌ی ادوارد هلت کار بهره برده شده است.

ریموند کارورِ ما ایرانی‌ها

ریموند کارور در عصری در آمریکا زیست که جامعه دستخوش انواع بحران‌ها بود و در صدر آن‌ها جنگ ویتنام. اما آدم‌های کارور درباره ویتنام حرف نمی‌زنند. درباره آمریکا هم حرف نمی‌زنند. سوالی که پیدا می‌شود این است که چرا نویسنده‌ای تا به این حد ناآشنا و گریزان از سیاست، اقبالی گسترده در جامعه‌ای سیاست‌زده، مثل ایران پیدا کرده است؟ و دست آخر کارور چه میراثی برای نویسندگان ما داشت؟ مهدی ملکشاه می‌نویسد: «درسی که داستان‌نویسی ما باید از کارور می‌گرفت و نگرفت این بود که به آسیب‌های اجتماعی به‌عنوان آسیب‌های‌ اجتماعی نگاه کنند، نه اشیایی تزیینی برای داستان نوشتن: کارور عمیقاً نسبت به یک معضل اجتماعی در آمریکا واکنش نشان داد: الکلیسم.»