برچسب: انتخاب سردبیر

چگونه سد نویسندگی را از سر راه برداریم؟

اصطلاح سد نویسندگی، نخستین بار در دهه‌ی 1940 میلادی وارد ادبیات دانشگاهی شد. آن هم توسط روانپزشکی به نام ادموند برگلر. این وضعیتی است که نویسنده نه می‌تواند داستان‌ جدیدی آغاز کند و نه می‌تواند داستان‌های قبلی را تکمیل کند. سد نویسندگی احتمالاً از زمان شروع به نوشتن وجود داشته است. در این مقاله که به قلم ماریا کونیکوا نوشته شده و در نشریه‌ی نیویورکر به انتشار رسیده است، سد نویسندگی، تمام زوایای آن و راه‌های فرار از سایه‌ی سنگینش بررسی می‌شود.

شاهرخ مسکوب

سیمرغ بود، مسکوب

در اساطیر ایران بر فراز درخت هزار تخمه، سیمرغ آشیان دارد، پرنده‌ای شفادهنده و راهنما. هر بار كه این بزرگِ پرندگان از روی شاخه‌های درختِ «دور دارنده غم» برمی‌خیزد هزار شاخه از آن درخت می‌روید و هر بار که می‌نشیند هزار شاخه از درخت می‌شکند. از این نشست و برخاست است که دانه گیاهان در جهان پراکنده و زمین خداوند سرسبز می‌شود. شاهرخ مسکوب در جان من بازتابی از رمز سیمرغ است، آن درخت که بر آن می‌نشیند، فرهنگ ایران، آن دانه‌ها که در زمین می‌پراکند آثارش و هر خواننده کلمات او زمینی است بارور شده به اندیشه شاهرخ، شاهرخی که سیمرغ بود.

استنطاق

مُشتی روشنفکر حراف روس یا اولین انقلابیون روسیه؟

فیودور داستایفسکی با چشم‌هایی که با چشم‌بند پوشانده شده‌اند به تیر چوبی بسته شده و منتظر است جوخه سربازان ماشه‌ها را بچکانند و عمر او در 28 سالگی خاتمه یابد. اما در آخرین لحظه پیک از راه می‌رسد و خبر می‌دهد تزار محکومین را بخشیده است. حالا او باید چهارسال به زندان سیبری برود و مدتی را  هم در تبعید بگذراند. همه می‌دانند که این واقعه در شخصیت داستایفسکی و افکارش تاثیر عمیقی گذاشت. اما داستایفسکی جوان چطور از خودش دفاع کرده بود؟ کتاب کوچک و کم‌حجم «استنطاق» مجموعه نامه‌های دفاع و برگه‌های بازجویی است و چیزهایی درمورد داستایفسکی به ما می‌تواند بگوید.

وطن دار

بوطیقای مهاجرت به ایران

وطن‌دار که به افغانستانی معنای «هم‌وطن» می‌دهد، روایت ۲۸ افغانستانی از مهاجرت به ایران و تجربه‌ی زندگی در ایران است. همه‌ی این ۲۸ افغانستانی شاعر و نویسنده‌اند. اکثریت آنان هنوز در ایران سکونت دارند و چند نفرشان نیز یا به افغانستان بازگشته‌اند یا به سوئد و استرالیا مهاجرت کرده‌اند. این ۲۸ روایت همانند قطعات یک پازل‌اند که در کنار هم قرار دادن‌شان تصویری از حضور ۴۰ ساله‌ی مهاجران افغانستانی در ایران ارائه می‌کند. البته که این تصویر نمایانگر تجربه‌ی قشر خاصی از مهاجران افغانستانی (شاعران، نویسندگان و تحصیل‌کردگان) است و به هیچ وجه نمی‌توان آن را تصویری همه جانبه از تجربه‌ی حضور چند میلیون مهاجر نامید.

پوست در برابر پوست

مرعوب یک کلاسیک ادبی

«پوست در برابر پوست» پر است از اطلاعاتی درباره شرایط خلق رمان «جنایت و مکافات»، روزگار نگارش و انتشار آن، و تفسیرهای متنوعی که طی دهه‌های متوالی از آن به عمل آمده است. اما نویسنده یادداشت معتقد است جای یک چیز در این میان خالی است: نقد و نظر خود نویسنده کتاب و دیدگاه امروزین به این اثر کلاسیک قرن نوزدهمی. نگاه انتقادی در کتاب جایش خالی مانده است.

نیم قرن با بورخس

بورخس از لابه‌لای کلمات

شاید نتوان بین بورخس و ماریو بارگاس یوسا نقطه‌ی مشترکی، جز آمریکای لاتینی بودن، یافت. بورخس؛ پیچیده در متافیزیک و فانتزی، غوطه‌ور در آینه‌ها، هزارتوها، ببرها، شاعر و داستان‌نویسی بدور از سیاست. اما یوسا، سرمست از واقعیت و تاریخ، تشنه‌ی رسواکردن دیکتاتورها، نظامی‌ها، رمان‌نویسی تا مغز استخوان سیاسی. با وجود چنین تفاوت‌هایی، چه چیز بارگاس یوسا را به بورخس نزدیک ‌می‌کند تا با چنین تجلیل و تکریمی در کتابِ یادداشت‌های «نیم قرن با بورخس» از او یاد کند؟

بهترین طرح جلدهای سال 2021 به انتخاب نیویورک تایمز

چه چیز باعث می‌شود در کتابفروشی از روی میز یا داخل قفسه کتابی را بردارید و تورق کنید تا در نهایت آن را بخرید یا نخرید؟ بله در درجه اول مشخصات فیزیکی کتاب و طرح روی جلد آن که قرار است خبر بدهد از سرّ درون! مت دورفمان نویسنده نیویورک تایمز نگاهی انداخته است به ویژگی‌های بصری و روی جلدهای کتاب‌های سال 2021 در بازار کتاب آمریکا و بهترین‌ها را انتخاب کرده است. بد نیست در پایان سال شمسی ما هم چنین انتخابی از کتاب‌های منتشرشده در سال 1400 داشته باشیم.

مدرسه زندگی آلن دوباتن

پدیده‌ی آلن دو باتن و «مدرسه‌ی زندگی» او

آلن دو باتن در میان کتاب‌خوان‌ها و ناشران ایرانی نام مشهوری است. تقریباً همه‌ی کتاب‌های او به فارسی ترجمه شده و از بسیاری از آن‌ها چند ترجمه توسط مترجم‌های مختلف در چاپ‌های متعدد منتشر شده‌اند: جستارهایی در باب عشق، اضطراب موقعیت، کامیابی‌ها و ناکامی‌های کار، تسلی‌بخشی‌های فلسفه و چگونه پروست می‌تواند زندگی ما را دگرگون کند، مشهورترین آثار او هستند. اتهام او این است که فلسفه را از جدیت آن دور می‌کند و با عرضه‌ی نوعی فلسفه‌ی ساده شده که به کار رتق و فتق امور پیش‌پاافتاده‌ی زندگی بیاید، با نگاهی محافظه‌کارانه از طرح پرسش‌های مهم فلسفی که اندیشمندان بزرگ همه‌ی کوشش‌شان حلاجی آن‌ها بود می‌گذرد.

رهنورد زریاب

تیر خطاست زندگی: سالگرد درگذشت رهنورد زریاب

آذرماه سال گذشته بود که استاد رهنورد زریاب، داستان‌نویس و ادیب مشهور افغانستان درگذشت. حالا در سالگرد درگذشت او جمعی از دوستان و دوست‌دارانش ویژه‌نامه‌ای جهت بزرگداشت او منتشر کرده‌اند. مقالات این ویژه‌نامه، برخی خاطراتی هستند که نویسندگان از او دارند و بعضی دیگر درباره شخصیت و منش رهنورد زریاب و برخی هم در بررسی آثارش. نام نویسندگان این ویژه‌نامه را برای پرهیز از اطاله کلام نمی‌آوریم اما برخی از بهترین‌های ادبیات افغانستان در این میان هستند.

آخر شاهنامه

از فروغ فرخزاد: آخر شاهنامه

بله، فروغ فرخزاد نقد شعر هم نوشته است. بر مجموعه «آخر شاهنامه» اخوان ثالث، در آبان ماه 1339 در نشریه ایران آباد که به سردبیری محمود عنایت منتشر می‌شد. فروغ در ابتدای مطلبش از منتقدین ادبی انتقاد می‌کند که تنها دنبال نان قرض دادن به یکدیگر هستند و کپی کردن از فرنگی‌ها و به این مجموعه شعر قوی توجهی نشان نداده‌اند و او مجبور شده خودش دست به قلم بگیرد. فروغ درباره اخوان می‌نویسد: «کلمات زندگی امروز وقتی در شعر او، در کنار کلمات سنگین و مغرور گذشته می‌نشیند ناگهان تغییر ماهیت می‌دهند و قد می‌کشند و در یک‌دستی شعر اختلاف‌ها فراموش می‌شود. او از این نظر انسان را بی‌اختیار به یاد سعدی می‌اندازد.»

چگونه سد نویسندگی را از سر راه برداریم؟

اصطلاح سد نویسندگی، نخستین بار در دهه‌ی 1940 میلادی وارد ادبیات دانشگاهی شد. آن هم توسط روانپزشکی به نام ادموند برگلر. این وضعیتی است که نویسنده نه می‌تواند داستان‌ جدیدی آغاز کند و نه می‌تواند داستان‌های قبلی را تکمیل کند. سد نویسندگی احتمالاً از زمان شروع به نوشتن وجود داشته است. در این مقاله که به قلم ماریا کونیکوا نوشته شده و در نشریه‌ی نیویورکر به انتشار رسیده است، سد نویسندگی، تمام زوایای آن و راه‌های فرار از سایه‌ی سنگینش بررسی می‌شود.

شاهرخ مسکوب

سیمرغ بود، مسکوب

در اساطیر ایران بر فراز درخت هزار تخمه، سیمرغ آشیان دارد، پرنده‌ای شفادهنده و راهنما. هر بار كه این بزرگِ پرندگان از روی شاخه‌های درختِ «دور دارنده غم» برمی‌خیزد هزار شاخه از آن درخت می‌روید و هر بار که می‌نشیند هزار شاخه از درخت می‌شکند. از این نشست و برخاست است که دانه گیاهان در جهان پراکنده و زمین خداوند سرسبز می‌شود. شاهرخ مسکوب در جان من بازتابی از رمز سیمرغ است، آن درخت که بر آن می‌نشیند، فرهنگ ایران، آن دانه‌ها که در زمین می‌پراکند آثارش و هر خواننده کلمات او زمینی است بارور شده به اندیشه شاهرخ، شاهرخی که سیمرغ بود.

استنطاق

مُشتی روشنفکر حراف روس یا اولین انقلابیون روسیه؟

فیودور داستایفسکی با چشم‌هایی که با چشم‌بند پوشانده شده‌اند به تیر چوبی بسته شده و منتظر است جوخه سربازان ماشه‌ها را بچکانند و عمر او در 28 سالگی خاتمه یابد. اما در آخرین لحظه پیک از راه می‌رسد و خبر می‌دهد تزار محکومین را بخشیده است. حالا او باید چهارسال به زندان سیبری برود و مدتی را  هم در تبعید بگذراند. همه می‌دانند که این واقعه در شخصیت داستایفسکی و افکارش تاثیر عمیقی گذاشت. اما داستایفسکی جوان چطور از خودش دفاع کرده بود؟ کتاب کوچک و کم‌حجم «استنطاق» مجموعه نامه‌های دفاع و برگه‌های بازجویی است و چیزهایی درمورد داستایفسکی به ما می‌تواند بگوید.

وطن دار

بوطیقای مهاجرت به ایران

وطن‌دار که به افغانستانی معنای «هم‌وطن» می‌دهد، روایت ۲۸ افغانستانی از مهاجرت به ایران و تجربه‌ی زندگی در ایران است. همه‌ی این ۲۸ افغانستانی شاعر و نویسنده‌اند. اکثریت آنان هنوز در ایران سکونت دارند و چند نفرشان نیز یا به افغانستان بازگشته‌اند یا به سوئد و استرالیا مهاجرت کرده‌اند. این ۲۸ روایت همانند قطعات یک پازل‌اند که در کنار هم قرار دادن‌شان تصویری از حضور ۴۰ ساله‌ی مهاجران افغانستانی در ایران ارائه می‌کند. البته که این تصویر نمایانگر تجربه‌ی قشر خاصی از مهاجران افغانستانی (شاعران، نویسندگان و تحصیل‌کردگان) است و به هیچ وجه نمی‌توان آن را تصویری همه جانبه از تجربه‌ی حضور چند میلیون مهاجر نامید.

پوست در برابر پوست

مرعوب یک کلاسیک ادبی

«پوست در برابر پوست» پر است از اطلاعاتی درباره شرایط خلق رمان «جنایت و مکافات»، روزگار نگارش و انتشار آن، و تفسیرهای متنوعی که طی دهه‌های متوالی از آن به عمل آمده است. اما نویسنده یادداشت معتقد است جای یک چیز در این میان خالی است: نقد و نظر خود نویسنده کتاب و دیدگاه امروزین به این اثر کلاسیک قرن نوزدهمی. نگاه انتقادی در کتاب جایش خالی مانده است.

نیم قرن با بورخس

بورخس از لابه‌لای کلمات

شاید نتوان بین بورخس و ماریو بارگاس یوسا نقطه‌ی مشترکی، جز آمریکای لاتینی بودن، یافت. بورخس؛ پیچیده در متافیزیک و فانتزی، غوطه‌ور در آینه‌ها، هزارتوها، ببرها، شاعر و داستان‌نویسی بدور از سیاست. اما یوسا، سرمست از واقعیت و تاریخ، تشنه‌ی رسواکردن دیکتاتورها، نظامی‌ها، رمان‌نویسی تا مغز استخوان سیاسی. با وجود چنین تفاوت‌هایی، چه چیز بارگاس یوسا را به بورخس نزدیک ‌می‌کند تا با چنین تجلیل و تکریمی در کتابِ یادداشت‌های «نیم قرن با بورخس» از او یاد کند؟

بهترین طرح جلدهای سال 2021 به انتخاب نیویورک تایمز

چه چیز باعث می‌شود در کتابفروشی از روی میز یا داخل قفسه کتابی را بردارید و تورق کنید تا در نهایت آن را بخرید یا نخرید؟ بله در درجه اول مشخصات فیزیکی کتاب و طرح روی جلد آن که قرار است خبر بدهد از سرّ درون! مت دورفمان نویسنده نیویورک تایمز نگاهی انداخته است به ویژگی‌های بصری و روی جلدهای کتاب‌های سال 2021 در بازار کتاب آمریکا و بهترین‌ها را انتخاب کرده است. بد نیست در پایان سال شمسی ما هم چنین انتخابی از کتاب‌های منتشرشده در سال 1400 داشته باشیم.

مدرسه زندگی آلن دوباتن

پدیده‌ی آلن دو باتن و «مدرسه‌ی زندگی» او

آلن دو باتن در میان کتاب‌خوان‌ها و ناشران ایرانی نام مشهوری است. تقریباً همه‌ی کتاب‌های او به فارسی ترجمه شده و از بسیاری از آن‌ها چند ترجمه توسط مترجم‌های مختلف در چاپ‌های متعدد منتشر شده‌اند: جستارهایی در باب عشق، اضطراب موقعیت، کامیابی‌ها و ناکامی‌های کار، تسلی‌بخشی‌های فلسفه و چگونه پروست می‌تواند زندگی ما را دگرگون کند، مشهورترین آثار او هستند. اتهام او این است که فلسفه را از جدیت آن دور می‌کند و با عرضه‌ی نوعی فلسفه‌ی ساده شده که به کار رتق و فتق امور پیش‌پاافتاده‌ی زندگی بیاید، با نگاهی محافظه‌کارانه از طرح پرسش‌های مهم فلسفی که اندیشمندان بزرگ همه‌ی کوشش‌شان حلاجی آن‌ها بود می‌گذرد.

رهنورد زریاب

تیر خطاست زندگی: سالگرد درگذشت رهنورد زریاب

آذرماه سال گذشته بود که استاد رهنورد زریاب، داستان‌نویس و ادیب مشهور افغانستان درگذشت. حالا در سالگرد درگذشت او جمعی از دوستان و دوست‌دارانش ویژه‌نامه‌ای جهت بزرگداشت او منتشر کرده‌اند. مقالات این ویژه‌نامه، برخی خاطراتی هستند که نویسندگان از او دارند و بعضی دیگر درباره شخصیت و منش رهنورد زریاب و برخی هم در بررسی آثارش. نام نویسندگان این ویژه‌نامه را برای پرهیز از اطاله کلام نمی‌آوریم اما برخی از بهترین‌های ادبیات افغانستان در این میان هستند.

آخر شاهنامه

از فروغ فرخزاد: آخر شاهنامه

بله، فروغ فرخزاد نقد شعر هم نوشته است. بر مجموعه «آخر شاهنامه» اخوان ثالث، در آبان ماه 1339 در نشریه ایران آباد که به سردبیری محمود عنایت منتشر می‌شد. فروغ در ابتدای مطلبش از منتقدین ادبی انتقاد می‌کند که تنها دنبال نان قرض دادن به یکدیگر هستند و کپی کردن از فرنگی‌ها و به این مجموعه شعر قوی توجهی نشان نداده‌اند و او مجبور شده خودش دست به قلم بگیرد. فروغ درباره اخوان می‌نویسد: «کلمات زندگی امروز وقتی در شعر او، در کنار کلمات سنگین و مغرور گذشته می‌نشیند ناگهان تغییر ماهیت می‌دهند و قد می‌کشند و در یک‌دستی شعر اختلاف‌ها فراموش می‌شود. او از این نظر انسان را بی‌اختیار به یاد سعدی می‌اندازد.»