سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: ادبیات

«فیلسوفِ عواطف و حافظه‌ی تاریخی» جولین بارنز

«فیلسوفِ عواطف و حافظه‌ی تاریخی»

جولین بارنز با «درکِ یک پایان» در ایران شناخته شد و خیلی زود با ترجمه چند کتاب دیگرش به نویسنده‌ای مورد توجه بین علاقمندان ادبیات در ایران تبدیل شد. بارنز کوندرا را به یاد می‌آورد و همچون خَلَفش گوستاو فلوبر، خدای داستان‌هاش است. همه‌جا حضور دارد، امّا دیده نمی‌شود. در عینِ‌حال مقابل خواننده‌اش قرار نمی‌گیرد، بل‌که کنارش می‌نشیند و همسو با او به افق می‌نگرد

واهمه‌های بی‌نام‌ونشان «خاکسترنشین‌ها»ی غلامحسین ساعدی

«خاکسترنشین‌ها»ی غلامحسین ساعدی

ساعدی دنیایی پرهراس خلق می‌کند برازنده‌ی عنوان کتاب‌هایش: ترس‌ولرز، واهمه‌های بی‌نام‌ونشان، … دنیایی که هم از موقعیت عینی آدم‌ها ناشی می‌شود (موقعیت دایی‌ بزرگ و ترس از لو رفتن، فقر و گرسنگی) و هم از ترس‌های ناشناخته‌ی آن‌ها (گریه‌ی بی‌دلیل، ترس از اتفاق بد، ترس از شب و تاریکی و ماه‌گرفتگی). این‌ها جای توصیف ذهنیات را می‌گیرند. حضور پررنگ قبرستان‌ها و ماشین اموات و صدای کندن قبر از حضور مرگ در یک قدمی حکایت می‌کند.

وقعه ی توپخانه

وقعه ی توپخانه

تحلیلی بر زندگانی و اعدام شیخ فضل‌الله نوری بر پایه‌ی رساله‌ی تندر کیا     وقعه ی توپخانه

همزادهای بورخس

همزادهای بورخس

مستعارنویسی و شبه ترجمه قسمت‌هایی از کتاب همزادهای بورخس  «آنچه اتفاق می افتد برای آن مرد دیگر برای

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی و ادبیات: کامپیوتری شدن پیش از کامپیوتر

اینکه کامپیوترها بتوانند داستان بنویسند خیلی ایده وحشتناکی است؟ پس خلاقیت و هوش منحصر به فرد انسانی چه می‌شود؟ اما اگر نگاهی کنید به کلیشه‌های داستانی، کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی یا فیلمنامه‌نویسی، نطق‌های انتخاباتی، بیانیه‌های انقلابی یا متن‌های مراسم ختم همه آن‌ها هم از کلیشه‌هایی پیروی می‌کنند که یک ماشین بهتر از یک انسان می‌تواند آن‌ها را از مجموع اطلاعاتی که دریافت کرده طبقه‌بندی و دوباره تولید کند. اگر خیلی حیرت می‌کنیم که چطور یک روبوت می‌تواند بنویسد، به این خاطر است که تحت تاثیر ایده‌ی رمانتیک «هنرمند به عنوان انسانی نابغه» انتظار داریم هر داستانی و هر نوشته‌ای که عرضه می‌شود، کار نابغه‌ای یگانه باشد، در حالی که واقعیت این است که اکثر محصولات ادبی محصول به‌کارگیری استادانه‌ی قالب‌ها و قواعد و کلیشه‌ها و ژانرها هستند.

روبوت

روبوت‌های داستان‌نویس

گفت‌وگو درباره‌ی برنامه‌ی ChatGPT در شبکه‌های اجتماعی داغ است و فروشگاه کتاب آمازون قفسه‌ی به انتشار کتاب‌هایی که نویسنده‌اش (یا یکی از نویسنده‌هایش) کامپیوتر است اختصاص داده است. اما آیا هوش مصنوعی می‌تواند داستان بنویسد؟ آیا روبوت‌های داستان‌نویس در آینده جای رمان‌نویس‌ها را خواهند گرفت؟ می‌توانند چنین کاری کنند؟ رمان‌نویسان خودکار. برنامه‌ای که اینترنت را بلعید. مدل‌سازی ذهن نویسنده. قابلیت همدلی روبوت‌ها. این‌ها عنوان‌های برخی از فصل‌های کتابی هستند با نام ماشین‌های قصه‌گو: کامپیوترها چگونه به نویسنده‌های خلاق تبدیل شده‌اند به قلم مایک شارپلز و رافائل پِرِز ای پِرِز که در سال ۲۰۲۲ توسط انتشارات راتلیج منتشر شده است. نویسندگان هر دو از متخصصان هوش مصنوعی هستند.

دوبراوکا اوگرشیچ، جستارنویس کروات/یوگسلاو درگذشت

دوبراوکا اوگرشیچ نویسنده و جستارنویس کروات ماه مارس امسال در آمستردام از دنیا رفت. او بعد از فروپاشی یوگسلاوی در مقابل ناسیونالیسم رو به افزایش در زادگاهش که به کشور جدید کرواسی تبدیل شده بود موضع منفی گرفت و از کشورش خارج شد و به هلند رفت. اما در طول تمام زندگی‌اش درباره همین وطن نوشت. درباره نوستالژی به فرهنگ یوگسلاو و درباره چیستی و چرایی کروات بودن و یوگسلاو بودن. از این نویسنده کتاب‌های «البته که عصبانی هستم»، «وزارت درد» و «بابا یاگا تخم گذاشت» به فارسی ترجمه شد و مورد توجه مخاطبان فارسی‌زبان قرار گرفت.

بازخوانی آثار کلاسیک روس در سایه جنگ اوکراین (بخش دوم)

در ترجمه قسمت اول این مقاله، با دیدگاه مردم جنگ‌زده اوکراین نسبت به نویسندگان کلاسیک روس آشنا شدیم که معتقدند امپراتوری روسیه برای سرپا ماندن و گسترشش، از ادبیات روس تغذیه می‌کند. متوجه شدیم که رمان‌های کلاسیک روس، نه جداگانه که در امتداد هم هستند و همچنین با مرور سرگذشت داستایوفسکی و ماجرای تبعیدش به سیبری با تئوری تربیت شدن نویسنده‌های بدقلق و مستعد از جانب حکومت آشنا شدیم. در قسمت دوم و پایانی ترجمه‌ی مقاله خانم الیف باتمان نیز، به بررسی دقیق‌تر تئوری تربیت نویسنده‌ها و جنبه قدرت‌طلبانه آثار کلاسیک و عذاب وجدان نویسندگانش می‌پردازیم و در نهایت به پیشنهاد نویسنده درباره رفتار با ادبیات کلاسیک روس می‌رسیم.

«فیلسوفِ عواطف و حافظه‌ی تاریخی» جولین بارنز

«فیلسوفِ عواطف و حافظه‌ی تاریخی»

جولین بارنز با «درکِ یک پایان» در ایران شناخته شد و خیلی زود با ترجمه چند کتاب دیگرش به نویسنده‌ای مورد توجه بین علاقمندان ادبیات در ایران تبدیل شد. بارنز کوندرا را به یاد می‌آورد و همچون خَلَفش گوستاو فلوبر، خدای داستان‌هاش است. همه‌جا حضور دارد، امّا دیده نمی‌شود. در عینِ‌حال مقابل خواننده‌اش قرار نمی‌گیرد، بل‌که کنارش می‌نشیند و همسو با او به افق می‌نگرد

واهمه‌های بی‌نام‌ونشان «خاکسترنشین‌ها»ی غلامحسین ساعدی

«خاکسترنشین‌ها»ی غلامحسین ساعدی

ساعدی دنیایی پرهراس خلق می‌کند برازنده‌ی عنوان کتاب‌هایش: ترس‌ولرز، واهمه‌های بی‌نام‌ونشان، … دنیایی که هم از موقعیت عینی آدم‌ها ناشی می‌شود (موقعیت دایی‌ بزرگ و ترس از لو رفتن، فقر و گرسنگی) و هم از ترس‌های ناشناخته‌ی آن‌ها (گریه‌ی بی‌دلیل، ترس از اتفاق بد، ترس از شب و تاریکی و ماه‌گرفتگی). این‌ها جای توصیف ذهنیات را می‌گیرند. حضور پررنگ قبرستان‌ها و ماشین اموات و صدای کندن قبر از حضور مرگ در یک قدمی حکایت می‌کند.

وقعه ی توپخانه

وقعه ی توپخانه

تحلیلی بر زندگانی و اعدام شیخ فضل‌الله نوری بر پایه‌ی رساله‌ی تندر کیا     وقعه ی توپخانه

همزادهای بورخس

همزادهای بورخس

مستعارنویسی و شبه ترجمه قسمت‌هایی از کتاب همزادهای بورخس  «آنچه اتفاق می افتد برای آن مرد دیگر برای

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی و ادبیات: کامپیوتری شدن پیش از کامپیوتر

اینکه کامپیوترها بتوانند داستان بنویسند خیلی ایده وحشتناکی است؟ پس خلاقیت و هوش منحصر به فرد انسانی چه می‌شود؟ اما اگر نگاهی کنید به کلیشه‌های داستانی، کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی یا فیلمنامه‌نویسی، نطق‌های انتخاباتی، بیانیه‌های انقلابی یا متن‌های مراسم ختم همه آن‌ها هم از کلیشه‌هایی پیروی می‌کنند که یک ماشین بهتر از یک انسان می‌تواند آن‌ها را از مجموع اطلاعاتی که دریافت کرده طبقه‌بندی و دوباره تولید کند. اگر خیلی حیرت می‌کنیم که چطور یک روبوت می‌تواند بنویسد، به این خاطر است که تحت تاثیر ایده‌ی رمانتیک «هنرمند به عنوان انسانی نابغه» انتظار داریم هر داستانی و هر نوشته‌ای که عرضه می‌شود، کار نابغه‌ای یگانه باشد، در حالی که واقعیت این است که اکثر محصولات ادبی محصول به‌کارگیری استادانه‌ی قالب‌ها و قواعد و کلیشه‌ها و ژانرها هستند.

روبوت

روبوت‌های داستان‌نویس

گفت‌وگو درباره‌ی برنامه‌ی ChatGPT در شبکه‌های اجتماعی داغ است و فروشگاه کتاب آمازون قفسه‌ی به انتشار کتاب‌هایی که نویسنده‌اش (یا یکی از نویسنده‌هایش) کامپیوتر است اختصاص داده است. اما آیا هوش مصنوعی می‌تواند داستان بنویسد؟ آیا روبوت‌های داستان‌نویس در آینده جای رمان‌نویس‌ها را خواهند گرفت؟ می‌توانند چنین کاری کنند؟ رمان‌نویسان خودکار. برنامه‌ای که اینترنت را بلعید. مدل‌سازی ذهن نویسنده. قابلیت همدلی روبوت‌ها. این‌ها عنوان‌های برخی از فصل‌های کتابی هستند با نام ماشین‌های قصه‌گو: کامپیوترها چگونه به نویسنده‌های خلاق تبدیل شده‌اند به قلم مایک شارپلز و رافائل پِرِز ای پِرِز که در سال ۲۰۲۲ توسط انتشارات راتلیج منتشر شده است. نویسندگان هر دو از متخصصان هوش مصنوعی هستند.

دوبراوکا اوگرشیچ، جستارنویس کروات/یوگسلاو درگذشت

دوبراوکا اوگرشیچ نویسنده و جستارنویس کروات ماه مارس امسال در آمستردام از دنیا رفت. او بعد از فروپاشی یوگسلاوی در مقابل ناسیونالیسم رو به افزایش در زادگاهش که به کشور جدید کرواسی تبدیل شده بود موضع منفی گرفت و از کشورش خارج شد و به هلند رفت. اما در طول تمام زندگی‌اش درباره همین وطن نوشت. درباره نوستالژی به فرهنگ یوگسلاو و درباره چیستی و چرایی کروات بودن و یوگسلاو بودن. از این نویسنده کتاب‌های «البته که عصبانی هستم»، «وزارت درد» و «بابا یاگا تخم گذاشت» به فارسی ترجمه شد و مورد توجه مخاطبان فارسی‌زبان قرار گرفت.

بازخوانی آثار کلاسیک روس در سایه جنگ اوکراین (بخش دوم)

در ترجمه قسمت اول این مقاله، با دیدگاه مردم جنگ‌زده اوکراین نسبت به نویسندگان کلاسیک روس آشنا شدیم که معتقدند امپراتوری روسیه برای سرپا ماندن و گسترشش، از ادبیات روس تغذیه می‌کند. متوجه شدیم که رمان‌های کلاسیک روس، نه جداگانه که در امتداد هم هستند و همچنین با مرور سرگذشت داستایوفسکی و ماجرای تبعیدش به سیبری با تئوری تربیت شدن نویسنده‌های بدقلق و مستعد از جانب حکومت آشنا شدیم. در قسمت دوم و پایانی ترجمه‌ی مقاله خانم الیف باتمان نیز، به بررسی دقیق‌تر تئوری تربیت نویسنده‌ها و جنبه قدرت‌طلبانه آثار کلاسیک و عذاب وجدان نویسندگانش می‌پردازیم و در نهایت به پیشنهاد نویسنده درباره رفتار با ادبیات کلاسیک روس می‌رسیم.