وینش سایت معرفی و نقد کتاب
سایت معرفی و نقد کتاب وینش لگو

برچسب: ادبیات کانادا

الیستر مک‌لاود

مثل یک آشپز ؛ مصاحبه با الیستر مک لاود

هنوز نویسنده‌ی کشف‌نشده داریم؟ چند سال پیش، مایکل اونداتیه یکی از نویسندگان کانادایی و برنده‌ی جایزه‌ی طلایی من بوکر ادعایی جنجالی را مطرح کرد. او گفت الیستر مک لاود، یکی از نویسندگان بزرگ اما هنوز کشف نشده‌ی جهان ماست. مک لاود در کانادا به دنیا آمد و بخش اعظمی از زندگی خود را در جزیره‌ی کیپ برتون گذراند. مدتی به عنوان چوب‌بر فعالیت می‌کرد و دورانی هم یک معدن‌کار بود. در این‌جا مصاحبه‌ی ویلیام بر، که خود نیز نویسنده، ویراستار و مترجمی صاحب‌سبک است، با آلیستر مک لاود را خواهیم خواند.

غم‌های کوچک

دریا درنهایت همه مردگانش را پس می‌دهد

 الیستر مک‌لاود کتاب غم‌های کوچک را در سال 1999 منتشر کرده است؛ داستانی در ژانر رمان تاریخی. او از پیوستگی زندگی و خاطرات یک خاندان مهاجر با یک دوره‌ی تاریخی در کانادا و اسکاتلند و همچین جغرافیای غیرقابل چشم‌پوشی این سرزمین‌ها، روایتی تو در تو خلق می‌کند. قهرمان داستان الیستر مک‌لاود یک متخصص ارتودنسی است که در تورنتو زندگی می‌کند. ما او را در حین ملاقات کردن با برادر بزرگ الکلی‌اش و خواهر دو قلویش که در کار نمایش است می‌بینیم که در خلال این دیدار و گفتگوها مدام به گذشته برمی‌گردد. روزهای کودکی که در کنار پدربزرگ و مادربزرگش گذشت. زندگی در جزیره، کار در معدن و… داستان از طریق همین بازگشت مداوم به گذشته تعریف می‌شود.

دومین بهار

آن‌ها به دریا و سرمای جزیره عادت کردند

فراموش نشدن جزیره برای مک‌لاود و شخصیت‌هایی که خلق کرده از جنس نوستالژی و حس تعلق به وطن نیست، آن‌چه که او درصدد تصویر کردن است یک حس زنده‌ی مشترک از تجربه‌‌ی بزرگ‌ شدن در جزیره و البته غیر از آن‌چه خاطرات می‌نامیم، در زندگی شخصیت‌هاست. چیزی که تمام نمی‌شود، کهنه نمی‌شود و همیشه با آدمی باقی می‌ماند. یک زندگی آشنا و یک مرگ آشنا به یک زبان آشنا حتی اگر دیگر در آن جزیره زندگی نکنی. نویسنده بهتر نوشته است:

«از آن دست آدم‌هایی نیست که از ناز و نعمت زندگی در مونتریال برخوردارند و این‌طور وانمود می‌کنند که آن زبان «بیگانه» را نمی‌فهمند. نمی‌توانی چیزی را که واقعا می‌دانی ندانی.»

پدران / پسران

ماندن یا رفتن؟ ماندن در جزیره‌ای که همه‌ی پدران در معدنش کار می‌کنند و پسران هم اگر بمانند مثل پدران‌شان معدنچی خواهند شد؛ یا رفتن از جزیره به دنبال آرزوهای خود. ماندن یعنی وداع با علایق و رفتن یعنی یک عُمر عذاب وجدان.
«جزیره» مجموعه‌ای از نُه داستان است که توسط آلیستر مک‌لاود در حد فاصل سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۷ نوشته شده و مکانِ اصلی وقایع آن در حوالی جزیره‌ی کِیپ برتون در ایالت نوا اسکاتیا کانادا است.

الیستر مک‌لاود

مثل یک آشپز ؛ مصاحبه با الیستر مک لاود

هنوز نویسنده‌ی کشف‌نشده داریم؟ چند سال پیش، مایکل اونداتیه یکی از نویسندگان کانادایی و برنده‌ی جایزه‌ی طلایی من بوکر ادعایی جنجالی را مطرح کرد. او گفت الیستر مک لاود، یکی از نویسندگان بزرگ اما هنوز کشف نشده‌ی جهان ماست. مک لاود در کانادا به دنیا آمد و بخش اعظمی از زندگی خود را در جزیره‌ی کیپ برتون گذراند. مدتی به عنوان چوب‌بر فعالیت می‌کرد و دورانی هم یک معدن‌کار بود. در این‌جا مصاحبه‌ی ویلیام بر، که خود نیز نویسنده، ویراستار و مترجمی صاحب‌سبک است، با آلیستر مک لاود را خواهیم خواند.

غم‌های کوچک

دریا درنهایت همه مردگانش را پس می‌دهد

 الیستر مک‌لاود کتاب غم‌های کوچک را در سال 1999 منتشر کرده است؛ داستانی در ژانر رمان تاریخی. او از پیوستگی زندگی و خاطرات یک خاندان مهاجر با یک دوره‌ی تاریخی در کانادا و اسکاتلند و همچین جغرافیای غیرقابل چشم‌پوشی این سرزمین‌ها، روایتی تو در تو خلق می‌کند. قهرمان داستان الیستر مک‌لاود یک متخصص ارتودنسی است که در تورنتو زندگی می‌کند. ما او را در حین ملاقات کردن با برادر بزرگ الکلی‌اش و خواهر دو قلویش که در کار نمایش است می‌بینیم که در خلال این دیدار و گفتگوها مدام به گذشته برمی‌گردد. روزهای کودکی که در کنار پدربزرگ و مادربزرگش گذشت. زندگی در جزیره، کار در معدن و… داستان از طریق همین بازگشت مداوم به گذشته تعریف می‌شود.

دومین بهار

آن‌ها به دریا و سرمای جزیره عادت کردند

فراموش نشدن جزیره برای مک‌لاود و شخصیت‌هایی که خلق کرده از جنس نوستالژی و حس تعلق به وطن نیست، آن‌چه که او درصدد تصویر کردن است یک حس زنده‌ی مشترک از تجربه‌‌ی بزرگ‌ شدن در جزیره و البته غیر از آن‌چه خاطرات می‌نامیم، در زندگی شخصیت‌هاست. چیزی که تمام نمی‌شود، کهنه نمی‌شود و همیشه با آدمی باقی می‌ماند. یک زندگی آشنا و یک مرگ آشنا به یک زبان آشنا حتی اگر دیگر در آن جزیره زندگی نکنی. نویسنده بهتر نوشته است:

«از آن دست آدم‌هایی نیست که از ناز و نعمت زندگی در مونتریال برخوردارند و این‌طور وانمود می‌کنند که آن زبان «بیگانه» را نمی‌فهمند. نمی‌توانی چیزی را که واقعا می‌دانی ندانی.»

پدران / پسران

ماندن یا رفتن؟ ماندن در جزیره‌ای که همه‌ی پدران در معدنش کار می‌کنند و پسران هم اگر بمانند مثل پدران‌شان معدنچی خواهند شد؛ یا رفتن از جزیره به دنبال آرزوهای خود. ماندن یعنی وداع با علایق و رفتن یعنی یک عُمر عذاب وجدان.
«جزیره» مجموعه‌ای از نُه داستان است که توسط آلیستر مک‌لاود در حد فاصل سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۷ نوشته شده و مکانِ اصلی وقایع آن در حوالی جزیره‌ی کِیپ برتون در ایالت نوا اسکاتیا کانادا است.