برچسب: ادبیات مجارستان

دیروز

من این‌طور مُردم

رمان دیروز، درواقع مرز بین خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد. محوریت داستان دروغ، خیانت، مشکلات خانوادگی و کودکی است. توبیاس زندگی‌ را طوری‌که دلش می‌خواهد داشته باشد، در خیالش تصور می‌کند و از آن می‌نویسد. همان کاری که نویسنده‌ی کتاب، آگوتا کریستوف، پس از مهاجرت به نوشاتل، شهری فرانسوی‌زبان در سوئیس، انجام داد.

در

دری که سال‌ها بر آن نکوبیده بودیم

«در» تا سال‌های زیادی در اروپا مهجور می‌ماند و پس از ترجمه به انگلیسی (۱۹۹۵)، شهرت زیادی برای سابو به دنبال دارد. این اثرِ شاید به ظاهر ساده اما به غایت پیچیده را می‌توان درباره‌ی «مرز» دانست. مرزی که می‌شود بین خود و دیگران کشید. یا بگذارید جور دیگری بگوییم. داستان از این قرار است: زنی که قرار است کارهای روزمره‌ی زن نویسنده را انجام دهد تا او به کارهای مهمش برسد و بنویسد، می‌شود بزرگ‌ترین چالش او. نویسنده-راوی در ابتدای راه در پی کشف راز این زن و بعد در پی نگاهبانی از راز اوست و البته ناکام می‌ماند.

دیروز

من این‌طور مُردم

رمان دیروز، درواقع مرز بین خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد. محوریت داستان دروغ، خیانت، مشکلات خانوادگی و کودکی است. توبیاس زندگی‌ را طوری‌که دلش می‌خواهد داشته باشد، در خیالش تصور می‌کند و از آن می‌نویسد. همان کاری که نویسنده‌ی کتاب، آگوتا کریستوف، پس از مهاجرت به نوشاتل، شهری فرانسوی‌زبان در سوئیس، انجام داد.

در

دری که سال‌ها بر آن نکوبیده بودیم

«در» تا سال‌های زیادی در اروپا مهجور می‌ماند و پس از ترجمه به انگلیسی (۱۹۹۵)، شهرت زیادی برای سابو به دنبال دارد. این اثرِ شاید به ظاهر ساده اما به غایت پیچیده را می‌توان درباره‌ی «مرز» دانست. مرزی که می‌شود بین خود و دیگران کشید. یا بگذارید جور دیگری بگوییم. داستان از این قرار است: زنی که قرار است کارهای روزمره‌ی زن نویسنده را انجام دهد تا او به کارهای مهمش برسد و بنویسد، می‌شود بزرگ‌ترین چالش او. نویسنده-راوی در ابتدای راه در پی کشف راز این زن و بعد در پی نگاهبانی از راز اوست و البته ناکام می‌ماند.