وینش سایت معرفی و نقد کتاب
سایت معرفی و نقد کتاب وینش لگو

برچسب: ادبیات لهستان

آخرین شیطان

آخرین شیطان

از دیرباز شر و بدی و در مقابل آن نیکی و پاکی مورد توجه بشر بوده‌اند و انسان

گریزها

انسان روح است و جسد

گریزها نه فقط درباره‌ی تن، که درباره‌ی هر چیزی است که تنانه است: نواقص، جراحات، خطاهای طبیعت، نمونه‌های نادر، کژی، کوژی، معلولیت، درد، فساد. ای‌ال‌دکتروف زمانی گفت: «تاریخ‌دانان به تو می‌گویند چه اتفاقاتی افتاد، رمان‌نویس‌ها می‌گویند چه حسی داشت.» توکارچوک هم مثل دکتروف با تاریخ شوخی می‌کند و حتی فراتر از آن، با قالب ادبی رمان هم شوخی می‌کند؛ هر کجا که دلش می‌خواهد جریان قصه‌گویی را رها می‌کند و حرفی، سخنی، اشاره‌ای، نکته‌ای، لطیفه‌ای، می‌نویسد. خواندن رمان که به پایان می‌رسد احساس می‌کنیم حالا درک عمیق‌تری نسبت به روح، جسم، نژاد، مهاجرت، جنسیت، جنگ، تکنولوژی، و اخلاق، داریم.

اولگا توکارچوک، علیه ناسیونالیسم

در برخورد با جزم‌اندیشی راست‌گرای دولت لهستان، اولگا توکارچوک نویسنده برجسته این کشور تاریخچه‌ی آمیختگی قومی را بررسی می‌کند. توکارچوک ابتدا روانشناسی خوانده بود و به کار با معتادین به مواد و الکل می‌پرداخت. اما بعد از گذشت چند سال احساس آسیب شدید کرد و گفت: «من روان‌رنجورتر از آن هستم که یک روان‌درمانگر باشم.» به نویسندگی روی آورد و متوجه چندپارگی فرهنگی لهستان و گذشته پردرد آن شد و در کتاب‌هایش تاریخ لهستان را کاوید. او حالا به چیزی تبدیل شده است که خود به آن می‌گوید: «روان‌درمانگر گذشته»

کشتنِ تاریخ

بورسا در رمان خود موقعیتی راسکولنیکفی را بدون مکافات و عذاب وجدان بازتولید می‌کند. آن‌چه رمان «کشتن عمه خانم» را از رمان‌های مشابه دیگر، نظیر جنایت و مکافات، سه روز و یک زندگی (پی‌یر لومتر) و تبر (دانلد ای. وست لیک) جدا می‌کند، همین عدم وجود حس گناه است. همزاد و نزدیک‌ترین شخصیت به قاتل این رمان، مورسو قهرمان رمان بیگانه آلبر کامو است. با این وجود متن بورسا، بیشتر از این که به داستایوفسکی یا کامو شبیه باشد، به لحاظ مسخ شخصیتی که در داستان رخ می‌دهد به متنی کافکایی نزدیک است.

آخرین شیطان

آخرین شیطان

از دیرباز شر و بدی و در مقابل آن نیکی و پاکی مورد توجه بشر بوده‌اند و انسان

گریزها

انسان روح است و جسد

گریزها نه فقط درباره‌ی تن، که درباره‌ی هر چیزی است که تنانه است: نواقص، جراحات، خطاهای طبیعت، نمونه‌های نادر، کژی، کوژی، معلولیت، درد، فساد. ای‌ال‌دکتروف زمانی گفت: «تاریخ‌دانان به تو می‌گویند چه اتفاقاتی افتاد، رمان‌نویس‌ها می‌گویند چه حسی داشت.» توکارچوک هم مثل دکتروف با تاریخ شوخی می‌کند و حتی فراتر از آن، با قالب ادبی رمان هم شوخی می‌کند؛ هر کجا که دلش می‌خواهد جریان قصه‌گویی را رها می‌کند و حرفی، سخنی، اشاره‌ای، نکته‌ای، لطیفه‌ای، می‌نویسد. خواندن رمان که به پایان می‌رسد احساس می‌کنیم حالا درک عمیق‌تری نسبت به روح، جسم، نژاد، مهاجرت، جنسیت، جنگ، تکنولوژی، و اخلاق، داریم.

اولگا توکارچوک، علیه ناسیونالیسم

در برخورد با جزم‌اندیشی راست‌گرای دولت لهستان، اولگا توکارچوک نویسنده برجسته این کشور تاریخچه‌ی آمیختگی قومی را بررسی می‌کند. توکارچوک ابتدا روانشناسی خوانده بود و به کار با معتادین به مواد و الکل می‌پرداخت. اما بعد از گذشت چند سال احساس آسیب شدید کرد و گفت: «من روان‌رنجورتر از آن هستم که یک روان‌درمانگر باشم.» به نویسندگی روی آورد و متوجه چندپارگی فرهنگی لهستان و گذشته پردرد آن شد و در کتاب‌هایش تاریخ لهستان را کاوید. او حالا به چیزی تبدیل شده است که خود به آن می‌گوید: «روان‌درمانگر گذشته»

کشتنِ تاریخ

بورسا در رمان خود موقعیتی راسکولنیکفی را بدون مکافات و عذاب وجدان بازتولید می‌کند. آن‌چه رمان «کشتن عمه خانم» را از رمان‌های مشابه دیگر، نظیر جنایت و مکافات، سه روز و یک زندگی (پی‌یر لومتر) و تبر (دانلد ای. وست لیک) جدا می‌کند، همین عدم وجود حس گناه است. همزاد و نزدیک‌ترین شخصیت به قاتل این رمان، مورسو قهرمان رمان بیگانه آلبر کامو است. با این وجود متن بورسا، بیشتر از این که به داستایوفسکی یا کامو شبیه باشد، به لحاظ مسخ شخصیتی که در داستان رخ می‌دهد به متنی کافکایی نزدیک است.