
برچسب: ادبیات ایران
این مقاله را ۱ نفر پسندیده اند


تهران در ادبیات داستانی ما
مشهور است که شهر در ادبیات ما شخصیت نمیشود و اغلب نقش پسزمینه را بازی میکند اما به هرحال تصویر تهران از دیرباز در ادبیات داستانیمان قابل پیگیری است. در این نوشته بدون ادعای «تمامشماری» و «جامعنگری»، از میان داستانها و رمانهای قدیم و جدید، دست به تکهخوانی زدهایم تا تصویر و روایت تهران را در متون ادبی مرور کنیم.

صد سال داستاننویسی ایران: دیدگاهها و روشها
صد سال داستاننویسی ایران بیتردید کاری ارزشمند و سترگ و محصول پژوهشی روشمند و دقیق است. اما نویسنده با چه دیدگاهی به ارزیابی آثار ادبی چندین دهه از ادبیات داستانی فارسی پرداخته است. دیگر اینکه تفاوت نقد ادبی با تاریخ ادبیات چیست و حسن میرعابدینی در این کتاب در کجای این دو رویکرد ایستاده است.

مخاطب داستان فارسی دوست دارد؟
بسیاری عقیده دارند داستان فارسی نه بین خوانندگان محبوبیت چندانی دارد و نه ناشران تمایل به سرمایهگذاری برای چاپش دارند. بررسی آماری دقیقی از این ماجرا وجود ندارد. اما میتوان آن را از زاویههای متفاوتی نگاه کرد و به بازار آن مثل هر محصول فرهنگی دیگری نگاه کرد.

مهمترین چالشم شکستن تصویر کلیشهای پلیس بود
لاله زارع با نوشتن کتاب جمجمه جوان در ژانر پلیسی مخاطبان گستردهای پیدا کرد گرچه پیش از آن نیز با نام مستعار «مژگان زارع» چند رمان عاشقانه نوشته بود. دومین رمان پلیسی او به نام بی تابوت هم در سال ۹۷ به چاپ رسید.
با او درباره ادبیات جنایی و به ویژه پلیسی که دو کتاب خودش از آن زمره است گفتوگو کردیم.





روایتِ یک اپیدمی
کلیت رمان کاج زدگی جدال با مرگ نابهنگام است در کشوری ناشناس و زمانی نامشخص، به سبک و سیاق داستانهای علمی_تخیلی. داستانهایی که پیرو رئالیسم نباشند در ادبیات فارسی شانس چندانی برای دیده شدن ندارند، هرچند تعدد عنوان و تکرار چاپ آثار ترجمه شده نشان میدهد که استقبال از ژانر فانتزی یا علمی_تخیلی کم نیست اما نمونههای فارسی آن تاکنون اقبال درخوری نیافتهاند. یکی از این موانع را شاید بتوان بیاعتمادی خواننده دانست.

داستان حکایت سوختن سرو به فارمد
داستان حکایت سوختن سرو به فارمد

تهران در ادبیات داستانی ما
مشهور است که شهر در ادبیات ما شخصیت نمیشود و اغلب نقش پسزمینه را بازی میکند اما به هرحال تصویر تهران از دیرباز در ادبیات داستانیمان قابل پیگیری است. در این نوشته بدون ادعای «تمامشماری» و «جامعنگری»، از میان داستانها و رمانهای قدیم و جدید، دست به تکهخوانی زدهایم تا تصویر و روایت تهران را در متون ادبی مرور کنیم.

صد سال داستاننویسی ایران: دیدگاهها و روشها
صد سال داستاننویسی ایران بیتردید کاری ارزشمند و سترگ و محصول پژوهشی روشمند و دقیق است. اما نویسنده با چه دیدگاهی به ارزیابی آثار ادبی چندین دهه از ادبیات داستانی فارسی پرداخته است. دیگر اینکه تفاوت نقد ادبی با تاریخ ادبیات چیست و حسن میرعابدینی در این کتاب در کجای این دو رویکرد ایستاده است.

مخاطب داستان فارسی دوست دارد؟
بسیاری عقیده دارند داستان فارسی نه بین خوانندگان محبوبیت چندانی دارد و نه ناشران تمایل به سرمایهگذاری برای چاپش دارند. بررسی آماری دقیقی از این ماجرا وجود ندارد. اما میتوان آن را از زاویههای متفاوتی نگاه کرد و به بازار آن مثل هر محصول فرهنگی دیگری نگاه کرد.

مهمترین چالشم شکستن تصویر کلیشهای پلیس بود
لاله زارع با نوشتن کتاب جمجمه جوان در ژانر پلیسی مخاطبان گستردهای پیدا کرد گرچه پیش از آن نیز با نام مستعار «مژگان زارع» چند رمان عاشقانه نوشته بود. دومین رمان پلیسی او به نام بی تابوت هم در سال ۹۷ به چاپ رسید.
با او درباره ادبیات جنایی و به ویژه پلیسی که دو کتاب خودش از آن زمره است گفتوگو کردیم.

قیدار
قیدار

داش آکل
داش آکل

بازگشت ماهیهای پرنده
بازگشت ماهیهای پرنده

رابعه
رابعه

روایتِ یک اپیدمی
کلیت رمان کاج زدگی جدال با مرگ نابهنگام است در کشوری ناشناس و زمانی نامشخص، به سبک و سیاق داستانهای علمی_تخیلی. داستانهایی که پیرو رئالیسم نباشند در ادبیات فارسی شانس چندانی برای دیده شدن ندارند، هرچند تعدد عنوان و تکرار چاپ آثار ترجمه شده نشان میدهد که استقبال از ژانر فانتزی یا علمی_تخیلی کم نیست اما نمونههای فارسی آن تاکنون اقبال درخوری نیافتهاند. یکی از این موانع را شاید بتوان بیاعتمادی خواننده دانست.