برچسب: ادبیات افغانستان

دختر ترکستانی

در حسرت تو آواره‌ترینم

«دختر ترکستانی» مجموعه‌ای از هفت داستان کوتاه است. هفت داستان با نام‌هایی زنانه: قیمت، خجسته، گندم، دختر ترکستانی، شکردخت، حواگل و شکریه. طرح جلد کتاب نیم‌رخ زنی است که ترکیب رنگش یادآور سه رنگ پرچم سابق کشور افغانستان است: زنی با لباس سبز، روسری سیاه و سربند و قلب کوچک قرمزرنگی که به جای چشم نشسته و به تو می‌گوید که قرار است با مجموعه‌ای عاشقانه روبه‌رو شوی. شخصیت اول تمام هفت داستان این مجموعه مردان افغانستانی هستند. مردانی که در مرکزیت زندگی آنان زنی افغانستانی قرار دارد (همان زنی که نامش بر پیشانی داستان است). زنانی که انگیزه‌ی اصلی کنش‌های مردان‌اند.

افغانستان

5 سفرنامه به افغانستان

سفرنامه‌ها یکی از راه‌های آشنایی با کشورهای مختلف هستند. با معرفی 5سفرنامه که هر کدام از وجوه مختلفی نوشته شده‌اند، می‌توان آشنایی متفاوتی با کشور افغانستان پیدا کرد.

زمین زهری

قصه‌ی ماین‌گیر دره‌ی ماین‌خیز

«زمین زهری» را می‌توان مانیفست محمدآصف سلطان‌زاده در مورد سرزمین افغانستان نامید. مانیفستی که آن را ریخته در قالب یک داستان دراماتیک. داستان مردی افغانستانی که از سال ۲۰۰۱ مشغول خنثی کردن مین (یا با تلفظ افغان‌ها: ماین) در سرزمینش است. مین برای او وجهی نمادین از سرزمین افغانستان می‌شود. مین‌هایی ساخته‌ی همه‌ی کشورهای جهان که گویی هر فرد افغانستانی چند تایی سهم از آن‌ها دارد. و از مین‌ها می‌رسد به رنج سرزمین افغانستان. کاش داستان همان‌طور که شکل یافته بود، پایان هم می‌یافت و در سی صفحه پایانی به بیانیه نویسنده ختم نمی‌شد.

خدایان منسوخ

نگاهی جامعه‌شناختی به «خدایان منسوخ»

تاریخِ افغانستان، چرخه‌ی تکرار خشونت و جنگ است. درگیری‌های قومی، خشونت‌های مذهبی، لشکرکشی قدرت‌های بزرگ و نبردهای درون‌گروهی شیرازه و بن‌مایه تاریخ افغانستان را تشکیل می‌دهند. از همین‌روست که یک تاریخ‌نویس روسی ادعا می‌کند هرج‌ومرج و بی‌ثباتی و خشونت‌گستری تاریخ افغانستان را اساس گذاشته است. خدایان منسوخ آخرین نوشته‌ی سیامک هروی درواقع همین قدامت تاریخی خشونت اکنون را روایت می‌کند. شمشیر خون‌پوش ابوذر در اکنون سر می‌برد، در گذشته سر بریده و همیشه بران و تیز است. ابومسلم خراسانی نویسنده جوان افغانستانی با نگاهی جامعه‌شناختی به بررسی رمان خدایان منسوخ نشسته است.

قصه زریاب، از زبان روزنامه هشت صبح افغانستان

محمد اعظم رهنورد زریاب نویسنده افغانستانی در ۷۶ سالگی در کابل چشم از جهان فرو بست. سیروس علی‌نژاد درباره او نوشته بود: «من وقتی به زریاب فکر می‌کنم، او را نویسنده‌ای از کشور همسایه نمی‌بینم. نویسنده‌ای از دشت پهناور زبان فارسی می‌بینم که وسعت آن از یک کشور و دو کشور فراتر است. هرچند بیشتر از همه در نوشته‌ها و کارها و گفتگوها همواره دغدغه افغانستان داشت.»
پس از درگذشت او فراوان درموردش نوشتند. اما ترجیح دادیم از زبان نویسندگان هموطنش درباره او بیشتر بخوانیم. به همین منظور بخش‌هایی از ویژه‌نامه روزنامه هشت صبح افغانستان در بزرگداشت این نویسنده مشهور را گلچین کرده‌ایم و در پایان می‌توانید فایل پی‌دی‌اف این ویژه‌نامه را هم دانلود کنید.

مروری بر جهان گفتمانی استاد رهنورد زریاب

جمعه ۲۳ آذرماه محمداعظم رهنورد زریاب از بزرگان ادبیات افغانستان درگذشت. نام استاد زریاب برای مخاطبین ادبیات در ایران ناآشنا نبود. ارتباط بین جامعه ادبی ایران و او همواره برقرار و دوستانه بوده است. رهنورد زریاب سال ۱۳۲۳ در محله گذر ریکاخانه کابل به دنیا آمد و در نیوزلند و انگلستان تحصیل کرده بود و هم با دنیای مدرن آشنایی داشت و هم دل در گرو ادبیات کهن پارسی داشت. مجتبی نوروزی از دوستان و دوست‌داران استاد زریاب و رایزن فرهنگی سفارت ایران در افغانستان در این یادداشت جهان داستانی آثار رهنورد زریاب را بررسی کرده است. فقدان او لطمه بزرگی به ادبیات چه برای فارسی‌زبانان افغانستان و چه برای ایرانیان است.

افغانستان

دیگری بودن به روایت عالیه عطایی

چشم سگ مجموعه داستان رنگارنگی است؛ هم از حیث شخصیت‌های داستانی و هم از حیث جغرافیای وقوع حوادث داستان‌ها. مجموعه‌ای از ۷ داستان کوتاه که نخ مرئی «تهران» و نخ نامرئی «دیگری بودن» آن‌ها را به هم پیوسته می‌کند. تهران در مرکز وقایع اکثر داستان‌های «چشم سگ» قرار دارد. مهاجران افغانستانیِ داستان‌های چشم سگ توانمندند و مال و مکنت دارند اما درد دیگری بودن مهاجر نیازمند و توانمند نمی‌شناسد. دردی که هنر عالیه عطایی در داستان‌هایش توصیف آن بوده است.

افغانستان

ماهنامه‌ی نقد کتاب در افغانستان: «کتاب‌نامه»

سومین ویژه‌نامه «کتاب‌نامه»، کاری در قلمرو کتاب افغانستان شهریورماه امسال منتشر شده و از طریق فضای مجازی در دسترس علاقمندان فارسی‌زبان است. یادداشت ضیا قاسمی مدیر مسئول این مجله آغازگر مطالب است و مثل بسیاری سرمقاله‌های دیگر در این دوران به کرونا مربوط است. عنوان سرمقاله خود بیانگر داخل آن است: «گذر از بلا و ابتلا»

عتیق رحیمی

کمدی داستایوسکی

لعنت بر داستایوسکی دقیقا از صحنه‌ی جنایت شروع می‌شود. از لحظه‌ای که رسول تبر را بلند می‌کند و همانند راسکولنیکف پیرزن رباخوار را می‌کشد. لعنت بر داستایوسکی مانند جاده‌ای است که از کنار رودخانه‌ی جنایت و مکافات عبور می‌کند. سیر و روند همان سیر و روند رودخانه است. اما گاه مسیر جاده از رودخانه دور می‌شود و گاه نزدیک می‌شود. عتیق رحیمی بیش از تأکید بر شرح حالات یک وجدان بیدار پس از ارتکاب قتل، خواسته که سرنوشت جامعه‌ی افغانستان را در بستر وقایع جنایت و مکافات متبلور کند.

دختر ترکستانی

در حسرت تو آواره‌ترینم

«دختر ترکستانی» مجموعه‌ای از هفت داستان کوتاه است. هفت داستان با نام‌هایی زنانه: قیمت، خجسته، گندم، دختر ترکستانی، شکردخت، حواگل و شکریه. طرح جلد کتاب نیم‌رخ زنی است که ترکیب رنگش یادآور سه رنگ پرچم سابق کشور افغانستان است: زنی با لباس سبز، روسری سیاه و سربند و قلب کوچک قرمزرنگی که به جای چشم نشسته و به تو می‌گوید که قرار است با مجموعه‌ای عاشقانه روبه‌رو شوی. شخصیت اول تمام هفت داستان این مجموعه مردان افغانستانی هستند. مردانی که در مرکزیت زندگی آنان زنی افغانستانی قرار دارد (همان زنی که نامش بر پیشانی داستان است). زنانی که انگیزه‌ی اصلی کنش‌های مردان‌اند.

افغانستان

5 سفرنامه به افغانستان

سفرنامه‌ها یکی از راه‌های آشنایی با کشورهای مختلف هستند. با معرفی 5سفرنامه که هر کدام از وجوه مختلفی نوشته شده‌اند، می‌توان آشنایی متفاوتی با کشور افغانستان پیدا کرد.

زمین زهری

قصه‌ی ماین‌گیر دره‌ی ماین‌خیز

«زمین زهری» را می‌توان مانیفست محمدآصف سلطان‌زاده در مورد سرزمین افغانستان نامید. مانیفستی که آن را ریخته در قالب یک داستان دراماتیک. داستان مردی افغانستانی که از سال ۲۰۰۱ مشغول خنثی کردن مین (یا با تلفظ افغان‌ها: ماین) در سرزمینش است. مین برای او وجهی نمادین از سرزمین افغانستان می‌شود. مین‌هایی ساخته‌ی همه‌ی کشورهای جهان که گویی هر فرد افغانستانی چند تایی سهم از آن‌ها دارد. و از مین‌ها می‌رسد به رنج سرزمین افغانستان. کاش داستان همان‌طور که شکل یافته بود، پایان هم می‌یافت و در سی صفحه پایانی به بیانیه نویسنده ختم نمی‌شد.

خدایان منسوخ

نگاهی جامعه‌شناختی به «خدایان منسوخ»

تاریخِ افغانستان، چرخه‌ی تکرار خشونت و جنگ است. درگیری‌های قومی، خشونت‌های مذهبی، لشکرکشی قدرت‌های بزرگ و نبردهای درون‌گروهی شیرازه و بن‌مایه تاریخ افغانستان را تشکیل می‌دهند. از همین‌روست که یک تاریخ‌نویس روسی ادعا می‌کند هرج‌ومرج و بی‌ثباتی و خشونت‌گستری تاریخ افغانستان را اساس گذاشته است. خدایان منسوخ آخرین نوشته‌ی سیامک هروی درواقع همین قدامت تاریخی خشونت اکنون را روایت می‌کند. شمشیر خون‌پوش ابوذر در اکنون سر می‌برد، در گذشته سر بریده و همیشه بران و تیز است. ابومسلم خراسانی نویسنده جوان افغانستانی با نگاهی جامعه‌شناختی به بررسی رمان خدایان منسوخ نشسته است.

قصه زریاب، از زبان روزنامه هشت صبح افغانستان

محمد اعظم رهنورد زریاب نویسنده افغانستانی در ۷۶ سالگی در کابل چشم از جهان فرو بست. سیروس علی‌نژاد درباره او نوشته بود: «من وقتی به زریاب فکر می‌کنم، او را نویسنده‌ای از کشور همسایه نمی‌بینم. نویسنده‌ای از دشت پهناور زبان فارسی می‌بینم که وسعت آن از یک کشور و دو کشور فراتر است. هرچند بیشتر از همه در نوشته‌ها و کارها و گفتگوها همواره دغدغه افغانستان داشت.»
پس از درگذشت او فراوان درموردش نوشتند. اما ترجیح دادیم از زبان نویسندگان هموطنش درباره او بیشتر بخوانیم. به همین منظور بخش‌هایی از ویژه‌نامه روزنامه هشت صبح افغانستان در بزرگداشت این نویسنده مشهور را گلچین کرده‌ایم و در پایان می‌توانید فایل پی‌دی‌اف این ویژه‌نامه را هم دانلود کنید.

مروری بر جهان گفتمانی استاد رهنورد زریاب

جمعه ۲۳ آذرماه محمداعظم رهنورد زریاب از بزرگان ادبیات افغانستان درگذشت. نام استاد زریاب برای مخاطبین ادبیات در ایران ناآشنا نبود. ارتباط بین جامعه ادبی ایران و او همواره برقرار و دوستانه بوده است. رهنورد زریاب سال ۱۳۲۳ در محله گذر ریکاخانه کابل به دنیا آمد و در نیوزلند و انگلستان تحصیل کرده بود و هم با دنیای مدرن آشنایی داشت و هم دل در گرو ادبیات کهن پارسی داشت. مجتبی نوروزی از دوستان و دوست‌داران استاد زریاب و رایزن فرهنگی سفارت ایران در افغانستان در این یادداشت جهان داستانی آثار رهنورد زریاب را بررسی کرده است. فقدان او لطمه بزرگی به ادبیات چه برای فارسی‌زبانان افغانستان و چه برای ایرانیان است.

افغانستان

دیگری بودن به روایت عالیه عطایی

چشم سگ مجموعه داستان رنگارنگی است؛ هم از حیث شخصیت‌های داستانی و هم از حیث جغرافیای وقوع حوادث داستان‌ها. مجموعه‌ای از ۷ داستان کوتاه که نخ مرئی «تهران» و نخ نامرئی «دیگری بودن» آن‌ها را به هم پیوسته می‌کند. تهران در مرکز وقایع اکثر داستان‌های «چشم سگ» قرار دارد. مهاجران افغانستانیِ داستان‌های چشم سگ توانمندند و مال و مکنت دارند اما درد دیگری بودن مهاجر نیازمند و توانمند نمی‌شناسد. دردی که هنر عالیه عطایی در داستان‌هایش توصیف آن بوده است.

افغانستان

ماهنامه‌ی نقد کتاب در افغانستان: «کتاب‌نامه»

سومین ویژه‌نامه «کتاب‌نامه»، کاری در قلمرو کتاب افغانستان شهریورماه امسال منتشر شده و از طریق فضای مجازی در دسترس علاقمندان فارسی‌زبان است. یادداشت ضیا قاسمی مدیر مسئول این مجله آغازگر مطالب است و مثل بسیاری سرمقاله‌های دیگر در این دوران به کرونا مربوط است. عنوان سرمقاله خود بیانگر داخل آن است: «گذر از بلا و ابتلا»

عتیق رحیمی

کمدی داستایوسکی

لعنت بر داستایوسکی دقیقا از صحنه‌ی جنایت شروع می‌شود. از لحظه‌ای که رسول تبر را بلند می‌کند و همانند راسکولنیکف پیرزن رباخوار را می‌کشد. لعنت بر داستایوسکی مانند جاده‌ای است که از کنار رودخانه‌ی جنایت و مکافات عبور می‌کند. سیر و روند همان سیر و روند رودخانه است. اما گاه مسیر جاده از رودخانه دور می‌شود و گاه نزدیک می‌شود. عتیق رحیمی بیش از تأکید بر شرح حالات یک وجدان بیدار پس از ارتکاب قتل، خواسته که سرنوشت جامعه‌ی افغانستان را در بستر وقایع جنایت و مکافات متبلور کند.