برچسب: ادبیات آمریکای لاتین

گابریل گارسیا مارکز

گابریل گارسیا مارکز: اولین داستانِ من

خواندن روایت یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر از اولین باری که جرات می‌کند و داستانش را برای نشریه‌ای ادبی می‌فرستد همیشه جالب است. زمانی که او دانشجویی جوان است که عصرها و شب‌هایش را در کافه‌هایی که میعادگاه روشنفکران و نویسندگان کلمبیایی است می‌گذراند و با خواندن «مسخ» کافکا انگار مسخ می‌شود و تصمیم می‌گیرد داستانی بنویسد که همان اندازه خوب باشد. مارکز در این مقاله که در سپتامبر 2003 در نیویورکر منتشر شده، ماجرای شک و تردید و جسارت توامانش برای ارائه داستانش را نوشته است.

حکایتِ واقعیت‌بخشیدنِ تخیل

اگر شما از آن دسته خواننده‌هایی هستید که به محض شنیدن ادبیاتِ آمریکای لاتین، تنها رمان‌هایی را به‌خاطر می‌آورید که پر از جادو و اعمال خارق‌العاده است، بدون شک لازم است کتاب «روبرتو گونسالِس اِچِوارّیا» با نام «ادبیات مدرن آمریکای لاتین» را بخوانید. کتاب ادبیات مدرن آمریکای لاتین اِچِوارّیا را می‌توان، حکایتِ واقعیت‌بخشیدن از طریق تخیل نام نهاد. نوشتار نویسند‌گان آمریکای لاتین، کشورهای مستعمره‌ی آن را از طریق تخیل ادبی هم به استقلال رساند و هم آن را به واقعیتی انکارناپذیر در سطح بین‌الملل بدل کرد.

خورخه لوییس بورخس

بورخس: در دنیایی دیگر خواهم بود

مارک چایلدرس روزنامه‌نگار آمریکایی می‌نویسد: وقتی من و دوستم چارلز مک‌نایر نویسنده بزرگ آرژانتینی، خورخه لوئیس بورخس را در نیواورلئانز ملاقات کردیم، او 82 ساله بود. ما، رمان‌نویسانی بلندپرواز، از آثار رئالیسم جادویی نویسندگان آمریکای لاتین مست بودیم. داستان‌های درهم فشرده و رمزنگاری شده بورخس، مثل «Tlön, Uqbar, Orbis Tertius » و «باغ گذرگاه‌های هزارپیچ»[1] زیتون‌های مارتینی لاتین ما بودند. این مصاحبه در 23 اوت سال 2021 در لس‌آنجلس ریویو آو بوکز منتشر شده است.

بورخس

تانگو با داستان‌پردازِ تنبلِ عالِم

تاریخچه‌ی تانگو نام مقاله‌ی‌ بورخس است که در ابتدای کتاب آمده و مقاله/داستانی است درباره‌ی ‌تاریخچه تانگو که بورخس سعی می‌کند ردپای این سنت قدیمی آمریکای لاتین را از میان صحبت‌های قدیمی‌ها و تحقیق پژوهشگران پیدا ‌کند و از چند منظر به آن بنگرد. اما این فقط مقاله اول کتاب است و باقی کتاب به گفت‌وگوهای عمومی بورخس در دانشگاه‌ها، سه نقد فیلم، مصاحبه با همسر بورخس و یک مقاله اختصاص دارد. به قول خود بورخس او بیشتر از آنکه اهل قرن بیستم باشد، اهل قرن نوزدهم است و در آن تاریخ سیر می‌کند. بورخس می‌گوید که داستان‌هایش پیامی ندارد؛ اما شاید همین هم بزرگ‌ترین پیام داستان‌هایش باشد!

یوسا

ماریو بارگاس یوسا در هشتادوپنج سالگی

ماریو بارگاس یوسا از معدود غول‌های زنده ادبیات آمریکای لاتین است. از دوران موسوم به «انفجار» ادبیات آمریکای جنوبی و از نسل گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس، خولیو کورتاسار، ارنستو ساباتو و غیره. یوسا اما در هشتادوچهارسالگی با «روزگار سخت» بازگشتی دوباره به دنیای ادبیات داشت. رمانی که داستانش در گواتمالا و پیرامون کودتای سال 1954 در آن کشور می‌گذرد. به مناسبت ترجمه شدن این کار نگاهی هرچند ناکافی انداخته‌ایم به یوسا و چند کار از او.

یوسا

چرا یوسا به گواتمالا نگاه انداخته است؟

ماریو بارگاس یوسا در رمان «روزگار سخت» که آن را در هشتاد و چهارسالگی نوشته، یک بار دیگر دست به تلفیقی از تاریخ آمریکای لاتین و شیوه داستان‌گویی خودش می‌زند. این بار به گواتمالا رفته و با زنده کردن اتفاقات سیاسی دهه پنجاه آن کشور شکست سیاست‌های اصلاحگرانه در گواتمالا را بازخوانی می‌کند و این شکست را سرچشمه دوقطبی شدید بعدی در منطقه بین دیکتاتورهای نظامی و جوانان چپ‌گرا می‌داند.

یوسا

چرا یوسا؟

چرا ادبیات؟ مجموعه‌ای از سه مطلب و یک گفتگو از ماریو بارگاس یوساست. مجموعه‌ای که گرچه دادن اطلاعات تکمیلی درباره مطالبش می‌توانست جذابترش کند اما به همین شکل نیز نه تنها برای علاقمندان به یوسا خواندنی است بلکه برای مخاطب ایرانی نیز نکات آشنا و قابل تأملی دارد.

یوسا

یک مصاحبه با یوسا: امروز دشمن دموکراسی از درون خود آن بیرون می‌آید

مصاحبه‌های ماریو بارگاس یوسا نویسنده شهیر پرویی معمولا سیاسی‌اند. همیشه هم همینطور بوده. این روزها نگرانی اصلی یوسا چیست و به نظرش جهان به کدام سمتِ اشتباه می‌رود؟
یوسا که از معدود نویسندگان غیرچپ‌گرای آمریکای لاتین است، نگران حاکم شدن فرهنگ تصویری به جای کتاب و فرهنگ نوشتار است. او معتقد است نه تنها در جهان سوم، که از قضا خصوصاً در جهان اول روز به روز مصرف کردن تصویر به جای درنگ در متن دارد حاکم می‌شود و برآمدن دولت ترامپ در ایالات متحده را نتیجه عینی این تغییر فرهنگی می‌داند. او امروز بیشتر از آن‌که نگران دیکتاتوری یا کمونیسم باشد، نگران پوپولیسم است و معتقد است دشمن دموکراسی از درون خود آن بیرون می‌آید.

ساباتو

ساباتو، قهرمانان و گورها

کدام سرزمین است که قهرمانان و گورهای‌شان را در میان خاک خود پنهان نکرده باشد، انسان‌هایی که روزهای هولناکی از زندگی‌شان تنها می‌شوند. آن زمان چه می‌گویند، چه می‌کنند. تنهایی یعنی، آن‌گاه که همه نقاب‌ها از چهره می‌افتند و انسان باور می‌کند که هیچ‌کس، مطلقاً هیچ‌کس او را نمی‌پاید، نمی‌بیند، نمی‌شنود.
ارنستو ساباتو، حرف‌های ژرف و لایه‌های پیچیده‌ی درون انسان را کلمه می‌کند تا خاک سرزمین پهناورش آرژانتین را، و خون‌های ریخته و مردمان زیسته بر آن را وصف کند.

پدرو پارامو

پرسه در شهر ارواح

جهان پدرو پارامو برزخی جهنمی است که اهالی‌اش میان گذشته، حال و آینده سرگردانند؛ جان‌هایی مستأصل و بلاتکلیف که در حسرت آمرزش‌اند اما جبر و ناچاری سرنوشت دیگری برای‌شان رقم زده است. پدرو پارامو داستان سفری بی‌بازگشت به‌بهانه‌ی جست‌وجوی هویت گم‌شده و کشف رازی است که بهایی سنگین دارد؛ امتزاجی از اسطوره و خیال و واقعیت که یکی از بهترین رمان‌های قرن بیستم را خلق کرده است.

گابریل گارسیا مارکز

گابریل گارسیا مارکز: اولین داستانِ من

خواندن روایت یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر از اولین باری که جرات می‌کند و داستانش را برای نشریه‌ای ادبی می‌فرستد همیشه جالب است. زمانی که او دانشجویی جوان است که عصرها و شب‌هایش را در کافه‌هایی که میعادگاه روشنفکران و نویسندگان کلمبیایی است می‌گذراند و با خواندن «مسخ» کافکا انگار مسخ می‌شود و تصمیم می‌گیرد داستانی بنویسد که همان اندازه خوب باشد. مارکز در این مقاله که در سپتامبر 2003 در نیویورکر منتشر شده، ماجرای شک و تردید و جسارت توامانش برای ارائه داستانش را نوشته است.

حکایتِ واقعیت‌بخشیدنِ تخیل

اگر شما از آن دسته خواننده‌هایی هستید که به محض شنیدن ادبیاتِ آمریکای لاتین، تنها رمان‌هایی را به‌خاطر می‌آورید که پر از جادو و اعمال خارق‌العاده است، بدون شک لازم است کتاب «روبرتو گونسالِس اِچِوارّیا» با نام «ادبیات مدرن آمریکای لاتین» را بخوانید. کتاب ادبیات مدرن آمریکای لاتین اِچِوارّیا را می‌توان، حکایتِ واقعیت‌بخشیدن از طریق تخیل نام نهاد. نوشتار نویسند‌گان آمریکای لاتین، کشورهای مستعمره‌ی آن را از طریق تخیل ادبی هم به استقلال رساند و هم آن را به واقعیتی انکارناپذیر در سطح بین‌الملل بدل کرد.

خورخه لوییس بورخس

بورخس: در دنیایی دیگر خواهم بود

مارک چایلدرس روزنامه‌نگار آمریکایی می‌نویسد: وقتی من و دوستم چارلز مک‌نایر نویسنده بزرگ آرژانتینی، خورخه لوئیس بورخس را در نیواورلئانز ملاقات کردیم، او 82 ساله بود. ما، رمان‌نویسانی بلندپرواز، از آثار رئالیسم جادویی نویسندگان آمریکای لاتین مست بودیم. داستان‌های درهم فشرده و رمزنگاری شده بورخس، مثل «Tlön, Uqbar, Orbis Tertius » و «باغ گذرگاه‌های هزارپیچ»[1] زیتون‌های مارتینی لاتین ما بودند. این مصاحبه در 23 اوت سال 2021 در لس‌آنجلس ریویو آو بوکز منتشر شده است.

بورخس

تانگو با داستان‌پردازِ تنبلِ عالِم

تاریخچه‌ی تانگو نام مقاله‌ی‌ بورخس است که در ابتدای کتاب آمده و مقاله/داستانی است درباره‌ی ‌تاریخچه تانگو که بورخس سعی می‌کند ردپای این سنت قدیمی آمریکای لاتین را از میان صحبت‌های قدیمی‌ها و تحقیق پژوهشگران پیدا ‌کند و از چند منظر به آن بنگرد. اما این فقط مقاله اول کتاب است و باقی کتاب به گفت‌وگوهای عمومی بورخس در دانشگاه‌ها، سه نقد فیلم، مصاحبه با همسر بورخس و یک مقاله اختصاص دارد. به قول خود بورخس او بیشتر از آنکه اهل قرن بیستم باشد، اهل قرن نوزدهم است و در آن تاریخ سیر می‌کند. بورخس می‌گوید که داستان‌هایش پیامی ندارد؛ اما شاید همین هم بزرگ‌ترین پیام داستان‌هایش باشد!

یوسا

ماریو بارگاس یوسا در هشتادوپنج سالگی

ماریو بارگاس یوسا از معدود غول‌های زنده ادبیات آمریکای لاتین است. از دوران موسوم به «انفجار» ادبیات آمریکای جنوبی و از نسل گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس، خولیو کورتاسار، ارنستو ساباتو و غیره. یوسا اما در هشتادوچهارسالگی با «روزگار سخت» بازگشتی دوباره به دنیای ادبیات داشت. رمانی که داستانش در گواتمالا و پیرامون کودتای سال 1954 در آن کشور می‌گذرد. به مناسبت ترجمه شدن این کار نگاهی هرچند ناکافی انداخته‌ایم به یوسا و چند کار از او.

یوسا

چرا یوسا به گواتمالا نگاه انداخته است؟

ماریو بارگاس یوسا در رمان «روزگار سخت» که آن را در هشتاد و چهارسالگی نوشته، یک بار دیگر دست به تلفیقی از تاریخ آمریکای لاتین و شیوه داستان‌گویی خودش می‌زند. این بار به گواتمالا رفته و با زنده کردن اتفاقات سیاسی دهه پنجاه آن کشور شکست سیاست‌های اصلاحگرانه در گواتمالا را بازخوانی می‌کند و این شکست را سرچشمه دوقطبی شدید بعدی در منطقه بین دیکتاتورهای نظامی و جوانان چپ‌گرا می‌داند.

یوسا

چرا یوسا؟

چرا ادبیات؟ مجموعه‌ای از سه مطلب و یک گفتگو از ماریو بارگاس یوساست. مجموعه‌ای که گرچه دادن اطلاعات تکمیلی درباره مطالبش می‌توانست جذابترش کند اما به همین شکل نیز نه تنها برای علاقمندان به یوسا خواندنی است بلکه برای مخاطب ایرانی نیز نکات آشنا و قابل تأملی دارد.

یوسا

یک مصاحبه با یوسا: امروز دشمن دموکراسی از درون خود آن بیرون می‌آید

مصاحبه‌های ماریو بارگاس یوسا نویسنده شهیر پرویی معمولا سیاسی‌اند. همیشه هم همینطور بوده. این روزها نگرانی اصلی یوسا چیست و به نظرش جهان به کدام سمتِ اشتباه می‌رود؟
یوسا که از معدود نویسندگان غیرچپ‌گرای آمریکای لاتین است، نگران حاکم شدن فرهنگ تصویری به جای کتاب و فرهنگ نوشتار است. او معتقد است نه تنها در جهان سوم، که از قضا خصوصاً در جهان اول روز به روز مصرف کردن تصویر به جای درنگ در متن دارد حاکم می‌شود و برآمدن دولت ترامپ در ایالات متحده را نتیجه عینی این تغییر فرهنگی می‌داند. او امروز بیشتر از آن‌که نگران دیکتاتوری یا کمونیسم باشد، نگران پوپولیسم است و معتقد است دشمن دموکراسی از درون خود آن بیرون می‌آید.

ساباتو

ساباتو، قهرمانان و گورها

کدام سرزمین است که قهرمانان و گورهای‌شان را در میان خاک خود پنهان نکرده باشد، انسان‌هایی که روزهای هولناکی از زندگی‌شان تنها می‌شوند. آن زمان چه می‌گویند، چه می‌کنند. تنهایی یعنی، آن‌گاه که همه نقاب‌ها از چهره می‌افتند و انسان باور می‌کند که هیچ‌کس، مطلقاً هیچ‌کس او را نمی‌پاید، نمی‌بیند، نمی‌شنود.
ارنستو ساباتو، حرف‌های ژرف و لایه‌های پیچیده‌ی درون انسان را کلمه می‌کند تا خاک سرزمین پهناورش آرژانتین را، و خون‌های ریخته و مردمان زیسته بر آن را وصف کند.

پدرو پارامو

پرسه در شهر ارواح

جهان پدرو پارامو برزخی جهنمی است که اهالی‌اش میان گذشته، حال و آینده سرگردانند؛ جان‌هایی مستأصل و بلاتکلیف که در حسرت آمرزش‌اند اما جبر و ناچاری سرنوشت دیگری برای‌شان رقم زده است. پدرو پارامو داستان سفری بی‌بازگشت به‌بهانه‌ی جست‌وجوی هویت گم‌شده و کشف رازی است که بهایی سنگین دارد؛ امتزاجی از اسطوره و خیال و واقعیت که یکی از بهترین رمان‌های قرن بیستم را خلق کرده است.