برچسب: ادبیات آلمانی

مرگ

جایشان خالی است

داستا‌ن‌های «تمام چیزهایی که جایشان خالی است» همگی لحنی ساده و سنگین دارند، اتفاق شوکه‌کننده یا غیرمنتظره‌ای را روایت نمی‌کنند، اما اندوه مرگ‌باری در میان شخصیت‌ها موج می‌زند. تمام چیزهای که جایشان خالی است، وقتی بودند آن‌قدرها هم به چشم نمی‌آمدند. آدمیزاد است دیگر، تا وقتی چیزی یا کسی را از دست ندهیم، قدرش را نمی‌دانیم. اما وای به روزی که جایشان خالی شود؛ ادامه‌ی زندگی برایمان پوچ و بی‌معنی می‌شود و مدت‌ها طول می‌کشد تا به نبودش عادت کنیم. این مجموعه داستان، درباره فقدان آدم‌هاست. درباره جای خالی‌شان در قلب.

گذشتن مرگ بر جهان آندریاس پوم

اگر عصیان نکنیم علیه آنچه باور کور ما را ابزار سرکوب می‌کند، عصیان نکنیم علیه آنچه ما را مقصر اصلی دردها، رنج‌ها، شکست‌ها و ظلمی می‌داند که ناغافل در حق‌مان روا دانسته می‌شود و عصیان نکنیم علیه هیولای کوچک مغروری که در سینه‌مان دست به کمر ایستاده و با توهم برتری فردی، «ما بودن» را از ما می‌گیرد، نه تنها «پا»ی رفتنمان را از دست می‌دهیم، که مدالی هم بر سینه‌مان آویخته نخواهد ماند.

 

 

یوزف وینکلر

وقت رفتن، روایتی درباره مرگ و خاطره

یوزف وینکلر با وجود نفرتی که از زادگاهش دارد هیچ‌گاه نتوانسته از آن آزاد شود. این را از رمان وقت رفتن که گفته می‌شود شخصیت اصلی‌اش ماکسیملیان از روی شخصیت خود نویسنده خلق شده، به خوبی می‎توان فهمید. وینکلر پس از مدتی زندگی در ایتالیا و هند، برای نوشتن این رمان، با شجاعت به زادگاهش، یعنی جایی که از آن تنفر داشته باز می‌گردد و مانند یک طبیب دردهای جامعه‌اش را بررسی می‌کند. مزد شجاعت این نویسنده رمانی است که مورد توجه علاقمندان به ادبیات در سرتاسر جهان قرار گرفته است.

 

اووه تیم

چه چیزی تو را به جهان وصل می‌کند؟

روزگاری بود که ادویه کاری تنها در هندوستان پیدا می‌شد و تنها کسانی آن را چشیده بودند که یا آن‌قدر ماجراجو باشند که تا هند بروند و یا آنقدر ثروتمند که بتوانند چنین ادویه گرانی را از تاجران بخرند. بعدتر، کاری هم مثل چیزهای دیگر، به تمام جهان عرضه شد و وجه متمایز و جادویی‌اش را از دست داد. در جهت مخالف، نویسندگانی مثل اووه تیم تلاش می‌کنند تاریخی را که بر آن‌ها و ملت آلمان رفته است، برای باقی جهان عمومی و در نتیجه قابل فهم کنند. کشف سوسیس کاری داستانی است که در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم در آلمان می‌گذرد.

داستان‌های کوتاه کافکا

درِ باز به اتاق تاریک

داستان‌های کوتاه کافکا مجموعه‌ای از آثار کافکا است که او به طور پراکنده در مجلات ادبی منتشر کرده، آثاری که پس از مرگش منتشر شدند و تمثیل‌ها و پارادوکس‌ها. از این مجموعه داستان نسبتاً بلند «مسخ» را انتخاب کرده‌ام تا به قول نابوکوف از پوسته‌ی «فانتزی حشره‌ای» آن فراتر بروم و کمی آن را بشکافم. «مسخ»؛ این داستان خانوادگی با چاشنی قصه‌های کارمندی.

فرانتس کافکا و آنچه از او باقی ماند

فرانتس کافکا (۱۹۲۴-۱۸۸۳) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم میلادی است. او به نزدیک‌ترین دوست خود ماکس برود وصیت کرده بود که تمام آثارش را پس از مرگش ترجیحاً نخوانده بسوزاند. ماکس برود اما از این خواسته سرپیچی کرد و امروز بیشتر آثار کافکا در دسترس ماست. پرآوازه‌ترین آثار کافکا، داستان بلند «مسخ»، رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر هستند. علاوه بر این سه اثر، در این پرونده ما به نقد و معرفی امریکای ناتمام او هم پرداخته‌ایم. درباره‌ی زبان، زادگاه و سبک او مقالاتی نوشته‌ایم، اصطلاح «کافکایی» را تشریح کرده‌ایم و  نقد و معرفی کتاب‌هایی را هم برای شناخت هرچه بهتر او و نوشته‌هایش برایتان گردآورده‌ایم. پرونده‌ی «کافکا» را در وینش بخوانید و برایمان از کافکاخوانی‌های خودتان در بخش کامنت‌ها بنویسید.

مجسمه کافکا

نوشتن به آلمانی در کانون ناسیونالیزم چک

امروز وقتی بازدیدکنندگان و توریست‌ها را به دیدن بناهایی در پراگ می‌برند که به نحوی به کافکا مربوط می‌شوند، در این باره که او به چه زبانی می‌نوشت، کمتر صحبتی به میان می‌آورند. او یک یهودی بود که در پراگ به دنیا آمد اما داستان‌ها و رمان‌ها و حتی نامه‌های خود را (جز موارد استثنایی اندک) نه به زبان چک می‌نوشت و نه به زبان عبری، بلکه به آلمانی می‌نوشت. تا‌ به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا؟

آمریکا

تمام آمریکای ناتمام

کارل روسمن، اهل آلمان، ۱۶ساله، وقتی زن خدمتکار از راه به درش کرد و از او باردار شد، خانواده‌اش او را سوار کشتی‌ کردند و به نیویورک فرستادند. این مقدمه‌ی داستان آمریکای کافکاست. کتابی هشت‌فصلی و البته ناتمام از دنیای سوررئال کافکا، از روزهای کارل در آمریکا. اگرچه  آمریکا در داستان  آمریکا ناتمام می‌ماند ولی خواننده می‌تواند هر روز و هر روز زندگی سیزیف‌وار کارل را پیش‌بینی کند. کارل تنهاست و این تنهایی می‌چسبد به تنهایی شخصیت‌های محاکمه و قصر تا به قول علی‌اصغر حداد، «تریلوژی تنهایی» کافکا را تشکیل دهند.

کافکا

گریزانیِ ناگزیر: درباره‌ی «قصر» فرانتس کافکا

قصر (۱۹۲۲) یکی از بحث‌برانگیزترین نوشته‌های فرانتس کافکا است. داستان درباره شش روز یا به تعبیر ماکس برود هفت روز اقامت نقشه‌بردار و مساحی به نام آقای کا در یک دهکده عجیب و غریب. اثری است که آنقدر تفسیربردار است که عملا تفسیرناپذیر از آب درآمده و این ویژگی از ذهن تفسیرگریزان نویسنده ناشی شده است. قصر نمونه‌ی کاملی از یک اثر است که هیچ تلاشی برای انتقال فرم خاصی از واقعیت نمی‌کند و در عوض در قالب طبیعت هزارتوی پیرنگ و تکه تکه کردن روایت، تصویری محو و مبهم از نمایشی کردن وقایع به دست می‌دهد.

کافکا

محاکمه درونی آقای یوزف کا

محاکمه، نقدی شگرف بر سیستمِ قضاییِ پیچیده‌ای است که گرچه تا حدی کارآمد است، اما ضعف‌هایی نیز دارد؛ «[…] زیرا بی‌آن‌که از او [یوزف کا.] خطایی سر زده باشد، یک روز صبح بازداشت شد.» آیا سیستمِ پیچیده‌ی قضا ایرادی دارد که چنین خطایی از آن سر زده؟ یا «محاکمه» تمثیلی است برای واکاویِ یک «سیستمِ» پیچیده‌ی دیگر، مثلاً روانِ انسان؟

مرگ

جایشان خالی است

داستا‌ن‌های «تمام چیزهایی که جایشان خالی است» همگی لحنی ساده و سنگین دارند، اتفاق شوکه‌کننده یا غیرمنتظره‌ای را روایت نمی‌کنند، اما اندوه مرگ‌باری در میان شخصیت‌ها موج می‌زند. تمام چیزهای که جایشان خالی است، وقتی بودند آن‌قدرها هم به چشم نمی‌آمدند. آدمیزاد است دیگر، تا وقتی چیزی یا کسی را از دست ندهیم، قدرش را نمی‌دانیم. اما وای به روزی که جایشان خالی شود؛ ادامه‌ی زندگی برایمان پوچ و بی‌معنی می‌شود و مدت‌ها طول می‌کشد تا به نبودش عادت کنیم. این مجموعه داستان، درباره فقدان آدم‌هاست. درباره جای خالی‌شان در قلب.

گذشتن مرگ بر جهان آندریاس پوم

اگر عصیان نکنیم علیه آنچه باور کور ما را ابزار سرکوب می‌کند، عصیان نکنیم علیه آنچه ما را مقصر اصلی دردها، رنج‌ها، شکست‌ها و ظلمی می‌داند که ناغافل در حق‌مان روا دانسته می‌شود و عصیان نکنیم علیه هیولای کوچک مغروری که در سینه‌مان دست به کمر ایستاده و با توهم برتری فردی، «ما بودن» را از ما می‌گیرد، نه تنها «پا»ی رفتنمان را از دست می‌دهیم، که مدالی هم بر سینه‌مان آویخته نخواهد ماند.

 

 

یوزف وینکلر

وقت رفتن، روایتی درباره مرگ و خاطره

یوزف وینکلر با وجود نفرتی که از زادگاهش دارد هیچ‌گاه نتوانسته از آن آزاد شود. این را از رمان وقت رفتن که گفته می‌شود شخصیت اصلی‌اش ماکسیملیان از روی شخصیت خود نویسنده خلق شده، به خوبی می‎توان فهمید. وینکلر پس از مدتی زندگی در ایتالیا و هند، برای نوشتن این رمان، با شجاعت به زادگاهش، یعنی جایی که از آن تنفر داشته باز می‌گردد و مانند یک طبیب دردهای جامعه‌اش را بررسی می‌کند. مزد شجاعت این نویسنده رمانی است که مورد توجه علاقمندان به ادبیات در سرتاسر جهان قرار گرفته است.

 

اووه تیم

چه چیزی تو را به جهان وصل می‌کند؟

روزگاری بود که ادویه کاری تنها در هندوستان پیدا می‌شد و تنها کسانی آن را چشیده بودند که یا آن‌قدر ماجراجو باشند که تا هند بروند و یا آنقدر ثروتمند که بتوانند چنین ادویه گرانی را از تاجران بخرند. بعدتر، کاری هم مثل چیزهای دیگر، به تمام جهان عرضه شد و وجه متمایز و جادویی‌اش را از دست داد. در جهت مخالف، نویسندگانی مثل اووه تیم تلاش می‌کنند تاریخی را که بر آن‌ها و ملت آلمان رفته است، برای باقی جهان عمومی و در نتیجه قابل فهم کنند. کشف سوسیس کاری داستانی است که در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم در آلمان می‌گذرد.

داستان‌های کوتاه کافکا

درِ باز به اتاق تاریک

داستان‌های کوتاه کافکا مجموعه‌ای از آثار کافکا است که او به طور پراکنده در مجلات ادبی منتشر کرده، آثاری که پس از مرگش منتشر شدند و تمثیل‌ها و پارادوکس‌ها. از این مجموعه داستان نسبتاً بلند «مسخ» را انتخاب کرده‌ام تا به قول نابوکوف از پوسته‌ی «فانتزی حشره‌ای» آن فراتر بروم و کمی آن را بشکافم. «مسخ»؛ این داستان خانوادگی با چاشنی قصه‌های کارمندی.

فرانتس کافکا و آنچه از او باقی ماند

فرانتس کافکا (۱۹۲۴-۱۸۸۳) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم میلادی است. او به نزدیک‌ترین دوست خود ماکس برود وصیت کرده بود که تمام آثارش را پس از مرگش ترجیحاً نخوانده بسوزاند. ماکس برود اما از این خواسته سرپیچی کرد و امروز بیشتر آثار کافکا در دسترس ماست. پرآوازه‌ترین آثار کافکا، داستان بلند «مسخ»، رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر هستند. علاوه بر این سه اثر، در این پرونده ما به نقد و معرفی امریکای ناتمام او هم پرداخته‌ایم. درباره‌ی زبان، زادگاه و سبک او مقالاتی نوشته‌ایم، اصطلاح «کافکایی» را تشریح کرده‌ایم و  نقد و معرفی کتاب‌هایی را هم برای شناخت هرچه بهتر او و نوشته‌هایش برایتان گردآورده‌ایم. پرونده‌ی «کافکا» را در وینش بخوانید و برایمان از کافکاخوانی‌های خودتان در بخش کامنت‌ها بنویسید.

مجسمه کافکا

نوشتن به آلمانی در کانون ناسیونالیزم چک

امروز وقتی بازدیدکنندگان و توریست‌ها را به دیدن بناهایی در پراگ می‌برند که به نحوی به کافکا مربوط می‌شوند، در این باره که او به چه زبانی می‌نوشت، کمتر صحبتی به میان می‌آورند. او یک یهودی بود که در پراگ به دنیا آمد اما داستان‌ها و رمان‌ها و حتی نامه‌های خود را (جز موارد استثنایی اندک) نه به زبان چک می‌نوشت و نه به زبان عبری، بلکه به آلمانی می‌نوشت. تا‌ به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا؟

آمریکا

تمام آمریکای ناتمام

کارل روسمن، اهل آلمان، ۱۶ساله، وقتی زن خدمتکار از راه به درش کرد و از او باردار شد، خانواده‌اش او را سوار کشتی‌ کردند و به نیویورک فرستادند. این مقدمه‌ی داستان آمریکای کافکاست. کتابی هشت‌فصلی و البته ناتمام از دنیای سوررئال کافکا، از روزهای کارل در آمریکا. اگرچه  آمریکا در داستان  آمریکا ناتمام می‌ماند ولی خواننده می‌تواند هر روز و هر روز زندگی سیزیف‌وار کارل را پیش‌بینی کند. کارل تنهاست و این تنهایی می‌چسبد به تنهایی شخصیت‌های محاکمه و قصر تا به قول علی‌اصغر حداد، «تریلوژی تنهایی» کافکا را تشکیل دهند.

کافکا

گریزانیِ ناگزیر: درباره‌ی «قصر» فرانتس کافکا

قصر (۱۹۲۲) یکی از بحث‌برانگیزترین نوشته‌های فرانتس کافکا است. داستان درباره شش روز یا به تعبیر ماکس برود هفت روز اقامت نقشه‌بردار و مساحی به نام آقای کا در یک دهکده عجیب و غریب. اثری است که آنقدر تفسیربردار است که عملا تفسیرناپذیر از آب درآمده و این ویژگی از ذهن تفسیرگریزان نویسنده ناشی شده است. قصر نمونه‌ی کاملی از یک اثر است که هیچ تلاشی برای انتقال فرم خاصی از واقعیت نمی‌کند و در عوض در قالب طبیعت هزارتوی پیرنگ و تکه تکه کردن روایت، تصویری محو و مبهم از نمایشی کردن وقایع به دست می‌دهد.

کافکا

محاکمه درونی آقای یوزف کا

محاکمه، نقدی شگرف بر سیستمِ قضاییِ پیچیده‌ای است که گرچه تا حدی کارآمد است، اما ضعف‌هایی نیز دارد؛ «[…] زیرا بی‌آن‌که از او [یوزف کا.] خطایی سر زده باشد، یک روز صبح بازداشت شد.» آیا سیستمِ پیچیده‌ی قضا ایرادی دارد که چنین خطایی از آن سر زده؟ یا «محاکمه» تمثیلی است برای واکاویِ یک «سیستمِ» پیچیده‌ی دیگر، مثلاً روانِ انسان؟