برچسب: اخوان ثالث

گزارش به خاک‌ سپاری اخوان ثالث

«از بیرون حرم اخوان را به روی دست‌ها به داخل حرم می‌برند و طواف می‌دهند و بر او نماز می‌گزارند و دوباره اخوان را به آمبولانس سفید برمی‌گردانند و به طرف آرامگاه فردوسی در «توس» می‌روند. جای او را از پیش آماده کرده‌اند. ظهر روز دوازدهم شهریور است، فصل گل‌های کوکب، پایان تابستان و آغاز پاییز و زمستان. به دروازه «توس» می‌رسند و اخوان باز بر روی موج دست‌هاست تا دور دوست بگردد و در کنار او آرام و قرار بیابد.» این بخشی از گزارشی است که علی اصغر موسوی در مجله خاوران نوشته و خاک‌سپاری اخوان را گزارش کرده است. لحن اندوهناک گزارش بعد از بیش سی سال هنوز تاثیرگذار است.

آخر شاهنامه

از فروغ فرخزاد: آخر شاهنامه

بله، فروغ فرخزاد نقد شعر هم نوشته است. بر مجموعه «آخر شاهنامه» اخوان ثالث، در آبان ماه 1339 در نشریه ایران آباد که به سردبیری محمود عنایت منتشر می‌شد. فروغ در ابتدای مطلبش از منتقدین ادبی انتقاد می‌کند که تنها دنبال نان قرض دادن به یکدیگر هستند و کپی کردن از فرنگی‌ها و به این مجموعه شعر قوی توجهی نشان نداده‌اند و او مجبور شده خودش دست به قلم بگیرد. فروغ درباره اخوان می‌نویسد: «کلمات زندگی امروز وقتی در شعر او، در کنار کلمات سنگین و مغرور گذشته می‌نشیند ناگهان تغییر ماهیت می‌دهند و قد می‌کشند و در یک‌دستی شعر اختلاف‌ها فراموش می‌شود. او از این نظر انسان را بی‌اختیار به یاد سعدی می‌اندازد.»

گزارش به خاک‌ سپاری اخوان ثالث

«از بیرون حرم اخوان را به روی دست‌ها به داخل حرم می‌برند و طواف می‌دهند و بر او نماز می‌گزارند و دوباره اخوان را به آمبولانس سفید برمی‌گردانند و به طرف آرامگاه فردوسی در «توس» می‌روند. جای او را از پیش آماده کرده‌اند. ظهر روز دوازدهم شهریور است، فصل گل‌های کوکب، پایان تابستان و آغاز پاییز و زمستان. به دروازه «توس» می‌رسند و اخوان باز بر روی موج دست‌هاست تا دور دوست بگردد و در کنار او آرام و قرار بیابد.» این بخشی از گزارشی است که علی اصغر موسوی در مجله خاوران نوشته و خاک‌سپاری اخوان را گزارش کرده است. لحن اندوهناک گزارش بعد از بیش سی سال هنوز تاثیرگذار است.

آخر شاهنامه

از فروغ فرخزاد: آخر شاهنامه

بله، فروغ فرخزاد نقد شعر هم نوشته است. بر مجموعه «آخر شاهنامه» اخوان ثالث، در آبان ماه 1339 در نشریه ایران آباد که به سردبیری محمود عنایت منتشر می‌شد. فروغ در ابتدای مطلبش از منتقدین ادبی انتقاد می‌کند که تنها دنبال نان قرض دادن به یکدیگر هستند و کپی کردن از فرنگی‌ها و به این مجموعه شعر قوی توجهی نشان نداده‌اند و او مجبور شده خودش دست به قلم بگیرد. فروغ درباره اخوان می‌نویسد: «کلمات زندگی امروز وقتی در شعر او، در کنار کلمات سنگین و مغرور گذشته می‌نشیند ناگهان تغییر ماهیت می‌دهند و قد می‌کشند و در یک‌دستی شعر اختلاف‌ها فراموش می‌شود. او از این نظر انسان را بی‌اختیار به یاد سعدی می‌اندازد.»