برچسب: آیشمن در اورشلیم

هانا آرنت

آرنت، محاکمه آیشمن و تفکر درباره شرّ

با شروع محاکمه آیشمن در اسراییل، هانا آرنت متفکر آلمانی-یهودی که سال‌ها بود از دست نازی‌ها به آمریکا پناه برده بود به سردبیر نیویورکر پیشنهاد داد تا سلسله گزارش‌هایی از این محاکمه بنویسد. نتیجه نه یک‌ سری گزارش ساده‌ی ژرونالیستی که تعمقی در باب مفهوم شر شد. آیشمن چقدر مقصر در جنایاتی بود که آفریده بود؟ این گزارش‌ها بحث و جنجال فراوانی مخصوصاً در محافل بهودی آفریدند و حالا شصت بعد از نوشته شدن کتاب، با ترجمه شدن آن به فارسی این بحث‌ها دوباره در فضای فکری ما مطرح شده است.

فیلمی درباره عادی بودن شر

برخلاف روال معمول نوشته‌های سایت وینش، این یادداشتی است درباره یک فیلم، نه یک کتاب. اما فیلمی درباره هانا آرنت که بی‌ارتباط با موضوع کتاب جنجال برانگیزش «آیشمن در اورشلیم» نیست. چالش اول چنین فیلم‌هایی این است که یک جدال فکری را چطور به تصویر و فیلم دربیاورند. مارگریت فن تروتا کارگردان فیلم با گذر از این چالش پای به چالش فکری اواخر عمر آرنت و دیدگاهش به آیشمن می‌گذارد. آرنت معتقد است آیشمن یک هیولا نیست تنها انسانی است که از اندیشیدن سر باز زده و به همین دلیل از هیات انسانی خارج شده است. فیلم همچنین به درگیر شدن آرنت با انبوه مخالفانش به خاطر دیدگاه نامعمولی که درمورد محاکمه آیشمن داشته می‌پردازد. این یادداشت پیش‌تر در مجله اندیشه پویا به چاپ رسیده است.

آزمایش استنلی میلگرام درباره‌ اطاعت: مامور و معذور؟

وقتی مجموعه گزارش‌های هانا آرنت درباره‌ی محاکمه‌ی آیشمن برای هفته‌نامه‌ی نیویورکر با عنوان آیشمن در اورشلیم: گزارشی درباره‌ی پیش‌پاافتادگی شر در سال ۱۹۶۳ منتشر شد، پرسش شر و قابلیت انسان‌ در مشارکت در جنایاتی چون قتل‌عام‌های قومی، شکنجه، و از این دست با حدّت و شدّت بیشتری در دستور کار قرار گرفت. اما موضوع به پرسشی فلسفی درباره‌ی ماهیت شر و قابلیت آدمیزاد برای ارتکاب اعمال شریرانه تسری پیدا کرد: پرسشی که می‌توانست یک پرسش روانشناختی هم باشد. استنلی میلگرام تلاش کرد آزمایشی ترتیب دهد تا به جواب این سوال برسد: آیا ممکن است که آیشمن و میلیون‌ها تن دیگر از شریک‌جرم‌هایش تنها از دستورات اطاعت کرده باشند؟

آیشمن در اورشلیم گزارشی در باب ابتذال

میهمان ناخوانده در اورشلیم

هانا آرنت در سرتاسر کتاب آیشمن در اورشلیم، جز یکبار و آن هم به موجزترین شکل ممکن در پایان فصل پانزدهم، به عبارتی که در زیرتیتر کتاب بر روی جلد ذکر کرده بود، ابتذال شر، برنمی‌گردد. خودش سال‌ها بعد گفته بود اگر دوباره قصد نوشتن می‌کرد از آن زیرتیتر صرف‌نظر می‌کرد. ریشه‌شناسی لفظ banal در انگلیسی -که از banel فرانسوی قرون وسطایی به معنای چیزی اشتراکی و همگانی در حیطه قدرت فئودال وام گرفته شده بود- به درک بهتر مفهوم زیرتیتر کمک می‌کند. «ابتذال» در اینجا به معنای حقیر یا بی‌اهمیت بودن نیست بلکه به معنای همگانی بودن است.

هانا آرنت

آرنت، محاکمه آیشمن و تفکر درباره شرّ

با شروع محاکمه آیشمن در اسراییل، هانا آرنت متفکر آلمانی-یهودی که سال‌ها بود از دست نازی‌ها به آمریکا پناه برده بود به سردبیر نیویورکر پیشنهاد داد تا سلسله گزارش‌هایی از این محاکمه بنویسد. نتیجه نه یک‌ سری گزارش ساده‌ی ژرونالیستی که تعمقی در باب مفهوم شر شد. آیشمن چقدر مقصر در جنایاتی بود که آفریده بود؟ این گزارش‌ها بحث و جنجال فراوانی مخصوصاً در محافل بهودی آفریدند و حالا شصت بعد از نوشته شدن کتاب، با ترجمه شدن آن به فارسی این بحث‌ها دوباره در فضای فکری ما مطرح شده است.

فیلمی درباره عادی بودن شر

برخلاف روال معمول نوشته‌های سایت وینش، این یادداشتی است درباره یک فیلم، نه یک کتاب. اما فیلمی درباره هانا آرنت که بی‌ارتباط با موضوع کتاب جنجال برانگیزش «آیشمن در اورشلیم» نیست. چالش اول چنین فیلم‌هایی این است که یک جدال فکری را چطور به تصویر و فیلم دربیاورند. مارگریت فن تروتا کارگردان فیلم با گذر از این چالش پای به چالش فکری اواخر عمر آرنت و دیدگاهش به آیشمن می‌گذارد. آرنت معتقد است آیشمن یک هیولا نیست تنها انسانی است که از اندیشیدن سر باز زده و به همین دلیل از هیات انسانی خارج شده است. فیلم همچنین به درگیر شدن آرنت با انبوه مخالفانش به خاطر دیدگاه نامعمولی که درمورد محاکمه آیشمن داشته می‌پردازد. این یادداشت پیش‌تر در مجله اندیشه پویا به چاپ رسیده است.

آزمایش استنلی میلگرام درباره‌ اطاعت: مامور و معذور؟

وقتی مجموعه گزارش‌های هانا آرنت درباره‌ی محاکمه‌ی آیشمن برای هفته‌نامه‌ی نیویورکر با عنوان آیشمن در اورشلیم: گزارشی درباره‌ی پیش‌پاافتادگی شر در سال ۱۹۶۳ منتشر شد، پرسش شر و قابلیت انسان‌ در مشارکت در جنایاتی چون قتل‌عام‌های قومی، شکنجه، و از این دست با حدّت و شدّت بیشتری در دستور کار قرار گرفت. اما موضوع به پرسشی فلسفی درباره‌ی ماهیت شر و قابلیت آدمیزاد برای ارتکاب اعمال شریرانه تسری پیدا کرد: پرسشی که می‌توانست یک پرسش روانشناختی هم باشد. استنلی میلگرام تلاش کرد آزمایشی ترتیب دهد تا به جواب این سوال برسد: آیا ممکن است که آیشمن و میلیون‌ها تن دیگر از شریک‌جرم‌هایش تنها از دستورات اطاعت کرده باشند؟

آیشمن در اورشلیم گزارشی در باب ابتذال

میهمان ناخوانده در اورشلیم

هانا آرنت در سرتاسر کتاب آیشمن در اورشلیم، جز یکبار و آن هم به موجزترین شکل ممکن در پایان فصل پانزدهم، به عبارتی که در زیرتیتر کتاب بر روی جلد ذکر کرده بود، ابتذال شر، برنمی‌گردد. خودش سال‌ها بعد گفته بود اگر دوباره قصد نوشتن می‌کرد از آن زیرتیتر صرف‌نظر می‌کرد. ریشه‌شناسی لفظ banal در انگلیسی -که از banel فرانسوی قرون وسطایی به معنای چیزی اشتراکی و همگانی در حیطه قدرت فئودال وام گرفته شده بود- به درک بهتر مفهوم زیرتیتر کمک می‌کند. «ابتذال» در اینجا به معنای حقیر یا بی‌اهمیت بودن نیست بلکه به معنای همگانی بودن است.