برچسب: آنتون چخوف

نویسندگان و مشاغلی غیر از نویسندگی، آگاتا کریستی

نویسندگان و مشاغلی غیر از نویسندگی

تبدیل کردن نویسندگی به حرفه‌ای که زندگی نویسنده هم از آن راه بگذرد حتی در کشورهای دیگر هم کار سختی است. البته غیرممکن نیست. فقط موفق‌ترین‌ها هستند که می‌توانند محل درآمدشان هم از نویسندگی باشد. اما خیلی از نویسندگان مشهور هم در کنار یا پیش از حرفه نویسندگی‌شان شغل‌های دیگری داشته‌اند که گاه عجیب است. بعضی از این مشاغل روی تجربه زیسته آن‌ها و در نتیجه روی کارشان تاثیر مستقیم داشته‌اند.

چخوف و توصیه‌هایش: نشان بده، نگو!

مساله، انتخاب شیوه‌های قدیمی یا جدیدِ نوشتن نیست! نویسنده در هنگام نوشتن به هیچ فرمی فکر نمی‌کند. چرا که کلمات، آزادانه و بدون هیچ قدوبندی از روح او بر روی کاغذ جاری می‌شوند. این را آنتون چخوف می‌گوید. پزشک، داستان‌نویس، طنزنویس و نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی روس! با جملات معروف او حتما آشنا هستید. اینکه اگر تفنگی روی دیوار باشد باید حتماً با آن در طول داستان شلیک شود یا همین جمله کوتاهی که عنوان این نوشته هم هست: نشان بده، نگو. چخوف برخلاف رسم رایج دورانش، به کوتاه نوشتن اعتقاد داشت.

نویسنده‌های بزرگ چه توصیه‌هایی برای نویسندگان تازه‌کار دارند؟

آثار نویسندگان بزرگ بهترین کلاس آموزش داستان‌نویسی است. خواندن کتاب‌های این نویسندگان بزرگ، مصاحبه‌ها و توصیه‌هایشان. آن‌ها با چه مشکلاتی رودررو بوده‌اند؟ چطور به ایده‌های اصلی آثارشان رسیده‌اند؟ تجربیات زندگی را چطور به ماده خام داستان‌ها تبدیل کرده‌اند و خیلی سوالات دیگر. در این پرونده با حفظ تنوع، گلچینی از توصیه‌های این پنج نویسنده فراهم کرده‌ایم: آنتون چخوف، ارنست همینگوی، گابریل گارسیا مارکز، استیون کینگ و دیوید سداریس.

چخوف و برادرش

چخوف: بافرهنگ بودن یعنی چه؟

چخوف در 1886 به برادرش نامه‌ای نوشت. نامه از مسکو برای نیکلای که آن زمان 28 ساله بود. نیکلای دوسال مسن‌تر از آنتون چخوف بود، اما روحیاتی ناسازگار داشت. آنتون برای نیکلای نوشت که چقدر او را دوست دارد، او چه روحیات و صفات مثبتی در خود دارد و چقدر بااستعداد است، اما در انتها گفت مشکل نیکلای این است که به کلی بی‌فرهنگ است. در ادامه نامه، آنتون چخوف برای نیکلای برادر بزرگترش شرح می‌دهد که بافرهنگ بودن یعنی چه.

نویسندگان و مشاغلی غیر از نویسندگی، آگاتا کریستی

نویسندگان و مشاغلی غیر از نویسندگی

تبدیل کردن نویسندگی به حرفه‌ای که زندگی نویسنده هم از آن راه بگذرد حتی در کشورهای دیگر هم کار سختی است. البته غیرممکن نیست. فقط موفق‌ترین‌ها هستند که می‌توانند محل درآمدشان هم از نویسندگی باشد. اما خیلی از نویسندگان مشهور هم در کنار یا پیش از حرفه نویسندگی‌شان شغل‌های دیگری داشته‌اند که گاه عجیب است. بعضی از این مشاغل روی تجربه زیسته آن‌ها و در نتیجه روی کارشان تاثیر مستقیم داشته‌اند.

چخوف و توصیه‌هایش: نشان بده، نگو!

مساله، انتخاب شیوه‌های قدیمی یا جدیدِ نوشتن نیست! نویسنده در هنگام نوشتن به هیچ فرمی فکر نمی‌کند. چرا که کلمات، آزادانه و بدون هیچ قدوبندی از روح او بر روی کاغذ جاری می‌شوند. این را آنتون چخوف می‌گوید. پزشک، داستان‌نویس، طنزنویس و نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی روس! با جملات معروف او حتما آشنا هستید. اینکه اگر تفنگی روی دیوار باشد باید حتماً با آن در طول داستان شلیک شود یا همین جمله کوتاهی که عنوان این نوشته هم هست: نشان بده، نگو. چخوف برخلاف رسم رایج دورانش، به کوتاه نوشتن اعتقاد داشت.

نویسنده‌های بزرگ چه توصیه‌هایی برای نویسندگان تازه‌کار دارند؟

آثار نویسندگان بزرگ بهترین کلاس آموزش داستان‌نویسی است. خواندن کتاب‌های این نویسندگان بزرگ، مصاحبه‌ها و توصیه‌هایشان. آن‌ها با چه مشکلاتی رودررو بوده‌اند؟ چطور به ایده‌های اصلی آثارشان رسیده‌اند؟ تجربیات زندگی را چطور به ماده خام داستان‌ها تبدیل کرده‌اند و خیلی سوالات دیگر. در این پرونده با حفظ تنوع، گلچینی از توصیه‌های این پنج نویسنده فراهم کرده‌ایم: آنتون چخوف، ارنست همینگوی، گابریل گارسیا مارکز، استیون کینگ و دیوید سداریس.

چخوف و برادرش

چخوف: بافرهنگ بودن یعنی چه؟

چخوف در 1886 به برادرش نامه‌ای نوشت. نامه از مسکو برای نیکلای که آن زمان 28 ساله بود. نیکلای دوسال مسن‌تر از آنتون چخوف بود، اما روحیاتی ناسازگار داشت. آنتون برای نیکلای نوشت که چقدر او را دوست دارد، او چه روحیات و صفات مثبتی در خود دارد و چقدر بااستعداد است، اما در انتها گفت مشکل نیکلای این است که به کلی بی‌فرهنگ است. در ادامه نامه، آنتون چخوف برای نیکلای برادر بزرگترش شرح می‌دهد که بافرهنگ بودن یعنی چه.