برچسب: آلیستر مک لاود

دومین بهار

آن‌ها به دریا و سرمای جزیره عادت کردند

فراموش نشدن جزیره برای مک‌لاود و شخصیت‌هایی که خلق کرده از جنس نوستالژی و حس تعلق به وطن نیست، آن‌چه که او درصدد تصویر کردن است یک حس زنده‌ی مشترک از تجربه‌‌ی بزرگ‌ شدن در جزیره و البته غیر از آن‌چه خاطرات می‌نامیم، در زندگی شخصیت‌هاست. چیزی که تمام نمی‌شود، کهنه نمی‌شود و همیشه با آدمی باقی می‌ماند. یک زندگی آشنا و یک مرگ آشنا به یک زبان آشنا حتی اگر دیگر در آن جزیره زندگی نکنی. نویسنده بهتر نوشته است:

«از آن دست آدم‌هایی نیست که از ناز و نعمت زندگی در مونتریال برخوردارند و این‌طور وانمود می‌کنند که آن زبان «بیگانه» را نمی‌فهمند. نمی‌توانی چیزی را که واقعا می‌دانی ندانی.»

دومین بهار

آن‌ها به دریا و سرمای جزیره عادت کردند

فراموش نشدن جزیره برای مک‌لاود و شخصیت‌هایی که خلق کرده از جنس نوستالژی و حس تعلق به وطن نیست، آن‌چه که او درصدد تصویر کردن است یک حس زنده‌ی مشترک از تجربه‌‌ی بزرگ‌ شدن در جزیره و البته غیر از آن‌چه خاطرات می‌نامیم، در زندگی شخصیت‌هاست. چیزی که تمام نمی‌شود، کهنه نمی‌شود و همیشه با آدمی باقی می‌ماند. یک زندگی آشنا و یک مرگ آشنا به یک زبان آشنا حتی اگر دیگر در آن جزیره زندگی نکنی. نویسنده بهتر نوشته است:

«از آن دست آدم‌هایی نیست که از ناز و نعمت زندگی در مونتریال برخوردارند و این‌طور وانمود می‌کنند که آن زبان «بیگانه» را نمی‌فهمند. نمی‌توانی چیزی را که واقعا می‌دانی ندانی.»