برچسب: آلبر کامو

رضا سیدحسینی

5 اثر با ترجمه و تلاش رضا سیدحسینی

رضا سیدحسینی از مترجمان نامدار ایرانی است. معرفی نویسندگان مطرح جهان، ترجمه و تالیف کتاب درباره سبک‌های ادبی و همین طور ترجمه آثار برجسته جهان از کامو و مارگریت دوراس تا مالرو و تسوایک و بالزاک و سارتر تنها بخشی از فعالیت‌های او در طول حیاتش است که برای ایرانیان به یادگار مانده است.

 

آلبر کامو

نامه‌ی آلبرکامو به معلمش پس از بردن جایزه نوبل

آلبرکاموی فیلسوف؛ پس از بردن جایزه نوبل برای تشکر ابتدا به مادرش و سپس به آموزگار دوران دبستانش فکر کرد. ‌کامو یک نامه‌ی قدردانی به معلمش لویی ژرمن نوشت. بنابر نامه‌های (ثبت شده در Note), این آموزگار کسی است که استعداد آلبرکاموی جوان را پرورش داد و او را به راهی هدایت کرد که سرانجام توانست شاهد مقالات و رمان‌های پرافتخار و شایسته‌ی جوایز او باشد.

طاعون

طاعون و بیگانه دو اثری است که آلبر کامو نویسنده شهیر فرانسوی با آن در ایران مشهور است. بسیاری این دو

تابستان، در رمان‌ها

تابستان‌ها شاید مثل پاییز پادشاه فصل‌ها نباشند یا مثل بهار زیبا و تازه محسوب نشوند یا اندازه زمستانی سرد و برفی، مایه‌های دراماتیک نداشته باشند اما در قصه‌ها جای پایی محکم دارند. تابستان‌هایی گرم و طولانی که تعطیلات را به یاد می‌آورند و رخوتِ ظهرها، تفریح در ساحل، بازی بچه‌ها در باغ، شرجی محیط‌های کارگری در جنوب یا حتی آفتابی که چشم مورسو در «بیگانه» را زد. در این پرونده سراغ تصویرهای تابستان در قصه‌ها و رمان‌ها رفته‌ایم.

کامو

سهمِ بی‌گناهی

جنایت‌کاری که یک کشاورز را همراه با همسر و فرزندانش به قتل رسانده، در صف اعدام به سر می‌بَرد. پدر کامو، هم‌صدا با عقیده‌ی عمومی، خواستار گردن زدن آن هیولا است و برای نخستین‌بار در زندگی‌اش قصد تماشای حکم اعدام را دارد. مادر کامو تعریف می‌کند او سراسیمه به خانه بازمی‌گردد، روی تخت دراز می‌کشد و ناگهان بالا می‌آورَد. کامو حکم اعدام را از جنس انتقام می‌خواند و «قانون تلافی» را نوعی قتل حساب می‌کند. مواضع او در این رساله سطر به سطر رادیکال‌تر می‌شود.

بیگانه

درباره‌ی ترجمه‌ی جمله‌ی اول رمان بیگانه‌ی آلبر کامو

برداشت‌های اول مهم‌اند و برای چهل و دو سال، آمریکایی‌ها با خواندن جمله سرد و رسمی Mother died today. با مورسو آشنا شدند. کلمه Mother یک کلمه‌ی ایستا است که در مکالمات روزمره هم استفاده نمی‌شود، چه برسد در مورد کسانی که با آن‌ها رابطه‌ی نزدیکی داریم. در این کلمه هیچ خونگرمی، پیوستگی، نزدیکی یا عشقی وجود ندارد. استفاده از این کلمه مثل این است که سگ خانگی‌مان را «سگ» یا همسرمان را «همسر» صدا کنیم. این کلمه ما را وادار می‌کند که مورسو را نسبت زنی که او را به دنیا آورده همان‌قدر دور و غیرصمیمی بیابیم. اما ترجمه‌ی درست اولین جمله‌ی رمان معروف کامو واقعاً چه بود؟

رضا سیدحسینی

5 اثر با ترجمه و تلاش رضا سیدحسینی

رضا سیدحسینی از مترجمان نامدار ایرانی است. معرفی نویسندگان مطرح جهان، ترجمه و تالیف کتاب درباره سبک‌های ادبی و همین طور ترجمه آثار برجسته جهان از کامو و مارگریت دوراس تا مالرو و تسوایک و بالزاک و سارتر تنها بخشی از فعالیت‌های او در طول حیاتش است که برای ایرانیان به یادگار مانده است.

 

آلبر کامو

نامه‌ی آلبرکامو به معلمش پس از بردن جایزه نوبل

آلبرکاموی فیلسوف؛ پس از بردن جایزه نوبل برای تشکر ابتدا به مادرش و سپس به آموزگار دوران دبستانش فکر کرد. ‌کامو یک نامه‌ی قدردانی به معلمش لویی ژرمن نوشت. بنابر نامه‌های (ثبت شده در Note), این آموزگار کسی است که استعداد آلبرکاموی جوان را پرورش داد و او را به راهی هدایت کرد که سرانجام توانست شاهد مقالات و رمان‌های پرافتخار و شایسته‌ی جوایز او باشد.

طاعون

طاعون و بیگانه دو اثری است که آلبر کامو نویسنده شهیر فرانسوی با آن در ایران مشهور است. بسیاری این دو

تابستان، در رمان‌ها

تابستان‌ها شاید مثل پاییز پادشاه فصل‌ها نباشند یا مثل بهار زیبا و تازه محسوب نشوند یا اندازه زمستانی سرد و برفی، مایه‌های دراماتیک نداشته باشند اما در قصه‌ها جای پایی محکم دارند. تابستان‌هایی گرم و طولانی که تعطیلات را به یاد می‌آورند و رخوتِ ظهرها، تفریح در ساحل، بازی بچه‌ها در باغ، شرجی محیط‌های کارگری در جنوب یا حتی آفتابی که چشم مورسو در «بیگانه» را زد. در این پرونده سراغ تصویرهای تابستان در قصه‌ها و رمان‌ها رفته‌ایم.

کامو

سهمِ بی‌گناهی

جنایت‌کاری که یک کشاورز را همراه با همسر و فرزندانش به قتل رسانده، در صف اعدام به سر می‌بَرد. پدر کامو، هم‌صدا با عقیده‌ی عمومی، خواستار گردن زدن آن هیولا است و برای نخستین‌بار در زندگی‌اش قصد تماشای حکم اعدام را دارد. مادر کامو تعریف می‌کند او سراسیمه به خانه بازمی‌گردد، روی تخت دراز می‌کشد و ناگهان بالا می‌آورَد. کامو حکم اعدام را از جنس انتقام می‌خواند و «قانون تلافی» را نوعی قتل حساب می‌کند. مواضع او در این رساله سطر به سطر رادیکال‌تر می‌شود.

بیگانه

درباره‌ی ترجمه‌ی جمله‌ی اول رمان بیگانه‌ی آلبر کامو

برداشت‌های اول مهم‌اند و برای چهل و دو سال، آمریکایی‌ها با خواندن جمله سرد و رسمی Mother died today. با مورسو آشنا شدند. کلمه Mother یک کلمه‌ی ایستا است که در مکالمات روزمره هم استفاده نمی‌شود، چه برسد در مورد کسانی که با آن‌ها رابطه‌ی نزدیکی داریم. در این کلمه هیچ خونگرمی، پیوستگی، نزدیکی یا عشقی وجود ندارد. استفاده از این کلمه مثل این است که سگ خانگی‌مان را «سگ» یا همسرمان را «همسر» صدا کنیم. این کلمه ما را وادار می‌کند که مورسو را نسبت زنی که او را به دنیا آورده همان‌قدر دور و غیرصمیمی بیابیم. اما ترجمه‌ی درست اولین جمله‌ی رمان معروف کامو واقعاً چه بود؟