vinesh وینش auth پروفایل

vinesh وینش auth پروفایل

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

دسته بندی: سفرنامه هایی برای بهار

  این مقاله را ۳ نفر پسندیده اند

بهار می شود رام:بهار

بهار می شود

این پنجمین نوروزی است که در سایت نقد و معرفی کتاب وینش با شما خوانندگانیم. سالی که گذشت به رغم همه سختی‌هایش (که بسیار بیشتر از سال‌های قبل بود) و همه امیدهایش (که آن هم

ادامه »
چای سبز در پل سرخ

تلاشی کردن پیکر افغانستان

کتاب «چای سبز در پل سرخ» سفرنامه‌ای است که تجربه‌های گروه سه‌نفره نویسندگان آن در سفر به افغانستان را دربردارد. این گروه سه نفره، تمام تلاش خود را برای پوشش ابعاد متنوع زندگی در افغانستان (البته افغانستانِ 1397)، از وضعیت

ادامه »
زیر سقف دنیا طلوعی

جهان، زیر سقفِ دنیای نویسنده

در « زیر سقف دنیا » شاید نتوانید نشان دقیقی از جزئیات شهرها، مشابهِ آن‌چه در سفرنامه‌ها یافت می‌شود، بیابید؛ اما طلوعی به‌خوبی می‌تواند شهرها را به زیر سقفِ دنیای خودش بکشد و به آن‌ها شکل تازه‌ای ببخشد. کتاب مشتمل

ادامه »
عباس رزاقی آفریقا

رکاب زدن، از شرق تا غرب آفریقا

دوچرخه ماشین نیست. نیروی محرکه‌اش از خود دوچرخه‌سوار می‌آید. حفاظ کابین یک ماشین را هم ندارد. یک فرد دوچرخه‌سوار خواه ناخواه با آدم‌های دور و برش بدون هیچ مرز و هیچ پوششی وارد دیالوگ می‌شود. کاری که عباس رزاقی آن

ادامه »
رضا امیرخانی کمونیسم نیم دانگ پیونگ یانگ

کمونیسم از نمای نزدیک

«نیم‌دانگِ پیونگ‌یانگ» حاصل دو سفر رضا امیرخانی به کره شمالی در سال ۹۷ است. دو سفری که او با تمام تلاشی که می‌کند نمی‌تواند به کنه زندگی در پیونگ‌یانگ پی ببرد. خودش می‌نویسد: «فهمیدم که اگر صد سفر دیگر هم

ادامه »
بی زمستان سفر در قاب

سفر در قاب روایت

این کتاب روایت سفرِ نویسنده به سه کشور تاجیکستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان است که ضابطیان به هر کدام در یکی از فصل‌های سال سفر کرده و نوبت به زمستان که می‌رسد برنامه‌ی سفر جور نمی‌شود. اتفاقی که درست مثل

ادامه »
سفرنامه ننوشتم بازخوانی

ننوشتم، الّا آن‌چه که دیدم

ناصرِ خسرو از اهالی خراسان، حمدالله مستوفی قزوینی و ابن بطوطه مراکشی و مارکوپولوی ونیزی جهانگردان مشهور قرون وسطی بودند که به واسطه به جا گذاشتن سفرنامه‌هایی نام‌شان و ماجرایی که با سفرها آفریدند در تاریخ ماندگار شد. از ویژگی‌های

ادامه »
دیگران

کاش دیگران هم بودند، کاش دیگران هم می‌دیدند

کنت دوگوبینوی فرانسوی نوشته است ایران مانند کوره‌ای است که افکار و اختراعات کشورهای دور و نزدیک را می‌گیرد و در هم می‌آمیزد. «چرا سفر می‌کنید؟» داستان مردان و زنی را روایت می‌کند که «یونسی گشتند و رفتند در دلِ

ادامه »
بهار می شود رام:بهار

بهار می شود

این پنجمین نوروزی است که در سایت نقد و معرفی کتاب وینش با شما خوانندگانیم. سالی که گذشت به رغم همه سختی‌هایش (که بسیار بیشتر از سال‌های قبل بود) و همه امیدهایش (که آن هم بیشتر از سال‌های گذشته بود) به پایان رسید و مثل همیشه به آمدن بهاری دیگر ختم شد؛ آری بهار می شود. زیر آن آسمان کبود آنچه هیچ‌گاه تغییر و تحول نمی‌پذیرد همین گذر فصل‌هاست. ما انسان‌ها اما در معرض تغییر و تبدل‌ایم و امیدواریم سال آینده بهتر از سال گذشته بشویم. به کمک شما خوانندگان.

چای سبز در پل سرخ

تلاشی کردن پیکر افغانستان

کتاب «چای سبز در پل سرخ» سفرنامه‌ای است که تجربه‌های گروه سه‌نفره نویسندگان آن در سفر به افغانستان را دربردارد. این گروه سه نفره، تمام تلاش خود را برای پوشش ابعاد متنوع زندگی در افغانستان (البته افغانستانِ 1397)، از وضعیت خیابان‌ها و حمل‌ونقل گرفته تا درمان و بیمه و تحصیل، از قصه‌ی آدم‌ها گرفته تا کسب‌وکارهای رو به پیشرفت و ارتباط با ایران، کرده است. کتاب مفصلی است با فصل‌بندی‌های کوتاه چند صفحه‌ای. چیزی شبیه به مشتی آجیل که دانه دانه بالا بیاندازی. کتاب البته خالی از ایراد هم نیست که در یادداشت به بعضی از آن‌ها اشاره شده است.

زیر سقف دنیا طلوعی

جهان، زیر سقفِ دنیای نویسنده

در « زیر سقف دنیا » شاید نتوانید نشان دقیقی از جزئیات شهرها، مشابهِ آن‌چه در سفرنامه‌ها یافت می‌شود، بیابید؛ اما طلوعی به‌خوبی می‌تواند شهرها را به زیر سقفِ دنیای خودش بکشد و به آن‌ها شکل تازه‌ای ببخشد. کتاب مشتمل است بر ده متنِ غیرداستانی که ناشر (چشمه) آن‌را در دسته‌ی تتبعات (جستار روایی، مواجهات و مکاتبات) طبقه‌بندی کرده‌است. در هرکدام از این متون، خواننده‌ی تجربه‌ی حضورِ نویسنده در یک شهر از دنیا هستیم. نه با یک‌ سفرنامه‌نویسِ ساده یا یک معمارِ توصیف‌گرِ ساختمان‌ها و فضاهای میراثیِ شهرها، که به‌زعمِ خودِ نویسنده، با مارکوپولوی خورش‌گرِ کور و کر سروکار داریم.

عباس رزاقی آفریقا

رکاب زدن، از شرق تا غرب آفریقا

دوچرخه ماشین نیست. نیروی محرکه‌اش از خود دوچرخه‌سوار می‌آید. حفاظ کابین یک ماشین را هم ندارد. یک فرد دوچرخه‌سوار خواه ناخواه با آدم‌های دور و برش بدون هیچ مرز و هیچ پوششی وارد دیالوگ می‌شود. کاری که عباس رزاقی آن را در یک سفر طولانی انجام داده است: دیدن آدم‌هایی از نوع دیگر و تجربه‌ی هم‌صحبتی با آنان و روایت این برخوردها در یک کتاب. کتابی که علی‌رغم سادگی و بعضی کمبودها خیلی پرانرژی و حال‌خوب‌کن است.

رضا امیرخانی کمونیسم نیم دانگ پیونگ یانگ

کمونیسم از نمای نزدیک

«نیم‌دانگِ پیونگ‌یانگ» حاصل دو سفر رضا امیرخانی به کره شمالی در سال ۹۷ است. دو سفری که او با تمام تلاشی که می‌کند نمی‌تواند به کنه زندگی در پیونگ‌یانگ پی ببرد. خودش می‌نویسد: «فهمیدم که اگر صد سفر دیگر هم به کشور بروم چیزی بیشتر از این دستم را نخواهد گرفت.» به همین دلیل اسم کتاب را گذاشته نیم‌دانگ از شش دانگِ پیونگ‌یانگ. اما امیرخانی از دل همین پرسه‌زنی‌ها میان مردم عادی شهر تا ملاقات با نفر دوم کره‌ی شمالی، روایت‌ها و تصاویری دارد که پیش از این کمتر شنیده و دیده بودیم. «نیم‌دانگ پیونگ‌یانگ» تلفیقی است از سفرنامه‌نویسی، وقایع‌نگاری و جستارنویسی درباره‌ی کشوری که در قرنطینه‌ی همیشگی است.

بی زمستان سفر در قاب

سفر در قاب روایت

این کتاب روایت سفرِ نویسنده به سه کشور تاجیکستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان است که ضابطیان به هر کدام در یکی از فصل‌های سال سفر کرده و نوبت به زمستان که می‌رسد برنامه‌ی سفر جور نمی‌شود. اتفاقی که درست مثل زندگی غیر قابل پیش‌بینی است و نویسنده که نمی‌توانسته یک سال برای انتشار کتابش صبر کند، فقط به همان سه کشور اکتفا می‌کند و نام کتابش را از نمایشی به نویسندگی و کارگردانی امیررضا کوهستانی با عنوان بی تابستان برمی‌گیرد؛ بی زمستان؛ «سه فصلی که هیچ‌وقت به آخر نمی‌رسد.»

سفرنامه ننوشتم بازخوانی

ننوشتم، الّا آن‌چه که دیدم

ناصرِ خسرو از اهالی خراسان، حمدالله مستوفی قزوینی و ابن بطوطه مراکشی و مارکوپولوی ونیزی جهانگردان مشهور قرون وسطی بودند که به واسطه به جا گذاشتن سفرنامه‌هایی نام‌شان و ماجرایی که با سفرها آفریدند در تاریخ ماندگار شد. از ویژگی‌های سفرنامه ناصرخسرو این است که زبان او برای خواننده امروزی بعد از هزارسال هنوز قابل فهم است. می‌توان کتابش را از سر تا به ته خواند و به طور کامل فهمید. بدون آن‌که نیازی به ساده‌سازی، تلخیص یا ترجمه باشد.

دیگران

کاش دیگران هم بودند، کاش دیگران هم می‌دیدند

کنت دوگوبینوی فرانسوی نوشته است ایران مانند کوره‌ای است که افکار و اختراعات کشورهای دور و نزدیک را می‌گیرد و در هم می‌آمیزد. «چرا سفر می‌کنید؟» داستان مردان و زنی را روایت می‌کند که «یونسی گشتند و رفتند در دلِ ماهی»، به دیدار «گردونه‌ی زمین» و کنار «چشمه‌های نور» تا نشانه‌‌های پایداری ایران را ببینند و در آن لحظات با خود گفتند: «کاش دیگران هم بودند، کاش دیگران هم می‌دیدند.»