سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

لیست پادکست ها و ویدئوکست ها

اشتراک گذاری این مقاله در فیسبوک اشتراک گذاری این مقاله در توئیتر اشتراک گذاری این مقاله در تلگرام اشتراک گذاری این مقاله در واتس اپ اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین

برادران امیدوار

برادران امیدوار، جهانگردان موتورسوار ایرانی

عیسی و عبدالله امیدوار دو برادر ایرانی سال 1333 از تهران خارج شدند و سفری دور و دراز و پرماجرا به دور جهان را آغاز کردند. برادران امیدوار سفرشان به دور دنیا را از شرق آغاز کردند. به مشهد و از آن‌جا به افغانستان و سپس شبه جزیره هند رفتند و 7 سال طول کشید تا به ایران برگردند. برادران امیدوار در بازگشت سفرنامه مفصل خود را نوشتند که اولین بار در اسفند 1341 چاپ شد و بعد از انقلاب با اضافه شدن زندگی‌نامه این دو برادر سال 1380 به چاپ رسید و بارها تجدید چاپ شده است. عبدالله امیدوار برادر کوچکتر این هفته در شیلی در 80 سالگی درگذشت.

ادامه ...
چای سبز در پل سرخ

تلاشی کردن پیکر افغانستان

کتاب «چای سبز در پل سرخ» سفرنامه‌ای است که تجربه‌های گروه سه‌نفره نویسندگان آن در سفر به افغانستان را دربردارد. این گروه سه نفره، تمام تلاش خود را برای پوشش ابعاد متنوع زندگی در افغانستان (البته افغانستانِ 1397)، از وضعیت خیابان‌ها و حمل‌ونقل گرفته تا درمان و بیمه و تحصیل، از قصه‌ی آدم‌ها گرفته تا کسب‌وکارهای رو به پیشرفت و ارتباط با ایران، کرده است. کتاب مفصلی است با فصل‌بندی‌های کوتاه چند صفحه‌ای. چیزی شبیه به مشتی آجیل که دانه دانه بالا بیاندازی. کتاب البته خالی از ایراد هم نیست که در یادداشت به بعضی از آن‌ها اشاره شده است.

ادامه ...
زیر سقف دنیا طلوعی

جهان، زیر سقفِ دنیای نویسنده

در « زیر سقف دنیا » شاید نتوانید نشان دقیقی از جزئیات شهرها، مشابهِ آن‌چه در سفرنامه‌ها یافت می‌شود، بیابید؛ اما طلوعی به‌خوبی می‌تواند شهرها را به زیر سقفِ دنیای خودش بکشد و به آن‌ها شکل تازه‌ای ببخشد. کتاب مشتمل است بر ده متنِ غیرداستانی که ناشر (چشمه) آن‌را در دسته‌ی تتبعات (جستار روایی، مواجهات و مکاتبات) طبقه‌بندی کرده‌است. در هرکدام از این متون، خواننده‌ی تجربه‌ی حضورِ نویسنده در یک شهر از دنیا هستیم. نه با یک‌ سفرنامه‌نویسِ ساده یا یک معمارِ توصیف‌گرِ ساختمان‌ها و فضاهای میراثیِ شهرها، که به‌زعمِ خودِ نویسنده، با مارکوپولوی خورش‌گرِ کور و کر سروکار داریم.

ادامه ...
عباس رزاقی آفریقا

رکاب زدن، از شرق تا غرب آفریقا

دوچرخه ماشین نیست. نیروی محرکه‌اش از خود دوچرخه‌سوار می‌آید. حفاظ کابین یک ماشین را هم ندارد. یک فرد دوچرخه‌سوار خواه ناخواه با آدم‌های دور و برش بدون هیچ مرز و هیچ پوششی وارد دیالوگ می‌شود. کاری که عباس رزاقی آن را در یک سفر طولانی انجام داده است: دیدن آدم‌هایی از نوع دیگر و تجربه‌ی هم‌صحبتی با آنان و روایت این برخوردها در یک کتاب. کتابی که علی‌رغم سادگی و بعضی کمبودها خیلی پرانرژی و حال‌خوب‌کن است.

ادامه ...
رضا امیرخانی کمونیسم نیم دانگ پیونگ یانگ

کمونیسم از نمای نزدیک

«نیم‌دانگِ پیونگ‌یانگ» حاصل دو سفر رضا امیرخانی به کره شمالی در سال ۹۷ است. دو سفری که او با تمام تلاشی که می‌کند نمی‌تواند به کنه زندگی در پیونگ‌یانگ پی ببرد. خودش می‌نویسد: «فهمیدم که اگر صد سفر دیگر هم به کشور بروم چیزی بیشتر از این دستم را نخواهد گرفت.» به همین دلیل اسم کتاب را گذاشته نیم‌دانگ از شش دانگِ پیونگ‌یانگ. اما امیرخانی از دل همین پرسه‌زنی‌ها میان مردم عادی شهر تا ملاقات با نفر دوم کره‌ی شمالی، روایت‌ها و تصاویری دارد که پیش از این کمتر شنیده و دیده بودیم. «نیم‌دانگ پیونگ‌یانگ» تلفیقی است از سفرنامه‌نویسی، وقایع‌نگاری و جستارنویسی درباره‌ی کشوری که در قرنطینه‌ی همیشگی است.

ادامه ...
سفرنامه ننوشتم

ننوشتم، الّا آن‌چه که دیدم

ناصرِ خسرو از اهالی خراسان، حمدالله مستوفی قزوینی و ابن بطوطه مراکشی و مارکوپولوی ونیزی جهانگردان مشهور قرون وسطی بودند که به واسطه به جا گذاشتن سفرنامه‌هایی نام‌شان و ماجرایی که با سفرها آفریدند در تاریخ ماندگار شد. از ویژگی‌های سفرنامه ناصرخسرو این است که زبان او برای خواننده امروزی بعد از هزارسال هنوز قابل فهم است. می‌توان کتابش را از سر تا به ته خواند و به طور کامل فهمید. بدون آن‌که نیازی به ساده‌سازی، تلخیص یا ترجمه باشد.

ادامه ...
دیگران

کاش دیگران هم بودند، کاش دیگران هم می‌دیدند

کنت دوگوبینوی فرانسوی نوشته است ایران مانند کوره‌ای است که افکار و اختراعات کشورهای دور و نزدیک را می‌گیرد و در هم می‌آمیزد. «چرا سفر می‌کنید؟» داستان مردان و زنی را روایت می‌کند که «یونسی گشتند و رفتند در دلِ ماهی»، به دیدار «گردونه‌ی زمین» و کنار «چشمه‌های نور» تا نشانه‌‌های پایداری ایران را ببینند و در آن لحظات با خود گفتند: «کاش دیگران هم بودند، کاش دیگران هم می‌دیدند.»

ادامه ...