سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

لیست پادکست ها و ویدئوکست ها

اشتراک گذاری این مقاله در فیسبوک اشتراک گذاری این مقاله در توئیتر اشتراک گذاری این مقاله در تلگرام اشتراک گذاری این مقاله در واتس اپ اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین

از نجوای سنت تا غوغای پاپ روایتی بدون کهتر و مهتر

روایتی بدون کهتر و مهتر از نجوای سنت تا غوغای پاپ

کتاب حاضر مرجعی است قابل اعتماد در حوزه‌ی تاریخ موسیقی ایران که قادر است یک شمای کلی از موسیقی ایرانی در قرن گذشته پیش روی مخاطب بگذارد. از خلال این اثر شناختن سبک‌ها و مهم‌ترین جریانات تاریخ موسیقی ایران از زمان عارف قزوینی و علی‌اکبر فراهانی تا امروز به خوبی ممکن شده هرچند که در میان بررسی‌ها جای برخی از نام‌ها خالیست.

ادامه ...
رمان فارسی

رمان فارسی در سال‌های ما

این همه اثر داستانی فقط در یک بازه کوتاه بین 1355 تا 1358. محمدعلی سپانلو در معرفی آثار داستانی ادبیات ما، یازده اثر را برمی‌شمرد و به معرفی آن‌ها در نشریه «کتاب جمعه» می‌پردازد که شاملو سردبیرش بود. این یازده اثر عبارتند از «سگ و زمستان بلند» از شهرنوش پارسی‌پور، «باید زندگی کرد» از مصطفی رحیمی، «بره گمشده راعی» نوشته هوشنگ گلشیری»، «کلیدر» اثر عظیم محمود دولت‌آبادی که آن زمان جلد اولش منتشر شده بود، «مادرم بی‌بی‌جان» نوشته اصغر الهی، «سال‌های اصغر» از ناصر شاهین پر، «شب هول» اثر هرمز شهدادی، «کبودان» حسین دولت‌آبادی، «نسیمی در کویر» از مجید دانش آراسته، «فیل در تاریکی» اثر قاسم هاشمی‌نژاد و «جای خالی» سلوچ باز هم از محمود دولت‌آبادی. نگاه سپانلو به تبع دوران نوشته شدن این معرفی‌ها در سال 58 آنقدر سیاسی است که نوشته فیل در تاریکی را پسندیده چون با استتفاده از این ژانر بعداً می‌شود کارهایی با شرکت «ساواک» نوشت که ارزش سیاسی داشته باشند.

ادامه ...
لجن

میعاد در لجن

میعاد در لجن دفتر شعر نصرت رحمانی در زمان انتشار آن با چه واکنشی روبرو شد؟ در زیر می‌توانید یادداشت کوتاهی را بخوانید که محمدعلی سپانلو در «دفترهای روزن» درباره این کار شعری نصرت رحمانی نوشته و آن را ستوده است. سپانلو در آن‌ها در عرصه نقد ادبی در مجلات بسیار فعال بود.

ادامه ...
آی با کلا

آی بی کلاه، آی با کلا

هوشنگ حسامی مترجم و روزنامه‌نگار در نشریه آرش نقدی نوشته است بر نمایش «آی بی کلاه، آی با کلاه» جعفر والی که در آن سال‌ها با بازی عزت الله انتظامی، علی نصیریان و پرویز فنی زاده روی صحنه رفته بود. نقدی که البته بنا به عرف رایج آن سال‌ها بیشتر درمورد نمایشنامه‌نویس است تا نمایش. در این نقد می‌خوانید: «(ساعدی) آرام و اندیشیده شده به عریان کردن آدم‌ها می‌پردازد، از این مترسک‌های معصوم چیزی باقی نمی‌گذارد، به ریش همه‌شان می‌خندد، خواب زدگی‌شان را به باد نفرین می‌گیرد و هشدار می‌دهد. درام به شکلی کمیک گونه به پیش می‌رود اما در بطن (تراژدی) گونه‌ای‌ست و تماشاگر غافل چه خنده‌های اندوهگنانه‌ای دارد!»

ادامه ...
سخنان ساعدی درباره سهراب سپهری

سخنان ساعدی درباره سهراب سپهری

غلامحسین ساعدی پس از مهاجرت اجباری از کشور، در فرانسه تلاش کرد یک بار دیگر نشریه الفبا را راه بیندازد. هفتمین و آخرین مجلد الفبای در تبعید به مجموعه آثار منتشرنشده ساعدی (گوهر مراد) اختصاص دارد. این دفتر با نامه‌ای برای خوانندگان به پایان می‌رسد که در آن از مشکلات انتشار و توزیع الفبا در نبود دکتر ساعدی سخن به میان آمده و قولی جهت انتشار دفتر هشتم با برخی دیگر از آثار منتشرنشده وی به خوانندگان داده شده است. قولی که هرگز به عمل تبدیل نشد و عمر الفبای در تبعید با همین شماره به آخر رسید. از این آخرین شماره مصاحبه‌ای با ساعدی درباره شخصیت سهراب سپهری را انتخاب کرده‌ایم. در متن مصاحبه از زبان محاوره استفاده شده و ما هم رسم‌الخط انتخابی الفبا برای این مطلب را عینا منعکس کرده‌ایم.

ادامه ...
سهراب سپهری

احمدرضا احمدی درباره سهراب سپهری

یک شاعر در مرگ شاعری دیگر چه می‌نویسد؟ متن شاعرانه‌ی یک شاعر درمورد شاعری دیگر. از دو فضای متفاوت. آنچه در زیر می‌خوانید متنی است که احمدرضا احمدی در اردیبهشت 59 اندک زمانی پس از مرگ سهراب نوشته است. «در روزهای آفتابی کاشان آموخته بود که همه‌ی ما طعمه مرگ هستیم و برای آن بود که با وجود راه ناهموار، رفیقان ناموافق و ساعت رحلت نزدیک، همه زندگیش را که «هشت کتاب» بود در یک کتاب برای ما و ادب فارسی وصیت کرد. سهراب دیگر در میان ما نیست. من در تقویمم در حرف «سین» شماره نخست را که شماره 637156 است با مداد پا‌ک‌کن، نمی‌گویم پاک می‌کنم، حذف می‌کنم. سهراب پاک بود. سهراب هنر مردن را می‌دانست.»

ادامه ...
ستاره سینما

گزارش ستاره سینما از جلسه نمایش «خانه سیاه است» فروغ فرخزاد

آن سال‌ها رسم بود که پس از نمایش فیلم‌ها در «کانون فیلم»، جلسه گفت‌وگویی بین منتقدان و تماشاگران (و در مورد فیلم‌های ایرانی، با حضور کارگردان) برگزار می‌شد. نمایش خانه سیاه است، در جلسه 30 بهمن 1341 در کانون فیلم با یک جلسه گفت‌وشنود جنجالی همراه بود که فروغ فرخ‌زاد هم در آن شرکت داشت. مجله ستاره سینما خلاصه‌ای از بحث‌های مطرح شده در این جلسه را به شکل گزارش‌های کوتاهی چاپ کرد. این گزارش بعداً در مجله زنان هم به شکل یک گفت‌وشنود، تنظیم شد که متن آن را در زیر می‌توانید بخوانید.

ادامه ...
خانه ادریسی ها

باید امید را باور داشت، نقدی بر خانه ادریسی‌ها

در شماره نوروز 72 مجله آدینه که آن روزها اگر نگوییم بهترین، یکی از بهترین نشریات روشنفکرانه کشور به شمار می‌رفت نقدی یک‌صفحه‌ای بر رمان آن زمان تازه منتشرشده «خانه ادریسی‌ها» چاپ شده است. اقبال معتضدی در این نقد به رمان بزرگ غزاله علیزاده پرداخته است. در بخشی از متن می‌خوانیم: «رمان از نظر سبک به شیوه رمان‌های بزرگ قرن نوزدهمی نوشته شده است. اما موضوع رمان انقلاب است، آن هم انقلاب به شیوه قرن بیستمی. از روسیه بزرگ تا آمریکای لاتین، از خاور دور تا اروپای مرکزی و افریقا و خاورمیانه. نویسنده خود بخشی از این تجربه جهانی را زندگی کرده، از این رو حوادث کتاب بیشتر حقیقت‌نماست تا تخیلی، رئالیسم بر فانتزی تفوق دارد»

ادامه ...
احمد شاملو

احمد شاملو درباره صمد بهرنگی

نشر آبان در سال 1357 یادنامه‌ای در قالب کتاب منتشر کرد که در آن نویسندگان و شاعران و روشنفکرانی چون احمد شاملو، محمود دولت‌آبادی، غلامحسین ساعدی، اسد بهرنگی و غیره درباره شخصیت و آثار صمد نوشته‌ بودند. متن شاملو البته طبق امضای آن در سال 51 نوشته شده. در این متن شاملو کار صمد را ارج نهاده که در آن روزگار که می‌شد از فروختن فکر و خلاقیت در شهر به نان و نوا و امنیت و رفاهی رسید، کسی چون صمد از دهی به دهی دیگر کوله‌بار کتاب بر دوش می‌گرفت و خودش را وقف کودکان نیازمند زادگاهش کرده بود. شاملو می‌نویسد در یک جامعه سالم مرگ صمد باید به خاموش شدن شمعی در چلچراغی می‌مانست اما حالا معنای آن درهم شکستن چلچراغ است.

ادامه ...
شوهر آهوخانم

چرا «شوهر آهوخانم» را ساختم

ساخت فیلمی از روی رمان «شوهر آهوخانم» از اولین تلاش‌های سینمای ایران برای روی آوردن به ادبیات جدی بود. فیلمی که پیش از سه فیلم آغازگر موج نوی سینمای ایران، یعنی قیصر و گاو و آرامش در حضور دیگران، ساخته شد و بعضی آن را از تلاش‌های اولیه موج نو می‌دانند و بعضی دیگر آن را اثری شکست‌خورده و ضعیف. در زمان ساخت هم این فیلم با انتقادات زیادی روبرو شد. مجله خوشه در لید مطلب می‌نویسد: آن‌چه در زیر می‌آید، نوشته‌ی داود ملاپور کارگردان این فیلم است در توجیه اقدام خود به تهیه فیلمی از «شوهر آهوخانم» و این بماند تا نظر خوشه و نویسنده‌ی کتاب را در مجله منعکس کنیم.

ادامه ...