سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

لیست پادکست ها و ویدئوکست ها

اشتراک گذاری این مقاله در فیسبوک اشتراک گذاری این مقاله در توئیتر اشتراک گذاری این مقاله در تلگرام اشتراک گذاری این مقاله در واتس اپ اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین

بیرون از جعبه

بیرون از جعبه زیستن!

در سال گذشته یک مجموعه شامل سه اپیزد در وینش آوا با نام “بیرون از جعبه” منتشر شد. در آن تلاش شده بود تا روش زیست نوجوانان را از خودشان بپرسیم و بیشتر با تفکر آنها در این روزها آشنا شویم. متن حاضر بازخورد یکی از دوستان نوجوان وینش -محمدحسین شیرویه- به این مجموعه است. اگر شما هم بر روی مقالات وینش باز خوردی دارید بسیار خوشحال خواهیم بود از آن ما را آگاه کنید.

ادامه ...
فال

چگونه فال می‌تواند حال را خوب کند؟

اسم فال که بالای یک مطلب بیاید آن مطلب یا طرفداران سینه چاک دارد یا مخالفان جدی. اما وقتی چنین تیتری برای یک سایت معرفی و نقد کتاب انتخاب شود، لابد باید ربطی هم به کتاب داشته باشد. چه ربطی بهتر از این که فال، کتاب سرنوشت شما را می‌خواند؟ چیزی که ماجرای این جهان‌بینی‌ها را با فال‌هایی که ازشان منبعث شده، متمایز می‌کند، مساله تفسیر است. ابزار جهان بینی در اختیار یک فرد (فال‌بین) قرار می‌گیرد و او بر اساس تخیل و الهام خودش آن را تفسیر می‌کند. همین جاست که جا دارد بگوییم فال‌بینی پهلو به پهلوی هنر هم می‌زند، به خاطر تخیل و الهام قوی برآمده از آن.

ادامه ...

واتسلاف هاول، یک زندگی سیاسی

واتسلاف هاول یک نمایشنامه‌نویس اهل چکسلواکی بود که در کوران اتفاقات تاریخی کشورش بیش از پیش به سمت سیاست کشیده شد. این هاول نبود که سیاست را انتخاب کرد بلکه سیاست بود که زندگی او را تسخیر کرد. نمایشنامه‌نویس مشهور و دراماتورژ موفق دهه شصت تئاتر پراگ، از روشنفکرانی بود که در مواجهه با اشغال کشور توسط قوای شوروی و بلوک شرق نه راه سکوت را انتخاب کرد و نه راه بیرون رفتن از کشور را. هاول در دهه هفتاد به یک مخالف سیاسی تبدیل شد که زیر همه گونه فشار قرار داشت. دهه هشتاد میلادی را در زندان آغاز کرد و به عنوان رییس جمهور به پایان برد. چه سرگذشت عجیبی داشت این نویسنده/سیاستمدار مشهوری که به قهرمان چک‌ها و اسلواک‌ها تبدیل شد.

ادامه ...

به شیرینی عسل و به تلخی حنظل

«عسل و حنظل» داستانی است درهم آمیخته از شیرینی و تلخی. اگرچه در داستان بیشتر شاهد تلخی هستیم تا شیرینی. منظور نویسنده از عسل سال‌های دور شهر طنجه است در روزگاری که شهری بین‌المللی بوده و همه جا پر بوده از شوق و ذوق زندگی. حنظل همان هندوانه ابوجهل است با طعمی تلخ که بیشتر در صنعت داروهای گیاهی مصرف دارد و مرهم و مسکنی است بر دردهای گوناگون. زنان عرب سنتی مراکش با هدف سقط جنین از روغن حنظل استفاده می‌کنند. و اینجا اشاره‌‎ای است به تلخی مصیبت از منظر دختران و زنان جامعه سنتی.

ادامه ...
پاتوق کتاب 14 آبان روز آتش

دو ساعت فراموش‌نشدنی در «پاتوق کتاب‌بازها»

جلسات نقد کتاب برای کتاب‌خوان‌ها و علاقمندان همیشه جذاب است. چه آن‌ها که در این جلسات فقط شرکت می‌کنند و چه آن‌ها که نظرات‌شان را پیگیرانه به اشتراک می‌گذارند. اما تا حالا فکر کرده بودید شرکت در این جلسات برای نویسنده خود کتاب چه حسی دارد؟ در این متن روبرت صافاریان گزارشی به دست داده از جلسه نقد کتابش «14 آبان روز آتش» در کتابفروشی دی و میان گروهی به نام پاتوق کتاب‌بازها. برقراری ارتباط بین نویسنده‌ای از یک نسل و کتاب‌بازهایی از نسلی دیگر به چشم او آمده. به‌خصوص که این روزها نسل جدید هم وقایعی تجربه می‌کند از جنس وقایعی که نویسنده در جوانی تجربه کرده.

ادامه ...
ماه بالای سر آبادی

ماه بالای سر آبادی

امید این باور نیست که همه چیز رو به راه بوده، هست و خواهد بود. پیرامون ما شواهد زیادی از رنج‌های عظیم و نابودی‌های گسترده وجود دارد. امید، خواهان و نیازمند عملِ ماست. همچنین امید روایت تابناکی از «همه چیز بهتر خواهد شد» هم نیست. شاید در مقابل روایت «همه چیز بدتر خواهد شد» قرار بگیرد. اندیشه انتقادی، عاری از بدبینی نیست اما امید بدون اندیشه انتقادی ساده‌لوحی است.

ادامه ...
آنتیگونه

آنتیگونه،‌ زنی که راه را سد کرد

پناه بردن به قصه‌ها،‌ اولین و ابتدایی‌ترین راهکار مسکن‌واری است که به ذهن می‌رسد. سوفوکل،‌ «آنتیگونه» را حدود ۴۴۲ پیش از میلاد نوشته است اما قصه‌ی آنتیگونه،‌ چیزی است که در واقع از دل مردم جوشیده و شکل گرفته است. جادوی در دل ماجرای آنتیگونه هم همین‌قدر پویا و خروشان است؛ انگار که همین حالاست و مناسب احوال خواننده‌ی امروزی. یک چیز، در هر جهانی حتمی است: پیروزی، زاده‌ی رنجی است که در مسیر رسیدن به آن می‌کشیم.

ادامه ...
فضیلت سیزیف بودن

فضیلت سیزیف بودن

کتابفروش‌ها این روزها چه حال و هوایی دارند؟ یک کتابفروش از حال خودش و کتابفروشی در این روزها نوشته، حالی که به نظرش بی شباهت به کار سیزیف نیست؛ تلاش برای روشن نگه داشتن چراغی که معلوم نیست چقدر دیگران به فکر آن هستند، درست مثل حال یتیمان و پیرزنان، که سعدی همیشه نگران حال آنان بود زیرا در هر موقعیتی فراموش شده بودند.

ادامه ...