
نگاهی به هایکوهای کادیر آیدمیر
کادیر آیدمیر در سال ۱۹۷۷ در استانبول بهدنیا آمد. از دبیرستان فنرباغچه در سال ۱۹۹۵ فارغالتحصیل شد و مدتی در دانشگاه، مدیریت خواند و سپس در رشتهی روابط عمومی تحصیل کرد. اولین شعرهای او در مجله «شعر_اوکو» و
این مقاله را ۲ نفر پسندیده اند

کادیر آیدمیر در سال ۱۹۷۷ در استانبول بهدنیا آمد. از دبیرستان فنرباغچه در سال ۱۹۹۵ فارغالتحصیل شد و مدتی در دانشگاه، مدیریت خواند و سپس در رشتهی روابط عمومی تحصیل کرد. اولین شعرهای او در مجله «شعر_اوکو» و

رومن گاری در خداحافظ گری کوپر بیش از آنکه بخواهد قصهای خطی و کلاسیک تعریف کند، میکوشد حال و هوای نسلی سرخورده، آواره و بیقرار را ثبت کند؛ نسلی که دیگر نه به اسطورههای کهنهی مردانگی دل بسته و نه

نسیم خلیلی، نویسنده کتاب «در مه نشسته بود» که پژوهش و نقد و نظری بر جهان ادبی زندهیاد ابراهیم رهبر، داستاننویس گیلانی است، از موضوعی سخن میگوید که خوب میداند در میانه بازار نزار و آزرده نشر امروز ایرانمان، نه

در عصر حاضر که دنیای کودکان با رسانههای دیجیتال و سرگرمیهای سریع پر شده، آثار ادبی که قدرت قصهگویی، خیال و اسطوره را بازآفرینی کنند، اهمیت ویژهای دارند. «بستنیجویان» نمونهای موفق از ترکیب فانتزی ایرانی با پیامهای تربیتی و روانشناختی

رومن گاری، این نویسندۀ حیلهگر و چندچهره که ادبیات را به بازیای جدی برای بقا بدل کرده بود، در آخرین رمانش، «بادبادکها» (1980)، وصیتنامه ادبی و اخلاقی خود را به رشته تحریر درآورد. رمانی که در ظاهر داستان عشقی نوجوانانه

در تاریخ اندیشه، کمتر نامی به اندازه «خیام» توانسته است میان دو دنیای متضاد، یعنی «حقیقت تاریخی» و «اسطوره خیامی»، پل بزند یا میان آنها شکاف ایجاد کند. ما با خیامی روبرو هستیم که در یک سو، دانشمندی

ریموند کارور در یکی از تحسینشدهترین داستانهایش، ما را به تماشای فروپاشی تدریجی تعاریف کلاسیک از عشق میبرد. جایی که از میان کلمات ساده، طرحوارههای درماننشده انسانی قد علم میکنند تا بپرسند: آنچه به نام عشق میزییم، چقدر اصیل است

رمان «ما سه نفر بودیم» داستان سه زن را روایت میکند که در قالب یک سفر جادهای با هم همراه میشوند و در خلال مسیر، با حادثهای غیرمنتظره روبهرو میگردند. این واقعه نقطهٔ عطفی در روایت است که نه تنها

مجموعه داستان قهوهچی چمنسلطان نوشته فرهاد کشوری از جمله آثاری است که بیش از هر چیز با شیوهی سازماندهی زبان و ساختار رواییاش معنا تولید میکند. این مجموعه شامل سیزده داستان کوتاه است که در سالهای مختلف نوشته شدهاند. این

تجربه طلاق والدین باعث میشود فرزندان با اضطراب وابستگی و تردید در روابط عاطفی روبهرو شوند. ترس از آسیب دیدن دوباره و فقدان اعتماد میتواند مسیر شکلگیری ارتباطات سالم و پایدار را دشوار کند. ترانه تنهایی بیش از هر چیز

کادیر آیدمیر در سال ۱۹۷۷ در استانبول بهدنیا آمد. از دبیرستان فنرباغچه در سال ۱۹۹۵ فارغالتحصیل شد و مدتی در دانشگاه، مدیریت خواند و سپس در رشتهی روابط عمومی تحصیل کرد. اولین شعرهای او در مجله «شعر_اوکو» و بعدها آثار دیگرش در بسیاری از مجلات و روزنامههای ترکیه منتشر شد. آثار کادیر آیدمیر به زبانهای آذربایجانی، آلمانی و همچنین بلغاری، روسی و انگلیسی تاکنون ترجمه و منتشر شده. عمدهی آثار کادیر در حوزه هایکو و هایکوسرایی است.

رومن گاری در خداحافظ گری کوپر بیش از آنکه بخواهد قصهای خطی و کلاسیک تعریف کند، میکوشد حال و هوای نسلی سرخورده، آواره و بیقرار را ثبت کند؛ نسلی که دیگر نه به اسطورههای کهنهی مردانگی دل بسته و نه به وعدههای بزرگ ایدئولوژیها اعتماد دارد.

نسیم خلیلی، نویسنده کتاب «در مه نشسته بود» که پژوهش و نقد و نظری بر جهان ادبی زندهیاد ابراهیم رهبر، داستاننویس گیلانی است، از موضوعی سخن میگوید که خوب میداند در میانه بازار نزار و آزرده نشر امروز ایرانمان، نه میتواند فروشش داغ باشد و نه پُرهیاهو. گویی اینگونه به یادمان میآورد که نویسنده همیشه هم نباید به مذاق اکثریت مخاطبان چشم بدوزد و دنبالهروشان باشد، بلکه خویشتن در مقام آفرینشگر، میتواند بر پسند دستکم گروهی از خوانندگان زمانهاش تأثیر بگذارد و بدانان سمتوسوی دهد.

در عصر حاضر که دنیای کودکان با رسانههای دیجیتال و سرگرمیهای سریع پر شده، آثار ادبی که قدرت قصهگویی، خیال و اسطوره را بازآفرینی کنند، اهمیت ویژهای دارند. «بستنیجویان» نمونهای موفق از ترکیب فانتزی ایرانی با پیامهای تربیتی و روانشناختی است که به کودکان میآموزد چگونه با استفاده از تخیل و همکاری با دیگران میتوانند بر مشکلات، فراموشی و چالشهای زندگی غلبه کنند.

رومن گاری، این نویسندۀ حیلهگر و چندچهره که ادبیات را به بازیای جدی برای بقا بدل کرده بود، در آخرین رمانش، «بادبادکها» (1980)، وصیتنامه ادبی و اخلاقی خود را به رشته تحریر درآورد. رمانی که در ظاهر داستان عشقی نوجوانانه در دل طوفان جنگ جهانی دوم است، اما در باطن، مانیفستی شاعرانه و نافذ درباره قدرت نجاتبخش «تخیل»، «خاطره» و «جنون مقدس» در برابر شرارت و پوچی تاریخ است. گاری در این رمان، با چیرگی تمام، شقاوت هولناک قرن بیستم را نه با رئالیسم تلخ، بلکه با اسلحۀ طنز، لطافت و ایمان به «ناممکن» به چالش میکشد.

در تاریخ اندیشه، کمتر نامی به اندازه «خیام» توانسته است میان دو دنیای متضاد، یعنی «حقیقت تاریخی» و «اسطوره خیامی»، پل بزند یا میان آنها شکاف ایجاد کند. ما با خیامی روبرو هستیم که در یک سو، دانشمندی دقیق در ریاضیات و نجوم است و در سوی دیگر، شاعری که در جهانِ ترجمهها، به نمادِ مستی و بیبندوباری بدل شده است. اما پرسش بنیادین اینجاست: آنچه ما از خیام میدانیم، واقعیت است یا بازتابی از توهماتِ گذشتگان؟ کتاب «حکیم عمر خیّام و رباعیات» «پژوهشی درباره عمر خیام، معنای رباعیها و ترجمه فیتز جرالد» نوشته کاظم برگنیسی، پاسخی است جسورانه و روشمند به این پرسش.

ریموند کارور در یکی از تحسینشدهترین داستانهایش، ما را به تماشای فروپاشی تدریجی تعاریف کلاسیک از عشق میبرد. جایی که از میان کلمات ساده، طرحوارههای درماننشده انسانی قد علم میکنند تا بپرسند: آنچه به نام عشق میزییم، چقدر اصیل است و چقدر تکرار ملالآور زخمهای گذشته است؟

رمان «ما سه نفر بودیم» داستان سه زن را روایت میکند که در قالب یک سفر جادهای با هم همراه میشوند و در خلال مسیر، با حادثهای غیرمنتظره روبهرو میگردند. این واقعه نقطهٔ عطفی در روایت است که نه تنها جریان سفر را تغییر میدهد، بلکه موجب میشود هر یک از شخصیتها درونیترین تجربهها، خاطرات و دغدغههای شخصی خود را بازنگری کنند و بین گذشته و آیندهٔ خود تامل کنند. «ما سه نفر بودیم» رمانی است دربارهٔ لحظههایی که زندگی مکث میکند، نه برای آنکه همهچیز تغییر کند، بلکه برای آنکه شخصیتها ناچار شوند خودشان را دوباره ببینند و بپرسند “اگر ادامه دهیم، به کجا میرسیم؟”

مجموعه داستان قهوهچی چمنسلطان نوشته فرهاد کشوری از جمله آثاری است که بیش از هر چیز با شیوهی سازماندهی زبان و ساختار رواییاش معنا تولید میکند. این مجموعه شامل سیزده داستان کوتاه است که در سالهای مختلف نوشته شدهاند. این مجموعه را میتوان نمونهای برجسته از داستاننویسیای دانست که وفادار به امکانات درونی فرم است: روایتی که کمتر بر عناصر آشکار کنش، یا بازنمایی مستقیم واقعیت بیرونی متکی است و بیشتر بر «چگونگیِ بازنمایی» و «نحوهی دیدن» تأکید دارد.

تجربه طلاق والدین باعث میشود فرزندان با اضطراب وابستگی و تردید در روابط عاطفی روبهرو شوند. ترس از آسیب دیدن دوباره و فقدان اعتماد میتواند مسیر شکلگیری ارتباطات سالم و پایدار را دشوار کند. ترانه تنهایی بیش از هر چیز درباره ایمان به عشق و شجاعت در مواجهه با آینده است.
Thanks for clicking. That felt good.
Close