عزاداران بیل

نویسنده کتاب: غلامحسین ساعدی

تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تهیه این کتاب

نظر من

خلاصه‌ داستان‌

این کتاب دارای هشت داستان کوتاه با شخصیت‌هایی ثابت در رابطه با مردم روستایی به نام بیل است.

قصه‌ اول: ننه رمضان در حال احتضار است و پسرش بی‌تابی می‌کند. حالا ننه دیگر مرده است، اما نه مادر و نه فرزند، طاقت دوری از هم را ندارند.
قصه‌ دوم: بیماری عجیبی به ده کناری آمده و رنگ و بوی مرگ همه‌جا پیچیده است.
قصه‌ سوم: قحطی و گرسنگی به بیل آمده است. حالا وقت غارت و انتقام از آبادی‌های دوروبر است.
قصه‌ چهارم: مشدی حسن در غم گاو ازدست‌رفته‌اش تمام هویت وزندگی خود را از دست می‌دهد.
قصه‌ پنجم: سگی در بیل پیدا شده که آواره و سرگردان است و به سرنوشتی شوم دچار می‌شود.
قصه‌ ششم: شی‌ء مرموزی در اطراف آبادی پیدا شده که نه چشم و گوش دارد و نه دست‌ و پا، اما حس غریبی دارد و صداهایی از آن به گوش می‌رسد.
قصه‌ هفتم: موسرخه هیبت انسانی خود را از دست می‌دهد و تبدیل به موجودی ترسناک و غریب می‌شود.
قصه‌ هشتم: در سیدآباد سوروسات عروسی به پاست. اسلام باید به سیدآباد برود و ساز بزند، رفتنی که عاقبت شومی برایش دارد.

درباره نویسنده

غلامحسین ساعدی (گوهر مراد) در سال ۱۳۴۱ (۲۴ دی‌ماه) در تبریز به دنیا آمد، در خانواده‌ای کارمند و به قول خودش اندکی بدحال. ساعدی نوشتن را ابتدا به‌صورت گزارش و تفسیر در هنگامه‌ی نوجوانی آغاز و با نشریات فریاد، صعود و… همکاری کرد و اولین بار در ارتباط با همین نوشته‌ها به زندان افتاد.
نخستین آثارش را از ۱۳۳۴ در مجلات ادبی به چاپ رساند. او که در ابتدا به‌عنوان نمایشنامه‌نویسی چیره‌دست (بانام مستعار گوهر مراد) شهرت یافته بود،‌ با نگارش داستان‌های زیبایی چون گدا، دو برادر و آرامش در حضور دیگران، جایگاه خود را به‌عنوان یکی از خلاق‌ترین داستان‌نویسان ایران نیز تثبیت کرد.
آثار او دستمایه‌ی برخی از بهترین فیلم‌های بلند سینمای ایران قرارگرفته است که ازجمله‌ی آن‌ها می‌توان فیلم‌های «گاو» (ساخته‌ی داریوش مهرجویی، ۱۳۴۸)، «آرامش در حضور دیگران»(ساخته‌ی ناصر تقوایی، ۱۳۴۹) و «دایره‌ی مینا»(ساخته‌ی داریوش مهرجویی، ۱۳۵۳) را نام برد.
در مرداد ۱۳۳۲ هنگام کودتای ۲۸ مرداد وارد دانشکده‌ی پزشکی تبریز شد و در اواخر سال‌های دانشکده فعالیت هنری و ادبی خود را مجدانه پیگیری کرد. ساعدی در دهه‌ی ۴۰ که دوره‌ای خاص در ادبیات ایران محسوب می‌شود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روان‌پزشکی ادامه داد. عمده‌ی فعالیت‌های قلمی ساعدی در حوزه نمایشنامه‌نویسی است و به همراه تنی چند همچون بیضایی، رادی و نصیریان پیش‌زمینه‌ی تئاتر را بنیان نهادند. بخش دیگر از نوآوری او درزمینهٔ تئاتر چاپ آثار پانتومیم تحت عنوان لال‌بازی‌هاست. ساعدی در اوایل دهه‌ی ۵۰ گاهنامه‌ی الفبا را به همراه تنی چند منتشر  و در سال ۵۶ هم‌زمان با احمد شاملو در چاپ مجله‌ی ایرانشهر در خارج از کشور همکاری کرد. بعد از انقلاب نیز داستان‌های او همچنان در کتاب جمعه، ویژه‌ی هنر و ادبیات چاپ می‌شد. ساعدی در دهه‌ی ۶۰ از ایران خارج شد و به فرانسه رفت.
او در دوم آذر ۱۳۶۴ به علت خون‌ریزی دستگاه گوارش در فرانسه درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد.

 

 

قسمتی از کتاب

پسرک ۱۲ ساله است و اسلام می‌گوید که از شهر که برگشتند باید برای او آستین بالا زد. حال ننه بد و بدتر می‌شود. بالاخره ماشینی پیدا می‌شود و آن‌ها را به شهر می‌رساند و دم بیمارستانی پیاده می‌شوند. اسلام دختر یکی از اهالی را برای پسرک در نظر می‌گیرد و دختر از ماجرا خبردار شده و مدام چشم‌به‌راه رمضون است. در بیمارستان به‌زور آن‌ها را راه می‌دهند. زن در بیمارستان می‌میرد و کدخدا به پسرش می‌گوید که باید ننه را به بیمارستان بهتری ببرد و سر کوچه‌ی قبرستان میت را کول می‌کند و بعد درجایی خاک کرده و برمی‌گردد و می‌گوید که او را بستری کرده‌اند و او باید مدتی در شهر بماند و این‌ها باید به بیل برگردند. پسر قبول نمی‌کند و نزد سرایدار بیمارستان می‌ماند.

 

نظرات دیگران

پور نامداریان: «سحر و جادو از بنیادی‌ترین گزاره‌های شکل‌دهنده داستان‌های رئالیسم جادویی است. به‌کارگیری مؤلفه سحر و جادو در عزاداران بیل را می‌توان چنین تبیین نمود که انس روستاییان با طبیعت و مظاهر آن، همچون صدای رودخانه، آواز پرندگان، زوزه باد، جهل و بی‌تجربگی آنان در شناخت هستی و حقیقت رویدادهایی همچون طوفان، قحطی، مرگ و … و نسبت دادن آن‌ها به قدرت‌های جادویی مانند سیاهان، ابرها، جن و پریان و درنهایت پناه بردن به اعمال و حرکاتی عجیب و … همه و همه همچون دهل کوبیدن، جارو به دست گرفتن، آب تربت پاشیدن موجب شده است که داستان سبک و سیاقی سحرآمیز و جادویی و وهم‌آلود داشته باشد…

صمد بهرنگی: «زمینه قصه‌های بیل، زندگی عادی مردم روستایی است به ‌نام بیل. این چیز مهمی نیست. اهمیت قصه‌ها در برداشتی است که نویسنده از زندگی عادی روستا کرده است. این برداشت خاص اوست و در ادبیات فارسی تازگی دارد… بیل روستایی است مثل صدها روستای ناشناس دیگر. با پنجاه یا شصت یا کمتر زن و مرد و بچه… ساعدی بی‌آنکه حرف توی دهان آدم‌های قصه‌هایش بگذارد و توصیفی از درودیوار روستا بکند، ما را حتی با معماری خاص روستاهای دوروبر بیل آشنا می‌کند… ساعدی در این قصه‌ از اساطیر مردم خوب و بجا استفاده می‌کند و حرفش را در قالب آن‌ها بیان می‌کند… هر قصه در اطراف یکی از بیلی‌ها دور می‌زند. در ضمن دیگر بیلی‌ها هم در همه قصه‌ها کم‌وبیش ظاهر می‌شوند. مثلاً قصه سوم در اطراف مشدی حسن و گاوش دور می‌زند… طرز کار ساعدی بر این اساس است که آدم‌هایش با گفتگو و رفتارشان خود را و محیطشان را بشناسانند. نمی‌توانید در وصف سیرت یکی از بیلی‌ها جمله‌ای پیدا کنید. آدم‌ها ذات خود را بروز می‌دهند…»

بابک ابراهیم پور: «عزاداران بَیَل را شاید بتوان مهم‌ترین اثر ادبی غلامحسین ساعدی دانست. این کتاب از هشت قصه‌ی به‌هم‌پیوسته تشکیل‌شده که در عین یگانگی فضا و مکان، دارای مضمون‌های کم‌وبیش متنوعی است و در هرکدام از این قصه‌ها اتفاقات جدیدی رقم می‌خورد. تمامی این هشت قصه حول محور مردم بیل رقم می‌خورد. ساعدی در این اثرِ ادبی چه چیزی برای مخاطب به ارث گذاشته است؟ چه مفاهیمی از این قصه‌ها برداشت می‌شود؟ پس از خواندن تمام این هشت قصه متوجه وجوه مشترکی بین شخصیت‌های قصه و جامعه‌ی اطرافمان می‌شویم. مردم بیل، مردمی بدبخت و تیره‌روز هستند که مدام در حال زیرآب زنی و موش دوانی‌اند و با دزدی و راهزنی روزگار خود را می‌گذرانند. دیالوگ‌های کوتاه باعث کشش بیشتر و سرعت یافتن ضرب‌آهنگ قصه‌ها می‌شود. راوی دانای کل قضاوتی در طول داستان نمی‌کند و با نگاهی بی‌طرفانه قصه‌ها را روایت می‌کند.»

به نظر بسیاری از منتقدین، کتاب عزاداران بیل شاهکار ذهن خلاق ساعدی و درواقع اوج آفرینش‌های ادبی‌اش تلقی می‌شود. ساعدی ایستاده بر دروازه مدرنیسم، عزاداران بیل را در توصیف روانکاوانه و ژرف نگرانه جامعه‌ی ایران در دوران حکومت گذشته به نگارش درمی‌آورد.

منابع

  • بازتاب رئالیسم جادویی در داستان‌های غلامحسین ساعدی، پور نامداریان و سیدیان،مجله زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت‌معلم تهران، سال ۱۷، ش ۱۳۸۸
  • صمد بهرنگی، مجموعه مقاله‌ها
  • بابک ابراهیم پور، نشریه چوک شماره ۷۶