شازده احتجاب

نویسنده کتاب: هوشنگ گلشيری

تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

نظر من

 

خلاصه داستان

مرور خاطرات، گویی چرت می‌زند و گذشته و خاطراتش مثل یک کابوس بر او ظاهر می‌شوند. او بدی ها و قساوت‌های پدر و اجدادش را می بیند. شازده احتجاب خود را از این ظلم ها مبرا می‌داند اما قساوت او شکل دیگری دارد او کلفت خانه اش را مسخ کرده و او را در هیأت فخرالنسا( همسرش) در آورده و با او همبستری می کند.

مراد جزء شخصیت های پررنگ داستان است او کالسکه چی شازده است و  هر از گاهی خبر مرگ خویشان شازده را به او می دهد اما در این شب خبر مرگ شازده را به خود او می دهد، در پایان شازده در اتاقی نمور و تاریک در تنهایی و انزوا می‌میرد.

 

درباره نویسنده

هوشنگ گلشیری، زاده ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان و در گذشته ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران است. وی نویسنده معاصر و سردبیر مجله کارنامه بود. او از تأثیر گذارترین داستان نویسان معاصر ایرانی است.

در کودکی با خانواده اش به آبادان مهاجرت کرد. در سال ۱۳۳۸ در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل شد. آشنایی با انجمن ادبی صائب مهم ترین اتفاق زندگی وی در این دوران محسوب می شود.

گلشیری کار ادبی را با جمع آوری فولکلور مناطق اصفهان آغاز کرد. او مدتی شعر سرود اما بعد متوجه شد در این زمینه استعداد چندانی ندارد. سپس به نگارش داستان پرداخت.

او به همراه ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی حلقه ادبی جنگ اصفهان را پایه گذاری کرد.

گلشیری از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ به دعوت بهرام بیضایی استاد دانشکده هنرهای زیبایی دانشگاه تهران شد.

در سال ۱۳۵۸ با فرزانه طاهری ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های غزل و باربد است.

گلشیری در سن ۶۲ به دلیل مننژیت در بیمارستان ایران مهر درگذشت و در امامزده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

 

قسمتی از کتاب

پدر بزرگ حتما فهمیده که خانم جان برای عرض حال به پایتخت می رود. دم دروازه ها آدم می‌گذارد. اما خانم جان با یک خر کرایه ای و یک نوکر از بیراهه می‌رود پایتخت. فخرالنسا را هم با خودش می برد. سوار خر بوده، فخرالنسا هم بغلش. نوکر افسار خر را گرفته بود. خانم جان می‌رود توی خانه یکی از خانم های حرم بست می‌نشیند، انیس خانم با یکی دیگر. انیس خانم توسط می کند تا پدربزرگ دست از سر معتمد میرزا بر می دارد.

نظرات دیگران

۱-ساختار روایی داستان و فیلم شازده احتجاب: در داستان شازده احتجاب نباید به دنبال سیر منطقی حوادث و روابط علت و معلولی گشت. خاطرات و خیالات شازده احتجاب در گونه ادبی داستان مثل آلبوم عکسی است که پشت سر هم مرور می‌شوند. در چند مورد به صورت کم رنگ ، شاهد تعلیق و کشمکش در بخشی از روایت داستان می شویم: از جمله در ماجرای کشتن برادر پدر بزرگ یا سر گذشت فخرالنسا، معتمد میرزا و نیره خاتون.

۲-تحلیل و بررسی شازده احتجاب گلشیری با دیدگاه ساختگرایانه: شازده احتجاب به شیوه جریان سیال ذهن نوشته شده است. همان گونه که جریان عبور اندیشه هاو خاطرات گوناگون از ذهن انسان،بی نظم و ناهماهنگ است، در رمان جریان سیال ذهن نیز این وضعیت دیده می شود.سیال بودن ذهن شازده احتجاب به این معنا نیست که راوی هرچه خواسته بر زبان آورده است. راوی یاداوری  و شرح هر رویداد یا خاطره ای را در قسمت های گوناگون داستان تکمیل می کند: به عبارت دیگر، راوی به جای اینکه ابتدا الف را بگوید،سپس ب و آن گاه ج را، این ترتیب را در هم می ریزد و ممکن است ابتدا ج را بگوید، سپس قسمتی از ب را، آن گاه الف را و سپس قسمت دیگری از ب را.

 

منابع

  • ابهری، سمانه، موسوی، سید کاظم، شفیعی، اسماعیل، ساختار روایی داستان و فیلم شازده احتجاب (زمستان ۱۳۹۵)، دوره چهارم.
  • سیدان، مریم، تحلیل و بررسی شازده احتجاب با دیدگاه ساختگرایانه،(زمستان ۱۳۸۷)،شماره ۴(ISC).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *