بی دوز و کلک
نویسنده: آندرس باربا
مترجم: شیما الهی
ناشر: چشمه
نوبت چاپ: ۶
سال چاپ: ۱۴۰۳
تعداد صفحات: ۷۷
شابک: ۹۷۸۶۲۲۰۱۰۷۵۷۶
این مقاله را ۸ نفر پسندیده اند
بیدوزوکلک
نویسنده: فاطمه قاسمی
معرفی کتاب
داستان بیدوزوکلک یکی از چهار نولای کتاب باران برفراز مادرید است که آندرس باربا آن را نوشته و شیما الهی ترجمه کرده است. کتاب در سال ۱۳۹۹ توسط نشر چشمه در مجموعهی «برج بابل» چاپ شد. این داستان به کندوکاو آسیبهای کودکی و تاثیرشان بر زندگی بزرگسالی میپردازد. این نویسندهی سرشناس اسپانیایی، دنیای زنانه را به زیبایی و موشکافانه تصویر کرده که در آن مثلث رابطهی مادر-دختر-خواهر شکل غریب و معیوبی دارد و با ورود پرستارِ مادر و نزدیک شدن دختر به او، رازهایی از گذشتهی خانواده، برای خواننده برملا میشود.
خلاصهی داستان
داستان از تلفن مادر به دخترش شروع میشود. پشت تلفن، پرستار گریه میکند که من چیزی از خانم ندزدیدهام، اما مادر مصرانه به او تهمت میزند و از دختر میخواهد که بیاید تا تکلیف او را مشخص کند و پرستار جدیدی استخدام کند. دخترِ دیگر او، راکل نام دارد که در اسپانیا زندگی نمیکند و با شوهر دومش در انگلستان است. دوربین داستان انگار در چشمان و مغز دختری کار گذاشته شده که تا پایان داستان اسمی ندارد. در ذهن او، مادرش کودکصفت و درهمشکسته است و دختر بدون همکاری موثر خواهرش از مادرش مواظبت میکند.
مادر شخصیتی لجدرآر دارد اما همزمان احساس حمایت و دلسوزی را در خواننده برمیانگیزد. دختر شخصیتی صادق و بیدوزوکلک دارد که خودش از این ویژگی بسیار آزرده است و در زندگی با همسرش و روابط پرتنشی که با مادر و خواهرش دارد و حتی در قبال دو پسرش احساس خلأ میکند. روزها صرف انتخاب پرستار جدید میشود و مادر برای هر کدام ایرادی بنیاسرائیلی میگیرد. تا اینکه، آنیتا برای مصاحبه پا به خانهی آنها میگذارد. دختر تا میبیندش چیزی در دلش میجوشد. ورود آنیتا به عنوان پرستار مادر، تلنگری میشود تا او بیشتر دربارهی صمیمیت و ارتباط فکر کند…
دربارهی نویسنده
آندرس باربا نویسنده و مترجم اسپانیایی است و متولد ۱۹۷۵ در مادرید. فارغالتحصیل رشتهی فلسفه از دانشگاه مادرید است. او همچنین در کالج بودوئین و دانشگاه پرینستون تدریس کرده است. باربا با نگاهی عمیق به روانشناسی انسان و با سبکی شاعرانه، به تحلیل روابط انسانی و هویت و جامعه میپردازد. او تاکنون بیش از ده رمان و مجموعهداستان منتشر کرده. ازجمله آثار برجستهی او میتوان به بیدوزوکلک و جمهوری مشعشع اشاره کرد. در بیدوزوکلک به موضوعاتی مانند مرگ، ناتوانی در ابراز احساسات، عشق ناگهانی، آرزو و ترس از خوشبختی میپردازد. این اثر با نگاهی تیزبین و شاعرانه، زوایای گوناگون روح انسانی را به تصویر میکشد.
سبک و ساختار داستان
داستان به سبک رئالیستی روایت میشود و زاویهدید سومشخص محدود به یکی از دختران خانواده است. زبان ساده و صمیمی نویسنده گیرایی خاصی دارد، طوریکه خواننده بهراحتی میتواند خود را بهجای شخصیت اول بگذارد و حس کند خواهر و مادر او را از نزدیک میشناسد، آنهم در کمتر از صد صفحه. در هر بخش از داستان پرشهای زمانی مختلفی صورت میگیرد اما روایت خطی است.
تحلیل بی دوز و کلک
هدف مجموعه کتابهای «برج بابل» بزرگداشت همدلی از راه همزبانی است، آنهم با ترجمهی کتابهای نولایی یا رمانک از مناطق مختلف دنیا. به راستی این کتاب نمونهی خوبی برای همدلی با غربت دختری اسپانیایی در خانوادهی خودش است. برای تکتک شخصیتهای خانه آزردگیهای روانی طوری ترسیم شده که در عین تاثیر هر یک بر بدحالی دختر، خواننده هیچعضوی را مقصر بیچارگی او نمیداند و نداشتن امنیت عاطفی و دلایلش یکی از دغدغههای نویسنده است.
او به راستی احساسات زنانه را دقیق فهمیده و میتواند آن را موشکافانه تصویر کند. بدون هیچ توضیح اضافهای خواننده را متوجه ویژگیهای شخصیتها میکند، اما جای سوژهای هیجانانگیز در این داستان خالی است. یکنواختی داستان کمی آزاردهنده است. ولی انصافاً واقعیتهای تلخ زندگی طوری با پیچیدگیهای روانشناختی و نگاهی شاعرانه ترکیب شده است که خواننده را به چالش عاطفی و فکری بکشاند.
این داستان به چه کسانی توصیه میشود؟
کسانی که به داستانهایی با بنمایههای روانشناختی علاقه دارند، این داستان نمونهی خوبی از نقش مادر در شکلگیری هویت دختران است، اما کسانی که لذت از داستان برایشان مهمتر از فهم دغدغههای انسانی است، این داستان برایشان کسلکننده خواهد بود.
ادبیات اسپانیا
نوشتهها و کتابهای مرتبط








