vinesh وینش
vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

باد ویرانگر

نویسنده: سلوا آلمادا

مترجم: مهدی غبرائی

ناشر: چشمه

نوبت چاپ: ۴

سال چاپ: ۱۴۰۵

تعداد صفحات: ۱۵۶

شابک: ‫‬‮‭۹۷۸۶۲۲۰۱۱۰۶۳۷

  این مقاله را ۳ نفر پسندیده اند

باد ویرانگر

تهیه این کتاب


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

باد ویرانگر

نویسنده: زهرا مذنبی

 

کتاب باد ویرانگر نوشته‌ی سلوا آلمادا با ترجمه‌ی مهدی غبرائی در نشر چشمه به چاپ رسیده است. این رمان کوتاه که جدال بین ایمان تحمیلی و آزادی فردی را به تصویر می‌کشد، جایزه‌ی کتاب اول جشنواره‌ی ادینبورگ را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورد.

در باد ویرانگر چه می‌گذرد؟

پدر پیرسون کشیش دوره‌گردی است که همراه دختر شانزده‌ساله‌اش، لنی، برای تبلیغ دین عازم جاده می‌شود. در یکی از همین سفرها ماشینشان در بیابان از کار می‌افتد و سر از تعمیرگاه گرینگو باوئر در می‌آورند؛ جایی که گرینگو و وردست جوانش، تاپیوکا، مشغول کار و زندگی‌اند. کشیش که گمان می‌کند دست خدا او را به آن تعمیرگاه رسانده، بساط دعوتش را همان‌جا پهن می‌کند و همین به کشمکش بین او و گرینگو دامن می‌زند؛ کشمکشی که رفته‌رفته در طول داستان بالا می‌گیرد.

کشیش پیرسون، واعظی پرشور، اعتقاد دارد رسالتش این است که هرکجا باشد کلام خدا را به گوش آدم‌ها برساند. لنی اما احساسات متضادی دارد: از صمیم قلب کشیش را تحسین می‌کند، اما تقریباً با هر کاری که در مقام پدرش می‌کند مخالف است. گرینگو مرد میانسال خشنی است که همیشه به خودش تکیه کرده و چندان دل خوشی از مذهب ندارد. تاپیوکا جوانی خجالتی و منزوی است که ورود کشیش و لنی زندگی‌اش را زیرورو می‌کند.

ماجرا در یک روز و در فضایی دورافتاده و بی‌آب‌وعلفی در اطراف آرژانتین می‌گذرد. آلمادا به‌جای پرداختن به شهرهای بزرگ یا فرهنگ غالبْ داستان را به مناطق حاشیه‌ای (بیابان و جاده) می‌برد؛ مکان‌هایی که به گفته‌ی کتاب مقدس می‌توان خدا را در آن‌ها یافت. اما نویسنده این عناصر را در قالب موضوعاتی زمینی و در دنیای معاصر بازآفرینی می‌کند و پای خدا را به تعمیرگاهی دورافتاده، بین مشتی آهن‌پاره و ماشین قراضه، می‌کشاند.

در این رمان واقع‌گرایانه‌ی فلسفی کشمکش اصلی بر سر ایمان و آزادی انتخابِ سرنوشت است. کشیش نماینده‌ی نوعی ایمان پرشور وخشک است که اعتقاد دارد باید دیگران را نجات دهد و به راه خدا دعوت کند. گرینگو مردی است که با قواعد خودش زندگی می‌کند. همین تضاد ایمان و آزادی‌ست که پرسش محوری داستان را می‌سازد: آیا می‌شود راه خدا را به کسی تحمیل کرد یا آدم‌ها باید این مسیر را آزادانه انتخاب کنند؟

باد ویرانگر درباره‌ی چیست؟

رمان بیش از آنکه داستانی مستقیم درباره‌ی سفر یا کشمکشی بر سر مذهب باشد، درباره‌ی روابط انسانی است. آلمادا با زبانی نمادین و استعاری به غیبت‌ها و شکاف‌های موجود در روابط ناتمام می‌پردازد. آنجایی که حرف‌های ناگفته داستان را پیش می‌برند. نویسنده حتی مکان و عناصری مانند باد، آسمان، گرما را به خدمت می‌گیرد تا فضاهای خالی را بهتر نشان دهد؛ فضاهایی که شکاف بین آدم‌های قصه را می‌شود در آن‌ها به چشم دید.

آلمادا بر بافت و عناصر مادی تأکید می‌کند تا این شکاف را برجسته‌تر کند و از خلال همین توجه به جزئیات مادی و غیبت‌های عاطفی، شرایط اجتماعی آرژانتین (فقر، مردسالاری، سنت‌های مذهبی سخت‌گیرانه) را زیر سؤال می‌برد. او شعار نمی‌دهد، بلکه فضایی از سکوت و کمبود را به نمایش می‌گذارد. در همین فضاست که باد هم‌ کارکرد تمادین به خود می‌گیرد و هم‌زمان هم نیرویی ویرانگر و هم پلاینده می‌شود؛ نیرویی که از یک سو، حضور خدا را یادآوری می‌کند و ازسوی‌دیگر، به قدرتی بدل می‌شود که شخصیت‌ها کنترلی بر آن ندارند.

از باد ویرانگر بیشتر بدانیم

باد‌ ویرانگر اولین بار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. چاپش برای آلمادا شهرت چشم‌گیری به همراه آورد و تقدیر و تحسین منتقدان برجسته‌ی جهان را در پی داشت و در همان سال «بهترین رمان سال آرژانتین» شناخته شد. بعدها که در ۲۰۱۹ به زبان انگلیسی ترجمه شد، جایزه‌ی بهترین کتابِ اول ادینبورگ را از آن خود کرد وجایزه‌ی بنیاد کتاب بوئنوس آیرس را نیز به دست آورد.

فیلمی نیز به همین نام (A Ravaging Wind) در سال ۲۰۲۳ به کارگردانی و نویسندگی پائولا هرناندز با اقتباس از رمان ساخته شده است. فیلم در مناطق روستایی و طبیعت کامپو اروگوایانو می‌گذرد و طبیعت در آن عنصری مهم به شمار می‌رود، تقریباً مانند شخصیتی مستقل، همان‌طور که در رمان نیز هست.

درباره‌ی سلوا آلمادا

سلوا آلمادا در ۱۹۷۳ در شهر ویا لیزا، در بخش مرکزی آرژانتین، به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته‌ی ارتباطات اجتماعی آغاز کرد و در دکترای ادبیات ادامه داد. اولین داستان‌هایش را در نشریه‌های محلی به چاپ رساند و از همان‌جا علاقه‌اش به نوشتن را جدی‌تر پی گرفت. او کارش را با سرودن شعر و نگارش داستان کوتاه آغاز کرد و بعد به رمان‌نویسی روی آورد.

روزنامه‌ی اسپانیایی ال‌پائیس او را «یکی از امیدوارکننده‌ترین صداها در ادبیات معاصر آمریکای لاتین» می‌داند و برخی دیگر معتقدند آلمادا از سنت داستان‌نویسی ویلیام فاکنر تأثیر پذیرفته است. نثر او، به گفته‌ی بسیاری، قوت داستان‌پردازی اهالی امریکای لاتین را با خشونت تلفیق می‌کند تا مخاطب را به دخالت در گفت‌وگوی شخصیت‌ها، و در باد ویرانگر حتی به درگیری با سکوت شخصیت‌ها،‌ بکشاند.

باد ویرانگر را چه کسانی بخوانند؟

علاقه‌مندان به ادبیات آمریکای لاتین، مخاطبانی که به رمان‌های کوتاه علاقه دارند و طرفداران رمان‌های شخصیت‌محور؛ رمان‌هایی که به دنیای درونی شخصیت‌ها و کشمکش‌های ذهنی‌شان می‌پردازند.

برشی از متن رمان

«مطمئنم بسیاری از شما هر شب وقت رفتن به رخت‌خواب با خودتان می‌گویید: فردا همه‌چیز فرق خواهد کرد؛ از همین فردا شروع می‌کنم و افسار کار را به دست می‌گیرم؛ می‌خواهم همه‌ی کارهایی را انجام بدهم که سال‌ها به تعویق انداخته‌ام. فردا، بله فردا، مسیر زندگی‌ام را عوض می‌کنم.»

 

 

 

نوشته‌ها و کتاب‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *