سایت معرفی و نقد کتاب وینش

آگاهی

نویسنده کتاب: سوزان بلکمور

مترجم کتاب: رضا رضایی

ناشر: فرهنگ معاصر

نوبت چاپ: ۵ سال چاپ: ۱۳۹۷

تعداد صفحات: ۱۹۶


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید
آگاهی

اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

معرفی علوم شناختی

علومِ شناختی[1] مجموعه‌ی علومی است که برای بررسی و فهمیدنِ سازوکارهای ذهن و فعالیت‌های شناختی در انسان‌ها و دیگر موجوداتِ هوشمند موردِ استفاده قرار می‌گیرد. ذهن و شناخت تعاریفِ متنوع (و گاه متناقضی) در پیشینه‌ی علم و فلسفه دارند. برای شروع می‌توانیم ذهن را همان مجموعه‌ی فعالیت‌های شناختی در نظر بگیریم[2]. فعالیت‌های شناختی شامل:  هوشیاری (آگاهی)، تصورات، ادراک، تفکر، قضاوت (و تصمیم‌گیری)، زبان و حافظه هستند. مثلاً تصمیم‌گیری را در نظر داشته باشید: اینکه مطلبی از سایتِ وینش بخوانید یا از سایتی دیگر، یک تصمیم است. اینکه اصلاً مطلبی بخوانید یا نخوانید هم همین‌طور. چه اتفاقاتی در مغز، بدن و محیطِ اطرافِ شما افتاده است که شما تصمیم گرفته‌اید این مقاله را بخوانید؟ با دانستن درباره‌ی پروسه‌ی تصمیم‌گیریِ انسان می‌توانیم تصمیم‌های بهتری بگیریم و دیگران را هم وادار کنیم تصمیم‌هایی بگیرند که به نفعشان است. علومِ شناختی در حوزه‌ی قضاوت و تصمیم‌گیری، تلاش می‌کند به چنین سوالاتی پاسخ دهد.

روش‌شناسیِ علومِ شناختی شبیه به سایرِ علومِ تجربی است. مثلاً در علمِ فیزیک، برای اینکه بفهمیم چقدر طول می‌کشد تا یک سنگ از بالای برجی به زمین برخورد کند نیاز به ابزار و آزمایش داریم. ابتدا یک متر می‌خواهیم که طولِ برج را اندازه بگیریم و بعد از آن نیاز به فرمولِ فیزیکیِ محاسبه‌ی زمانِ برخورد داریم؛ فرمولی که از راهِ آزمایش (تکرارِ پدیده‌ی موردِ نظر) بدست آورده‌ایم. برای اینکه بفهمیم انسان‌ها دقیقاً چگونه و چرا این چنین تصمیم‌گیری می‌کنند هم، نیاز به ابزار و آزمایش داریم. احتمالاً اولین ابزاری که برای این منظور به نظرتان می‌آید «دانشِ روان‌شناسی» باشد. اما تنها یکی از ابزارهایی که برای بررسیِ سازوکارهای شناختی موردِ نیاز است روان‌شناسیِ تجربی[3] است؛ پیشرفتِ تکنولوژی، فلسفه و زیست‌شناسی ابزارهای قدرتمندِ دیگری نیز در اختیارمان قرار داده است. فلسفه‌ی ذهن، عصب‌شناسی، زبان‌شناسی، انسان‌شناسی و هوشِ مصنوعی علومی هستند که در دهه‌های اخیر، هر کدام جداگانه پیشرفت‌های شگرفی داشته‌اند. دانشمندانِ علومِ شناختی از یافته‌های این علوم استفاده می‌کنند تا در موردِ فعالیت‌های شناختی و ذهنِ انسان رازها را برملا کنند. مثلاً انسان‌شناسان می‌گویند: «انسان‌ها در طولِ تاریخ همیشه به صورتِ جمعی زندگی کرده‌اند.» عصب‌شناسان می‌گویند: «مناطقی در مغز وجود دارد که فقط در حضورِ دیگران فعال می‌شود.» زبان‌شناسان می‌گویند: «وقتی کسی با ما حرف می‌زند بدونِ اینکه خودمان متوجه باشیم از کلماتِ طرفِ مقابل‌مان استفاده می‌کنیم.» روان‌شناسانِ اجتماعی می‌گویند: «تصمیمِ اطرافیان بر تصمیمی که ما می‌گیریم تأثیر می‌گذارد.» دانشمندانِ علومِ شناختی از این یافته‌ها فرضیه‌ای می‌سازند که: «با دستکاریِ محیط می‌توانیم تصمیمِ دیگران را جهت بدهیم.» اگر آزمایش‌هایی این فرضیه را تأیید کردند، می‌‎توانیم از آن استفاده کنیم: مثلاً کاری کنیم که بجای اینکه بیشترِ مردم تصمیم بگیرند بستنی بخورند، با دستکاری‌هایی، کاری کنیم که بیشترِ مردم تصمیم‌ بگیرند کتاب بخوانند.

«تصمیم‌گیری» فقط یکی از فعالیت‌های شناختیِ ما است. برخی مسائلی که علومِ شناختی با آن‌ها دست و پنجه‌نرم می‌کند قدمتی به طولِ تاریخِ بشر دارند. «من بودن یا روحِ مجرد»، «ادارکِ واقعیت»، «خودآگاهی»، «شناختِ اجتماعی» و ارتباط و ادغامِ ما با ماشین‌ها و هوشِ مصنوعی مسائلِ اصلیِ دانشمندانِ علومِ شناختی هستند.

 

 

معرفی کتاب

 

«مسئله‌ی دشوار: آگاهی چیست؟ شاید این پرسش ساده به نظر برسد، اما این طور نیست.»

                                                                                                             -از متنِ کتاب

 

سوزان بلک‌مور، فارغ‌التحصیلِ روان‌شناسی و فیزیولوژی از دانشگاهِ آکسفورد، «آگاهی» را بزرگترین رازِ بشر می‌داند. او از قولِ برخی فیلسوفان نقل می‌کند که با توضیحِ مسئله‌ی‌ دشوارِ آگاهی کارِ علم به پایان می‌رسد. یکی از ناشناخته‌ترین قابلیت‌های شناختیِ ما انسان‌ها آگاهی است. این مفهوم به اندازه‌ای پیچیده است که حتی نمی‌توانیم مطمئن باشیم موجوداتِ دیگر نیز آگاهی دارند یا نه؟ حتی با آزمایشِ فکریِ «زامبی» ممکن است به فکر فرو رویم که آیا دوست‌مان که همین امروز صبح با او صحبت کردیم آگاهی دارد یا نه؟ «کسی را مجسم کنید که عینِ شما باشد، عینِ شما رفتار بکند، عینِ شما فکر بکند، عینِ شما حرف بزند، اما به هیچ وجه دارای آگاهی نباشد. این دیگری که عینِ شماست، هیچ نوع تجربه‌ی شخصی و آگاهانه ندارد؛ همه‌ی کارهایش بدونِ نورِ معرفت انجام می‌شود. این مخلوقِ ناآگاه همان چیزی است که فیلسوفان به آن می‌گویند زامبی. تجسم کردنِ این زامبی‌ها کارِ ساده‌ای است، اما آیا واقعاً می‌توانند وجود داشته باشند؟ این سوالِ ظاهراً ساده ما را واردِ دنیایی از دشواری‌های فلسفی می‌کند.»

کتابِ کم حجمِ آگاهی در قالبِ 8 فصل مقدمه‌ای برای آشنایی با این «بزرگ‌ترین رازِ عالمِ هستی» و نحوه‌ی مطالعه و تفکر در موردِ آن توسطِ دانشمندان و فلاسفه ارائه می‌دهد. هر چند که آگاهی مسئله‌ای پیچیده و بغرنج است، اما نویسنده به ما طیبِ خاطر می‌دهد که نگران نباشید، فلاسفه و دانشمندان هم خیلی چیزی از آن نمی‌دانند. فصلِ اول کتاب به بیانِ مسئله و تعریفِ آگاهی می‌پردازد. بلک‌مور در فصلِ دوم ارتباطِ مغز با آگاهی را شرح می‌دهد. همچنین در ادامه فصولی با عناوینِ چالش برانگیزی چون: زمان و مکان، توهمِ بزرگ، خود، اراده‌ی آزاد و … مواجه می‌شویم. اگر اندکی درباره‌ی شناختِ انسان کنجکاو باشید این کتاب پنجره‌ی جدیدی برای مطالعه‌ی وجهی از انسان می‌گشاید که شاید تابحال هرگز به آن فکر نکرده بودید.

 

[1] Cognitive science

[2] در گذشته ذهن را مجموعه‌ی فعالیت‌های شناختی و غیرِ شناختی (مانند غریزه و احساسات) در نظر می‌گرفتند؛ حال آن‌که بسیاری دانشمندانِ علومِ شناختی غریزه و احساسات را نیز زیرِ فعالیت‌های شناختی دسته‌بندی می‌کنند.

[3] Experimental psychology‎

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *