سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

روز: 5 خرداد 1403

سلام، من آینده - پذیرش اتفاقات بزرگ زندگی

پذیرش اتفاقات بزرگ زندگی

کتاب سلام من آینده روایت پذیرش اتفاقات بزرگ زندگی و راه مواجهه‌ی سالم‌تر با آن‌هاست. دختر کوچولوی قصه سلام من آینده چه کار می‌تواند انجام بدهد وقتی جشن تولد 12‌سالگی‌اش با خبری عجیب و تلخ خراب می‌شود؟ خبر جدایی پدر و مادرش می‌توانست به آخر رسیدن دنیایش باشد اگر با خودش در 28 سالگی دیدار نمی‌کرد و حرف نمی‌زد.

نجات آخرین خرس

نجات آخرین خرس

قصه‌ی “آخرین خرس” قصه‌ای است به عظمت و شکوه عشق کودکانه، به زیبایی افق بی‌کرانه‌ی خنده‌های از ته دل و به اوج قله رسیدن. در این قصه، حرف‌های جزیره و دریا به گوش می‌رسد. قصه‌ی جزیره، روایت درک عشق است و نجات آخرین خرس. دختر کوچولویی به نام “ایپرل” در تمام زندگی‌اش از روزمرگی‌ها فراتر رفته و ترجیح داده با درخت‌ها و حیوانات گفتگو کند جای هم کلامی با آدم‌هایی که کشف بهتر زیستن را فراموش کرده‌اند. ذهن ” ایپرل” پر از حکایت‌های ناشناخته‌ی سرزمین‌های دور بوده است.

پرنده ی سیاه بزرگ - داستانی برای ماندن

داستانی برای ماندن

کودکان و نوجوانان خواه‌ناخواه با پدیده ی مرگ روبرو خواهند شد، چه مرگ عزیزان و نزدیکانشان باشد و یا مرگ خود. همه آنها سوالاتی برای مواجهه با مرگ در ذهن دارند. اینکه اگر عزیزی را از دست دهند با غم فراق او،‌ با نبودن‌هایش چه کنند؟ و در لحظاتی که اندوه بر سراسر وجودشان سیطره پیدا می کند، به کجا پناه برند؟ هرکسی که این تجربه سهمگین را پشت سر گذاشته‌، راهی برای گذر از این دوران را هم تجربه کرده است. اما زندگی جریان می‌یابد و تنها چیزی که می‌توان از رخ دادن قطعی‌اش مطمئن بود «از دست دادن» است. خواندن کتاب‌هایی با موضوع درک فقدان و پذیرش می تواند آنها را برای مواجهه با این موضوع آماده و کمک کند.

پسری که پرواز کرد پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است

پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است

«پسری که پرواز کرد» روایت زندگی پر فراز و نشیب پسری به نام «اتان ویلد» است که در شهری کوچک، در یک خانواده‌­ای معمولی اما خرافاتی زندگی می‌کند. خانواده­‌ی او چندان زندگی مرفه‌­ای ندارند، آن‌قدر که مایلند پسرشان هر چه سریعتر برای خودش کاری دست‌وپا کند؛ کارهایی مثل چاه‌باز‌کنی، کالسکه­‌رانی یا خدمات و… اما اتان بیش از هر چیزی شیفته‌ی علم و دانش است. او هر روز به دیدار مرد مخترع میانسالی به نام «آقای چن» می‌رود که بابت ایده‌­ها و مهارت­‌های اتان او را تشویق می‌­کند و حاضر است به عنوان دستیار هم به او دستمزد بدهد. قرار است آن دو با کمک هم یک ماشین پرنده درست کنند.