سایت معرفی و نقد کتاب وینش

روز: 1 اردیبهشت 1400

نامبرده حسین سرشار

سولیست تنهای اپرای تهران

«نامبرده، حسین سرشار» مجموعه‌­ای است از ۱۳ گفت‌وگوی ساناز سیداصفهانی با افرادی که در دوره‌­های مختلف با حسین سرشار همکاری کرده‌­اند و در بخش پایانی عکس‌های نایاب و درواقع دیده‌نشده‌­ای از این تنها سولیست اپرای ایران دارد. ایک کتاب پیش‌تر در لندن چاپ شده بود و حالا در این نسخه گفت‌وگو با هومن خلعتبری و عکس‌های دیگری از مریم زندی به کتاب اضافه شده است. عنوان کتاب از آگهی چاپ شده در روزنامه کیهان در آذر ۱۳۷۴ می‌­آید. زمانی که حسین سرشار گم شده بود.

روشنی بخشی یک چتر بر سر شهر

اردلان، آتوسا، علی و مریم بدون آن‌که همدیگر را بشناسند در داستان زندگی هم قرار می‌گیرند. داستانی که دو ساعت قبل از تحویل سال شروع می‌شود و تا قبل از منفجر شدن توپ شادی آمدن سال جدید، تمام می‌شود. رسالت آن‌ها این است که در شهر دود گرفته‌ی خاکستری چرخه‌ی بخشش را متوقف نکنند. «در زندگی هیچ گرهی نیست که باز نشود. گاهی گره من به دست تو باز می‌شود. گره تو به دست یکی دیگر و گره یک نفر دیگر به دست من. ولی خوب می‌دانم که در زندگی هیچ گرهی نیست که باز نشود.»